دل نوشته های عاشقانه احساسی

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

دل نوشته های عاشقانه احساسی؛

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی ، دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
::

آرزو دارم بهاران مال تو … شاخه های یاس خندان مال تو … گرچه درویشان تهی دستند ولی … ساده بودن های باران مال تو
::

رسم “خوب ها” همین است:
حرف آمدنشان شادت می کند و ماندنشان با دلت چنان می کند که هنوز نرفته دلتنگشان می شوی…
::
::

وقتی گریه میکنی زیباتر میشوی…
اما بخند، من به همان زیبا که “تر” نیست قانعم !

::

::

حرفهای زیادی بلد نیستم
من تنها چشمان تو را دیدم و گوشه ای از لبخندت که حرفهایم را دزدید…
از عشق چیزی نمی دانم اما دوستت دارم کودکانه تر از آنچه فکر کنی !
::
::

“من” به “تو” بستگی دارم…
حال من را از خودت بپرس !
::
::

حوایی باش که آدمت به هوای تو زندانی زمین شود !
::
::

دوست داشتن یعنی :
این همه آغوش واسه تو بازه اما تو همونیو میخوای که بهت پشت کرده…
::
::

اگر نمی رفتی نمی دانستم که دوستت دارم…
::
::
بعضی سردردها نه با چای خوب میشه نه با خواب و نه با قرص !
بعضی سردردها فقظ با دیدن یه نفر خوب میشه !
::
::
کوه نیستی اما صدایت که می زنم، شعر و شور و عشق به من باز می گردد…
::
::
چه ناگهانی نگاهت را به نگاهم تعارف کردی !
و ناگهان عاشقت شدم…
::
::
خیالم را با خیال راحت ورق بزن
اگر صفحه ای خالی از خود یافتی آنگاه جناق شکسته به نفع تو… یادت مرا فراموش…
::
::
یکدیگر را گم کرده ایم تا یکی دیگر را پیدا کنیم، به همین سادگی…
سیروس جمالی
::
::
دستهایم این روزها بوی حافظ میدهند…
فال که میزنم کنعانم بدجور یوسفش را میخواهد !
::
::
هی میخواهم گُمت کنم به عمد اما هی پیدایت میکنم اتفاقی…
::
::
قبل از اینکه عاشقم شوی مرا خوب خوب نگاه کن، مبادا چیزی از قلم بیفتد که بعدها به چشمت بیاید !
::
::
اینجا صدای پا زیاد می شنوم اما هیچکدام تو نیستی !
“دلم” خوش کرده خودش را به این فکر که شاید “پا برهنه” بیایی !
::
::
کاش داشتنت به راحتی دوست داشتنت بود …
::
::
نکند آینه قدر ثانیه هایی را که بی دغدغه به تماشای چشمهایش مینشیند نداند ؟!
::
::
دیوانگی های دلم را به دل نگیر !
دست خودش نیست ، طفلک باور کرده بود دروغ دوست داشتنت را …
::
::
نمی دانم آلزایمر بودی یا عشق !
از روزی که مبتلایت شدم ، خود را از یاد بردم …
::
::
قوطی های رنگ را به دیوار می پاشم …
بیهوده است ، تصویر تو پاک شدنی نیست از روی دیوار نگاهم !
::
::
نمیدانم چرا هیچ معلمی به ما نگفت که برای “شما” شدنِ “ما” ، “شـ” لازم نیست ، “تو” لازم است !
::
::
آغوش قلبها را نزدیک می کند وقتی دردی نشسته باشد روی قفسه سینه و آرام هم نمی گیرد …
آغوش هایمان را ذخیره نکنیم ؛ آغوش را باید خرج کرد !
باید دوست داشتن را بین بازوان احساس گرفت !
::
::
تنها یک عاشق میفهمد تفاوت میان آغوش نرم و آغوش اَمن را …
::
::
مدتهاست دلم شروعی تازه میخواهد …
تو بیا و مرا دوباره آغاز کن !
::
::
گاهی به دلت شک کن …
عشق شاید یک شایعه باشد !
::
::
می گویند دنیا دار مکافات است !
دنیا را بی خیال ، فعلا که دار و ندار ما تویی و ندیدنت مکافات …
::
::
وقتی یه آدم رو دنیای خودت میکنی ، کوچکترین اشتباه اون آدم تمام دنیای تو رو داغون میکنه !
::
::
می خواهم داستانی از علاقه ام به تو را بنویسم :
یکی بود ، یکی …
بی خیال …
خلاصه اش میشود : دوستت دارم
::
::
بوس بی دلیل، کادو بی دلیل، بغل بی دلیل، اس ام اس بی دلیل، زنگ بی دلیل…
چیزهای خوب دلیل نمیخوان…

::

::
امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم … خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم
::
::
سلام ، سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده ، همچون کبوتری سبکبال که در آسمان عشق به پرواز در آمده است ، سلامی به بلندای آسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران ، سلامی به لطافت گرمای بهاری ، سلامی همچو بوی خوش آشنایی ، سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل ، به تو که همه وجودمی …
::
::
هرکی عاشق میشه میگه میمیرم برات، چرا یکی نمیگه می مونم برات؟
::
::
اسیر فصل خزان گردد عمر آن کس که … دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را…
::
::
هردو بازی کردیم ، تو با من، من با سرنوشت !
::
::
هنوز هم از تمام کارهای دنیا ، دل بستن به دلت بیشتر به دلم میچسبه
::
::
یک نظر در خود نگر تا کیستی، عاشقی ، مستی ، خماری ، چیستی ، جام هستی را بزن بر نیستی ، هرچه هستی بامرامی ، بیستی !
::
::
گفتی محبت کن برو ، باشد خدا حافظ ولی … رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم
::
::
میگویند سقوط جالب نیست ، اما اگر مقصدش قلب تو باشه از پرواز قشنگتره
::
::
میگن دوره اربابی تموم شده ! پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم؟!
::
::
از همان روز که مسکین سرای تو شدم … به تو سوگند که نمک گیر عطای تو شدم … گر کسی سلطنتی یافت به خود مینازد … من کنم ناز به عالم که رفیق تو شدم
::
::
تو این دنیا ، تو این عالم … میون این همه آدم … ببین من دل به کی دادم! … به او که نمیخوادم … دلم شیشه ، دلش سنگه! … واسه سنگه دلم تنگه
::
::
از ماضی و مضارع ها خسته ام ، دلم برای یک حال ساده با تو بودن تنگ است
::
::
موجم کردی که بی قرارت باشم … ابرم کردی که اشک بارت باشم … در سکوت گل جلوه نمودی تا من … چون خار همیشه در کنارت باشم
::
::
در دیاری که رفیقان همه دل میشکنند ، به تو نازم ای دوست که وجودت غم میشکند
::
::
خداوندا چرا دل آفریدی ؟ چرا این دل را عاشق آفریدی ؟ اگر عاشق شدن جرم و گناه است ، چرا سیمای زیبا آفریدی
::
::
مرا حبس کن در آغوشت ، من برای حصار بازوان تو مجرمترین زندانی ام
::
::
در خیال و نظرم غیر اندوهی در دل ، غیر نامی بزبان ، جز خطوط کج و محو و گم و ناپیدایی ، در رسوب روزان و شبان ، …. لیک از این فاجعه ناباور با غریوی که ز دیدار بناهنگامت ، ریخت در خلوت خاموشی دهلیز فراموشی من ، در دل آینه ، باز سایه میگیرد رنگ، شبحی میکشد از پنجره سر ، در اجاق خاموش شعله ای میجهد از خاکستر ، من در این بستر بیخوابی راز نقش رویایی رخسار تو را میجویم ، با همه شوق ترا میخواهم ، زیر لب باز تو را میخوانم ، دایم آهسته بنامت ، ای مسیحا ! اینک ! مرده ای در دل تابوت تکان میخورد آرام آرام … (شاملو)
::
::
آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا میکرد … کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد … یا نیمداد به تو این همه زیبایی را … یا مرا در غم عشق تو شکیبا میکرد
::
::
گفتمش یک بوسه خواهم از لبت ، گفتا مخواه … من بدهکارت نیم کزمن طلبکاری کنی … گفتمش یار وفادار توام ، گفتا بس است … من وفا کی از تو خواهم تا وفاداری کنی … گفتمش شد ارغوانی چهره ام از هجر ، گفت … می توان با اشک خونین چهره گلناری کنی
::
::
کسی با سکونتش مرا تا بیابان بی انتهای جنون برد ، کسی با نگاهش مرا تا دردندشت دریای خون برد . مرا باز گردان ، مرا ای به پایان رسانیده ، آغاز گردان!
::
::
دلتنگی قصه همیشگی است ، امروز زیر چتر تنهایی ام جایت خالی بود ، وقتی تمام باران را تنها میگریستم
::
::
ارزش بودنت را همیشه از اندیشه یک لحظه نبودنت میتوان فهمید
::
::
سلام به اون اهل دلی که بی ریا و باصفاست … قلب پر از محبتش همیشه با یاد خداست … دور باشه از وجودتون هرچی غم و هرچی بلاست … گفتم سلامی عرض کنم نگی فلانی بی وفاست ….
::
::
شماره حساب دلتو بده ، هرچی عشق نقد و نسیه دارم برات واریز کنم ، شماره حساب دلمو میدم ، هرچی غم و غصه داری به حسابم واریز کن
::
::
مردن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها … دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها … گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است … مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها!
::
::
بی انتهاترین جاده دنیا ، جاده معرفت است و کمتر کسی قادر به پیمودن آن است. آهای تو که آخر جاده ای ! سلام !
::
::
مرور میکنم خاطراتمان را ، اما مگر کپی برابر اصل میشود …
::
::
چگونه بفرستم باورم را برای تو ، تا باور کنی از یاد بردنت کار من نیست …
::
::
یه چک سفید از قلبم میدم هرچی نوشتی غمی نیست ، غماتو میخرم !

(اس ام اس خور)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.