اس ام اس های تنهایی و غمگین

تمام حرفهای ناگفته ام همین سکوتی است که می شنوی

اس ام اس های تنهایی و غمگین؛

تمام حرفهای ناگفته ام همین سکوتی است که می شنوی …
::

ﻳﻪ زمانی ﻓﺮﺍﻣﻮشی ﻳﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭی ﺑﻮﺩ ؛ ﻣﺜﻞ ﺍلاﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﻌمت ﺑﺎشه !
::
پاییز که شد به جرم کمکاری اخراجش کردند رفتگری که عاشق شده بود و برگ ها را قدم میزد و جارو نمیکرد …
::
::
دیگه از تمام دیالوگ های عاشقانه خسته شدم …
دلم فقط یه سلام ، یه دوستت دارم خشک و خالی از لبانی با صداقت میخواد !
::
::
آدم از یه جایی به بعد دیگه حالش خوب نمیشه !
::
::
رویاها را ول کن دلم …
هیچ “تو”یی دوستت نداشته ، حتی “تو”های رویاهایت نیز با “تو”های دیگر رفته اند !
بلند شو ، رویا دیدن بس است !
::
::
وقتی میخواستی از زندگیم بری ۱ دقیقه بیشتر طول نکشید …
ولی فقط بگو چقدر دیگه طول میکشه از ذهنم بری ؟
::
::
آهای نیمکت ها ! بیهوده نشسته اید …
آنکه باید می آمد رفت !
::
::
“بعدا” چندم تقویم است ؟
قرار دارم…
::
::
لطفا اگر قصد “ماندن” ندارید ، از هر گونه “بودن” هم خودداری کنید …
::
::
یکی زود به ستوه می آید
زود می رنجد
زود می رود
زود بر می گردد …
یکی به ستوه نمی آید
نمی رنجد
دیر می رود
برنمی گردد !
::
::
هیچ هم برای خودش عالمی دارد …
وقتی “همه” هایت هیچ میشوند ؛ آن وقت “هیچ” برایت یک دنیاست …
::
::
پا
می رفت
می رفت
می رفت …
غافل از دلی که جا مانده بود !
::
::
مشکل از اونجایی شروع شد که خودش رفت اما یادش نه …
::
::
تو را میخواهم …
در این جمله اندوهی ست ؛ اندوه نداشتنت !
::
::
خدایا یا فریاد گلویم را بگیر یا بغض گلویم را …
هر کدام راه دیگری را بسته اند !
::
::
ای کاش فردا که از خواب بیدار میشدم زندگی رنگ دیگری به خود می گرفت …
رنگ رویاهایم …
::
::
آدم های ساده …
ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری می کنند
ساده عشق می ورزند
اما سخت دل می کنند و آن وقت که دل می کنند جان می دهند …
::
::
این روزها احساس میکنم چقدر شبیه سکوتم …
با کوچکترین حرفی میشکنم …
::
::
من بروم ؛ آب ار آب تکان نمی خورد !
تو نرو که بی تو دنیا به هم می خورد …
::
::
تیغ روزگار شاهرگ “کلامم” را چنان بریده که سکوتم “بند” نمی آید …
::
::
تمام عشق تو را قطار جدایى روى ریل سرنوشتم برد ولى هنوز گل یادت اینجا گوشه اى از قلبم منتظر برگشتنت است
من هر روز یادت را با اشکهایم آب میدهم …
کو دهقان فداکار احساس هایت ؟
::
::
افسوس به خاطر تمام لحظه هایی که می توانستی “مرهمم” باشی نه “دردم”…
::
::
زندگی ساده است ؛ به سادگی نبودن تو و به سادگی شکستن من …
::
::
سخت است دنیایت یک نفر باشد و تو همان یک نفر را نداشته باشی …
::
::
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود …
::
::
چقدر احمقانه است از یک قهوه ی تلخ انتظار فال شیرین داشتن …
::
::
به خاطر من بخند حتی به دروغ !
گاهی باید به کسی تنفس مصنوعی داد …
::
::
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﮕﺬﺍﺭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺩﺭﺩﺵ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﺪ !
::
::
ببین با من چه کرده اند که تنها درد ، شفای درد من است …
::
::
به آبنده بگویید نیاید ، حال من آینده ای که در گذشته انتظار داشتم نیست …
یک جای کار می لنگد !
::
::
گریه کار کمی ست برای توصیف نداشتنت …
دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم …
::
::
همه یهویی ها خوبن :
یهویی بغل کردن
یهویی بوسیدن
یهویی دیدن
یهویی سورپرایز کردن
یهویی بیرون رفتن
یهویی دوست داشتن
یهویی عاشق شدن
اما امان از یهویی رفتن !
::
::
اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد …
::
::
خواب که می بینم تا چشم کار می کند ھستی تا چشم باز می کنم رفتی و این تکرار می شود ھر شب تا صبح !

(اس ام اس خور)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.