پیامک غمگین

دل نوشته های اندوه و غم جدایی

دل نوشته های اندوه و غم جدایی؛

بگذریم عزیزم!
سلام مرا به روز های تعلل ات برسان روی خوش غرورت را ببوس لج بازی های من هم بلند بلند سلام می رسانند وعده دیدارمان باشد راس ساعت پشیمانی
::
::
امروز باورم شد
که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را!
از من که گذشت…
اما…
هرجا که هستی
“خسته نباشی”!
::
::
من خـودم را کوچک کـردم… تا تـو خودت را کوچک نبـینـــــی
امــا تـــو… کوچکتــر از آن بـــودی
کـه بـا ایـن حرف هــا بـــزرگ شـــوی…
::
::
چه نقاش ماهری است فکر و خیالت
وقتی که دانه دانه موهایم را سفید می کند
::
::
فراموش کردنت کار سختی نیست… کافیست دراز بکشم… چشمانم را ببندم… و برای همیشه بمیرم!!
قرار بود تو بشی سنگ صبورم… امــــــــــا تــــــــــو سنــــــگ شدی ومن هنـــــــــــــــوز صببـــــــــــــــــــورم…
::
::
اشکال از تو نیست
کودک قلب من در گهواره ای خوابید
که هرگز متعلق به او نبود…
::
::
جهنمـــــــــــی به پا میکند دلـــــــم
وقتــــی
آرزویی در ذهـــــــن بیاید
و تو مـیــــان آن نباشـــی
::
::
باور کن…
“من” تنهاترین ضمیر دنیاست
و “او” خوشبخت ترین ضمیر دنیا
چون “تو” را دارد
::
::

خیلی بده که دلتنگ کسی باشی که نیست و حوصله کسی را نداشته باشی که هست !
::
::
همیشه یکی پیدا میشه که هلت بده ؛ چه نشسته باشی روی تاب، چه ایستاده باشی لبه ی پرتگاه
::
::
دنیای غم انگیز نادرستی داریم خیلی ها سهمشان را از زندگی در اشتباه ِ یک باور ساده از دست داده اند
::
::
تو که رفتی دلم برایت تنگ شد حالا که آمده ای در دلم جا نمی شوی
::
::
کاش میدانستم چشم برای دیدن است یا گریه کردن
::
::
باد آورده را باد می برد امــــا تو که با پای خودت آمده بودی!
::
::
بیشترین دروغی که تابحال گفتم، گفتن این کلمه است:
خوبم
::
::
ممنونم…
که حالم را نمی پرسی..!؟
تا مجبور نشوم دروغ بگویم…
که خوبم…!
::
::
گاه دلتنگ میشوم ٬ دلتنگ تر از همه ی دلتنگ ها
گوشه ای می نشینم و میشمارم حسرتها را
و محاکمه می کنم وجدانم را…
من کدام قلب راشکستم؟
کدام احساس را له کردم؟
کدام خواهش را نشنیدم؟
و به کدام دلتنگی خندیدم؟
که اینچنین دلتنگم
::
::
به او بگویید
دیگر او های نوشته هایم را
به خود نگیرد
ازاین به بعد او دیگر آن او نیست

::

::
مرزها
زبانِ فاصله را نمی‌فهمند.
هرچه دورتر می‌روم
نزدیک‌تر می‌شوی!
::
::
غیرت دارم روی
خاطراتمان
برای هر کسی
تعریفشان نمی کنم
تو فقط مرد باش
و
انکارشان نکن…
::
::
درخت بودی کاش… آنوقت تکیه کردن به تو راحت بود…
::
::
تنهایی ام را لگد نکن اینجا جای قدم زدن نیست…!
::
::
من هنوزم از بازی کلاغ پرمیترسم! میترسم بگویم “تو” و آرام بگویی پر…
::
::
حواست نبود، که آمدم …
حواست نبود، که ماندم ….
حواسم نبود، که با من نیامدی …
حواسم نبود، که پیشم نماندی …
حواسمان نیست که داریم تبدیل به خاطره میشویم …
چرا هیچ کس حواسش به من نیست …؟
::
::
سنگ…کاغذ…قیچی… اصلا چه فرقی میکند وقتی تو آخرش با پنبه سر می بری….
::
::
به جرم نبودنت نفس هایم را در سینه محکوم می کنم
به حبس ابد!
کمرم زیر آوار خاطراتت تاب نمی آورد
و در کابوس شب های بی تویی
می میرم
به همین سادگی…!
::
::
تو را
خدا نمی‌خواهد که برگردی
وگرنه
آمدنْ نه بال می‌خواهد
نه کفش و عصای آهنین
بخاطر خدا بیا
::
::
گناهانم را دوست دارم!
بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام،
می دانی چرا؟!
آن ها واقعی ترین انتخاب های منند…
::
::
غمگینــــم!
آنقدر که در مجاورتِ دریا هـــم
سراب می بینم!
اگر نباشی،
همیشه این َم…!
::
::

اگر میخواهی به من تکیه کنی ، تکیه کن فقط بدان که من دیواری ترک خورده هستم تحمل تکیه دارم اما ضربه را نه . . .
::
::
نوشته هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !
امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی . . .
::
::
معلممان می گفت:
زیر کلماتی که نمی دانید خط بکشید
حالا بعد از این همه سال
این همه عمر
این همه کتاب
به زیر همه دنیا خط می کشم…
::
::
انـدوه که از حــد بگــذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌ اعتنایی مـزمـن !
دیـــگـر مـهـم نـیـســت : بــــــــــودن یا نـبـــــــــودن ؛ دوست داشـتــن یا نـداشـتـــن
آنـچه اهـمـیـت دارد کــــشــــداری رخـوتـنـاک حسی است که،
دیگر تـو را به واکـنـش نمی‌کـشانــــد !
در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق می شـوی و نـگـاه می‌کـنی و نـگــــــــــاه…
::
::
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش می دونه دردش چیه نه دیگران . . .
::
::
چه تفاوت عمیقیست بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی پس از نبودنت !
::
::
لعنت به بعضی آهنگا
به بعضی خیابونا
به بعضی حرفا
لعنتیا آدمو میبرن به روزایی که واسه از بین بُردنش تو ذهنت ویرون شدی . . .
::
::
شدم مثل یه آدمی که دردو دلش رو تو یه جمعی گفته ، حضار بعد از کلی خنده گفتن
خیلی خوب بود ، این یکی رو نشنیده بودیم !
::
::
آدما از جنس برگن
گاهی سبزن
گاهی پاییزن و زردن
زمستون دیده نمیشن
تابستون سایبون سبزن
آدما خیلی قشنگن
حیــــــــــــــــــف که هر لحظه یه رنگن…
::
::
ای کاش آدما می فهمیدن که خوشبخت شدنشون در گرو بدبخت شدن آدمای دیگه نیست !
::
::
مدتیــــست دلم شکســــته از همان جای قبلـی … !
کاش میشد آخر اسمــت نقطه گذاشت تا دیگر شــــروع نشوی … !
کاش میشـــــــد فریاد بزنم : “ پایــــــان ”
دلم خیـــــــلی گرفته اســـت …………..
اینجا نمیتـــــوان به کسی نزدیـــــــک شـــــــد …
آدمهـــا از دور دوست داشتــــنی ترنــــد … !
::
::
مثل نور که باشی حتی اگر تمام درها را به رویت ببندند پرده ها را هم بکشند ، درزها را هم بگیرند ، باز هم شکافی برای عبور پیدا میکنی !
همه می دانند که نور نام همان فرشته ای است که هرگز پنهان شدن را نیاموخته است . . .
::
::
همه به عیادتم آمدند . . .
یکی برایم یه دسته گل زیبا آورد ، یکی کتاب شعر مورد علاقه ام . . .
یکی بسته شکلات محبوبم . . .
اما من هنوز در فکر اویم که اگر می آمد با دستان خالی اش معجزه میکرد . . .
::
::
کاش دنیا یکبار هم که شده
بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد
این بردهای تکراری برایش؟!
::
::
ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻥ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﻫﺎ ، ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺍﺑﻴﺪﻥ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻛﻬﻒ ﺭﺍ ﺳﻔﻴﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . . .
::
::
بازم جمعه و بازم دل تنگ
خدایا کاش جمعه رو از زندگی من برداری
این صبح های خالی و این ظهر های ساکت و غروبهای دلتنگش رو
چه فرقی داره واسه من اگه یه روز از روزای بی حاصلم کم بشه
زمزمه های امروزم رو اینجا به یادگار می ذارم شاید هفته بعد من شش روز باشه…
::
::
دلِ سبــــــزم را گــــــ ــــ ـره زد ..
و رفتـــــــ ــــ ــ تا بـــــــه آرزوهـــایش برســــد ..
::
::
زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست . . . !
::
::
مهربانتر از من دیدی ؛ نشانم بده . . .
کسی که بارها بسوزانیش و باز هم با عشق نگاهت کند !
::
::
مگر بین منو تو چقدر فاصله است که هر چقدر سکوت میکنم … نمیشنوی؟
::
::
همیشه باید کسی باشد
تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد
باید کسی باشد …
که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد …
کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
.
همیشه باید کسی باشد همیشه…!
::
::
این روزها
آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را
فرصتی برای
خشک شدن نیست
::
::
نمی دانم میان این
خاکسترهای سوخته
هنوز به دنبال کدام رد
خیانتی ؟

::
::
وقتی کسی که باید تو را بفهمد ، درکت نمی کند
دوست نداری خودت را به هیچکس ِ دیگر بفهمانی . . .
::
::
ما همیشه یا جای درست بودیم در زمان غلط !
یا جای غلط بودیم در زمان درست ! و همیشه همدیگر را از دست داده بودیم . . .
::
::
ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ، ﻓﻘﻂ ﺑﺎ تو ﺁﺭﻭﻡ ﻣﻴﺸﻢ . . .
ﺍﻣﺎ وقتی ﺗﻮ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ میکنی ، ﻫﻤﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺘﻮﻧﻪ ﺁﺭﻭﻣﻢ ﻛﻨﻪ . . .
::
::
خوﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻫﻴﭻ ﺁﺩﻣی ﻧﭽﭙﺎﻧﻴﺪ !
ﺟﺎ ﻧﻤﻴﺸﻮﻳﺪ، ﭼﺮﻭﮎ ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ فقط . . .
::
::
این روزها تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین، کجا گیر کرده…
::
::
مستند راز بقا نمی خواهیم . . .
مستندی از بقایای انسانیت بسازید اگر بلدید !
::
::
من خیلی وقته کارت قرمزمو گرفتم . . .
فقط دارم آروم آروم زمینو ترک میکنم واسه وقت کشی !
::
::
اگه خیلی مهربان شود ورق میزند ولی اکثر اوقات آدم رو مچاله میکند روزگار . . .
::
::
قصه از آنجا شروع شد که از “عادت کردن” فرار کردیم و به “فرار” عادت کردیم !
::
::
نگران نباش ، یه روزی ، یه جایی ، وقتی اصلاً حواسش نیست ، همون بلایی که سرت آورد سرش میاد
::
::
ما به هم نمی رسیم ، امّا بهترین غریبه ات می مانم که تو را همیشه دوست خواهد داشت . . .
::
::
ساده ی ساده از دست می روند
همه ی آن چیز ها که سخت سخت ، به دست آمدند
::
::
تو صبح؛ باش…
من تمام شب های تاریخ را تاب میاورم
::
::
دلت را به هر کسی نسپار !
این روزها برخی ها از سپرده ات هم بهره میخواهند . . .
::
::
فکر کنم
به بوی عطر تو حساسیت دارم
همین که در ذهنم می پیچد
از چشم
اشک می آید…
::
::
امان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش می دونه دردش چیه نه دیگران . . .

(پاتوق)

یک دیدگاه

  1. *•.¸♥¸.•*غریبه *•.¸♥¸.•*

    عالیییییییییییییییییییییییییییییییی بود مرسی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.