پیامک رفاقت و به یاد هم بودن

شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت ، لیک شعری نسرود …

اس ام اس های جالب گوناگون؛

شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت ، لیک شعری نسرود ، نه که معشوقه نداشت ، نه که سرگشته نبود ، سال ها بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود .
::
::

آروم زل بزن به گوشیت!
کاری ندارم! فقط خواستم بگم دیوونه همین نگاهتم!
::
::
کافیست !

عاشق ترین مرد آدم بود که بهشت را به لبخند حوا فروخت !! دوباره سیب بچین حوا

من خسته ام ، بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند . . .
::
::

خداوندا تو را سپاس

هر که به من میرسد بوی قفس میدهد

جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا . . .
::
::
میگن پا ستون بدنه انسانه ، ولی هیچکس نمیدونه ستون زندگی من فقط ” تویی ”
::
::
عشق چیست ؟

صاعقه ایست بین دو نگاه !

پس از آن بارش باران محبت در دل ها . . .
::
::
صدای گامهای تو ضربان زندگی من است
، با من راه بیا ، هنوز تشنه ی زنده بودنم . . .
::
::
ﻏﺮﻳﺒﻪ ﺑﻮﺩﻯ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﻦ / ﺍﻣﺎ ﺷﺪﻯ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﻦ

ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﻯ ﺑﯽ ﮐﺴﻰ / ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﯾﻰ ﺭﻓﻴﻖ ﻣﻦ
::
::
برایت نمیمیرم ، برایت میمانم ، میمانم تا آنجا که آخر دنیاست . . .
::
::
هر وقت به دوست داشتن فکر میکنم ، ابدیت و تمامی ش ها با نام تو بر سینه‌ ام سنجاق می‌ شود . . .
::
::
یادمان باشد قصه کودکمان را با یکی بود یکی نبود شروع نکنیم ؛ از همان اول بیاموزیم که اگر یکی نباشد دیگری هم نیست . . .
.

حکایت من حکایت کسیه که عاشق دریا بود ولی قایق نداشت ، دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت ، کسی که زخم داشت اما ننالید ، گریه کرد اما اشک نریخت ، حکایت کسی بود که پر از فریاد اما سکوت کرد . . .
::
::
دیده در هجر تو شرمنده ی احسانم کرد / بس که شب ها گهر اشک بدامانم کرد / ماجرای دل دیوانه بگفتم با شمع / آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد .
::
::
قلب مرا آتش زدی هدیه به تو خاکسترش / این دل وفادار تو بود اما نکردی باورش .
::
::
زندگی بافتن یک قالیست ، نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی ، نقشه را اوست که تعیین کرده ، تو در این بین فقط می بافی .
::
::
ن مادرم یوسف صدایم میکرد و نه یاد دارم که پدرم تعبیری از ماه و ستاره در گوشم خوانده باشد، پس این گرگهای خوابیده در چشمانت، با پیوندی برادرانه، ازکجای قصه سر در آوردند که اینگونه پیراهن احساسم رامیدرند!
::
::
تو بردی همه هورا کشیدن حالا پاهایت را از روی خرده های دلم بردار.
::
::
دلم یک جای دنج میخواهد…

آرام… و بی تنش.جایی باید باشد؛ غیر از این کنج تنهایی!!

تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد.

مثلأ…آغوش تو!
::
::

آسمان جای عجیبیست نمیدانستیم / عاشقی کار غریبیست نمیدانستیم / عمر مدیون نفس نیست نمیدانستیم / عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم .
::
::
شبی با دوست به سر بردن دو صد دنیا بها دارد / خوشا آن کس که در دنیا رفیقی با وفا دارد .

حسین نورمحمدی – ۰۹۱۳۸۱۲٫۳۶
::
::
دلت را خانه ی دریا نکردی~نگاهی برمن شیدا نکردی~درون چشم تو گم بودم افسوس~گذشت عمرم منو پیدا نکردی . . .
::
::
زندگی کاروانیست زودگذر

آهنگیست نیمه تمام

تابلویی زیبا وفریب دهنده

می سوزد ومی سوزاند

و هیچ چیزدرآن رنگ حقیقت

نمی گیرد جز (مهربانیها)
::
::

بی هیچ دلیلی “بیادت هستم”

تا نقض کنم قانونی را که هنوز

علت می طلبد…
::
::
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم / تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم / تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی / من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم .
::
::
بی من اگر آرامی ، من نمی خواهم که کنارم باشی ! با شکست قلبم تو اگر پیروزی ، آرزوی دل من نیز کامیابی توست ! من تنها به تو می اندیشم که مبادا خاری به دلت ریش آرد .
::
::
سر فدای دوست کردن پیش ما دشوار نیست ، دانم این نا قابلیها قابل اظهار نیست .
::
::
گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم ، نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ، فقط احمقانه سکوت می کنیم .
::
::
اگر می دانستم عاشقی فقط یه بازیه ، یه جور دیگه بازی می کردم ، افسوس که دیگر دیر است و من در این بازی باخته ام !
::
::
کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ! من که نه سنگ بودم نه کوه ، من چرا تنها شدم ؟
::
::
آسمان هر کس به اندازه معرفت اوست ، بی شک آسمان تو بی انتهاست !
::
::
سکوتم را بشکن…!

فضای خلوتم را بشکن…!

اما دیگر دلم را نه.
::
::
قفسم را مشکن ، تو مکن آزادم ، گر رهایم سازی ، به خدا خواهم مرد ، من به زنجیر تو عادت دارم ، تو محبت کن بگذار تا عمریست ، من بمانم چو اسیری به حریم قفست
::
::
بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی / گفتمت نامهربانی دم ز حاشا میزدی / دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر / کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی .
::
::
در فصل تگرگ عاشقت میمانم ، با ریزش برگ عاشقت میمانم ، هرچند تبر به ریشه ام میکوبی ، تا لحظه مرگ عاشقت میمانم .
::
::
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم! حال عجیبیست دیدن همان آسمان که شاید تو دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای . . .
::
::
من به فردی وفا نمودم و او / پشت پا زد به عشق و امیدم / هرچه دادم به او حلالش باد / غیر از آن دل که مفت بخشیدم .
::
::
سنگینی بار خداوند آنقدر نیست که کمرت را بشکند ، فقط می خواهد تو را به زانو در آورد تا دعا کنی .
::
::
امروز…خاطراتت را سوزاندم…امابوی خوش هیزمش بیقرارم کرد، اتفاق تازه ای نیست!!!

دوباره دلتنگت شدم. . .

::
::

فرهادم و سوز عشق شیرین دارم / امید لقاء یار دیرین دارم / طاقت ز کفم رفت و ندانم چه کنم / یادش همه شب در دل غمگین دارم .

::
::

دلم دل نیست ، دریا نیست ، مرداب است که موجی هم سراغش را نمی گیرد ، نه میل زیستن دارد نه می میرد .
::
::

روزها رفت ولی یادتو کمرنگ نگشت/شبها رفت ودل ساده ی من سنگ نگشت/ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود/ یادت ازصفحه ی این خاطره کمرنگ نگشت.

::
::

به دنبال کسی هستم که با درد آشنا باشد / دلش غمگین ، خودش ساده ، کمی از جنس ما باشد .
::
::
رسم ما آوارگان ترک وفای دوست نیست / رسم ما دریا دلان خشکیدن احساس نیست / ما محبت را به نام دوست ارزان میکنیم / تا صداقت زنده است ما هم رفاقت میکنیم
::
::
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلأ به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم….

::
::

ای دوست خریدار وفایت هستم، شرمنده این لطف وصفایت هستم،آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است،یاد آر که محتاج دعایت هستم

::
::

از من پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟ گفتم زندگیمو.قهر کرد و رفت… ولی هیچ وقت نفهمید همه زندگیم بود.
::
::
دستهایم هنوز تو را عاشقند و به آن احساس و به آن لحظه ی پاک هم آغوشی با دستهایت حسادت می کنند ، کاش باز هم تکرار میشد نفس کشیدن در آغوش شیرین خاطره ی با تو بودن .

::
::

اینو من نباید بهت بگم، ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری… که نمیشه “دوستت نداشت”!
::
::
الماس وجودت بر شیشه دلم خطی کشید که پاک کردنش بدون شکستن ممکن نیست…
::
::
پرانتز باز (دوستت دارم… پرانتز را نبستم بگذار این حقیقت تا ابد جریان یابد
::
::
خیلی ها میگن دوری و دوستی ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستی
::
::
روزگارى جاده بودم جاده اى غرق تردد / جاده اى کز رفت و آمد لحظه اى خالى نمیشد

من که بسیارى رفیقان را به آبادى رساندم / عاقبت خود ماندم و ویرانه ى تنهایى خود…
::
::
وقتی دوست داشتن پایانش از یاد بردن است به چه می توان دل، خوش کرد!؟
به چه دلخوش مانم وقتی ازھمه دیدارھا
تنھا…
خداحافظی به یادگار می ماند!
::
::
وقتی همه چیز خوب است میترسم! من به لنگیدن یک جای کار عادت کرده ام!!
::
::

می‌دونی قشنگترین احساس چه وقتیه؟ وقتی برمی‌گردی یواشکی به عشقت نگاه کنی می‌بینی که اونم داشته بهت نگاه می‌کرده…
::
::
معذرت خواهی، همیشه به این معنی نیست که تو اشتباه کردی، بلکه گاهی اوقات یعنی این که: اون رابطه بیشتر از غرورت می‌ارزه…
::
::
لعنتی تمام روزهایی که سرگرمیت بودم متاسفانه زندگیم بودی…!
::
::
گاهے فقــط یکـــ تشابـه اسم، براے چنـــــد لحظــه باعث میشـــه دقیقــاً احساســـ کُنے کـه قلبتـــ داره از تـــو سینـ ه اتـــ کنــده میشــه…
::
::

نبودن‌هایی‌ هست… که هیچ بودنی جبرانشان نمی‌کند
::
::
دست به صورتم نزن! می‌ترسم بیاُفتد نقابِ خندانی که بر چهره دارم! و بعد سیل ِ اشک‌هایم تو را با خود ببرد! و باز من بمانمُ و تنهایی…
::
::
قدر پاهایت را بدان… من به پای تو… چه شب و روز‌ها که نسوختم..!

(پاتوق)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.