اس ام اس عاشقانه و جمله های غمگین

ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم …

جمله های گریه آور ۲۰۱۳

ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم … او به ظاهر گشت عاشق، ما به معنا سوختیم
::
::

چیه ؟ چرا دلت گرفته ؟
او هم آدم است . . .
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت . . .
غصه نخور . .
اگر رفت ، گریه نکن. . .
یک روز چشمای یک نفر عاشقش میکند . . .
یک روز معنی کم محلی را میفهمد . . .
یک روز شکستن را درک میکند . . .
آن روز میفهمد آه هایی که کشیدی از ته قلبت بوده . . .
میفهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد . . .
::
::
صبر کن سهراب ؛ …. گفته بودی قایقی خواهم ساخت … قایقت جا دارد؟ … من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم !
::
::

وقتی برگشتی با وجود قلب شکسته ام
تو رو پذیرفتم
و در آغوش دروغین تو
باز احساس آرامش کردم
آغوشی که تنها برای من نبود

دروغ دوست داشتنتو باز باور کردم
شب ها سهم من گریه های شبانه است
اما سهم تو مهمانی های شبانه
و در آغوش گرفتن دیگری

::

::
گاهی اینقدر خسته میشم که خستگیم در نمیشه . . .
درد میشه . . .
::
::
گاهی وقت ها تو زندگی می رسی به جائی که بن بست نیست اما دیگر مقصدی نداری می نشینی و تمام . . .
::
::
تو ماه را دوست داری . . .
منم ماه هاست که تو را . . .
::
::
شاید برایت عجیب باشه این همه آرامشم !
خودمانی میگویم ، به آخر که برسی فقط نگاه میکنی . . .
::
::
از ساختار دنیا اطلاع زیادی ندارم ولی ، من هم دوست داشتم دنیای کسی باشم . . .
::
::
چه سخت است در جمع بودن ولی در گوشه ای تنها نشستن
به چشم دیگران چون کوه بودن ولی در خود به آرامی شکستن
::
::
درست است که بعضی ها بوده اند و بعضی ها هستند و خیلی ها هم بعدا می آیند . . .
اما من میخواهم عزیز ِ دل تو باشم . . . !
میدانی . . . ؟
::
::
خب لامصب اگه رفتی با یکی دیگه مثل آدم بگو خدافظ !
دیگه چرا کم محلی میکنی آدم روانی بشه !
::
::
این روزها همه آدم ها درد دارند . . .
درد پول . . .
درد عشق . . .
درد تنهایی . . .
این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم . . .
::
::
بعضی وقتا دردات انوقدر شخصی میشن که با خودتم حرفشو نمی زنی . . .
::
::
همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست !
این روزها اتفاق های خوب از ترس اتفاق های بد ، از افتادن میترسند . . .
::
::
حرفهایم را فقط مورچه ها میفهمند، که بعد از مرگم گلویم را به تاراج میبرند!!
::
::
به سلام ها دل نمیبندم ، از خداحافظی ها غمگین نمیشوم، دیگر عادت کرده ام به دوری و دوستی خورشید و ماه ….
::
::
هزار بار دیگر هم از شانه ای به شانه دیگر بغلتی ، این شب صبح نمیشود وقتی دلت گرفته باشد
::
::
گاهی باران همه دغدغه اش باران نیست ، گاهی از غصه ی تنها شدنش می بارد
::
::
چگونه به تاولهای پا میتوان گفت ، تمام مسیر طی شده اشتباه بوده است؟!
::
::
شاهی بود که برای خود سرگرمی ساخت ، که دو نفر بر روی کفه ترازو روند، و هرکسی که وزنش کمتر بود کشته شود. از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم. من برای اینکه یارم زنده بماند ، ۱۰ روز غذا نخوردم. روز مسابقه من خود را سبک گرفتم! غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود !!!
::
::
غربت را نباید در الفبای شهر غربت جستجو کرد ، همین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد ، تو غریبی …. غریبم !!
::
::
شب است و در به در کوچه های پر دردم … فقیر و خسته دنبال گم شده ام میگردم … اسیر ظلمت ام ای ماه پس کجا ماندی … من به اعتبار تو فانوس نیاوردم
::
::
آنکه ویران شده از یار مرا میفهمد … آنکه تنها شده بسیار مرا میفهمد … چه بگویم که چنان از تو فرو ریخته ام … که فقط ریزش آوار مرا میفهمد

::
::
قفس تنگ فلک جای پریشانی نیست … یوسفی نیست در این مصر که زندانی نیست

(پاتوق)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.