شعر های عاشقانه

متن های غمگین و دلتنگ بودن

متن های غمگین و دلتنگ بودن ؛

یک پیاده رو تقریبا خلوت :
یک مرد ، یک زن ، یک زوج ؛ خوشبختیشان پای خودشان !
یک مرد ، یک مرد ، یک شراکت ؛ سود و ضرررش پای خودشان !
یک زن ، یک زن ، یک رفاقت ؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان !
و انتهای پیاده رو …
یک من ، یک تنهایی ، یک رنج ؛ آخر و عاقبتش پای تو….

::

بالاترازعشق عادت است هیچگاه کسی راکه به توعادت کرده رها نکن.
::
::
اى کاش یا بودى ، یا ازاول نبودى! این که هستیو کنارم نیستى دیوانه ام میکند.
::
::
تــو که میخواســتی
ایـنــقده بــــــد بشی، غلـط کـردی از اول اون همـه خــوب بودے …
::
::
گاهی اونقدر دلتنگت میشم که دوست دارم ببینمت حتی با دیگری..
::
::
بزرگترین دروغت رو یادته؟ گفتی من همیشه راست میگم..
::
::
جای خالی ات مثل کفش سیندرلا اندازه هیچ یک از مردم شهر نشد حتی..به زور!
::
::
بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم بزرگ و زیبا شده بود ، به او گفتم کبریت هایت کو میخواهم این سرزمین را به آتش بکشم ؟ خنده
ی تلخی زد و گفت : کبریت هایم را نخریدند ، سالهاست که خودم را میفروشم…
::
::
به سلامتی لحظه هایی که ارزش واقعیشو نفهمیدیم،رفتن و وقتی فهمیدیم که شدن خاطره
::
::
به سلامتی پسری که عرق میخوره به سلامتیه عشقش،اماعشقش توبغل یکی دیگه عرق میکنه
::
::
من از اینجا خواهم رفت و فرقی هم نمی کند که فانوسی داشته باشم یا نه! کسی که می گریزد، از گم شدن نمی ترسد…
::
::
روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت!?اما من از روزها و روزگار گذشتم ، بگذرید از من!
::
::
من همان برگم که بر روی درخت/لرزم از برد چنین پائیز سخت… در نهایت باید افتادو گریست/به درخت گفت خداحافظ و رفت
::
::
دلم برایت میسوزد… به خیالت درانتظار برگشتت به گوشه ای نشسته ام… من خیلی وقت است خیالت را ازسربیرون برده ام.
::
::
من شیشه ام باکی ندارم ازشکست شیشه هرچه بشکند تیزترخواهدنشست!
::
::
وفاداری ؟ خدا بیامرزتش ، صداقت ؟ یادش گرامی باد ، غیرت؟ به احترامش چند لحظه سکوت ، معرفت ؟ یابنده پاداش میگیرد?
::
::
رفاقت رو ازدست فروش بازار نخریدم، بلکه توکوچه های خاکی دهاتمون یادگرفتم/پس خوب میدونم که براکدوم رفیق زمین بخورم که از
زمین خوردنم شادنشه،بلکه دست خاکیم رو بگیره واززمین بلندم کنه.
::
::
آله تولو میخام من
همس باسی کنالم
دست بذالم تو دستت
بگم عشقی بلایم
کاشکی غمو نداشتی سر ب سرم میذاشتی
می اومدی کنارمو گوله نمک میکاشتی
::
::
ایخآم گلو بچینم
غم تولو نبینم
آلوم بخآب لو تختت
میخآم واست بمیلم
::
::
سخت است ببازی!
تمام احساس پاکت را..
وهنوزنفهمیده باشی
اصلا دوستت داشت؟
::
::
دوست داشتن یعنی?بیست نفرواست سالادفصل سلطنتی درست میکنند?لب نمیزنی?ولی دوست داری تره ای روبخوری که”اون”هیچوقت
واست خردنمیکنه!
::
::
خوش میگذره مال قدیم بود ،الان دیگه فقط خوشیم که میگذره …
::
::
حکایت عجیبى است این باران زمستان…?تنها را تنها تر مى کند… و عاشق را عاشق تر…?و امان از اینکه هم عاشق باشى هم تنها…..
::
::
من و تومیدانیم…
کزپی هرتقدیرحکمتی می آید
من وفرسایش ودل…
تووتصمیم ومکان
ماوتقدیروزمان…
چه شود آخردلتنگیها
خدامیداند…
::
::
دروغ گفتم!
نصف زندگی ام واقعا کم است!
حاضرم تمام زندگی ام را بدهم
تا برای همیشه
شادی وآرامش میهمان نگاه معصوم تو باشد!!!
::
::
خدایا!
دستموگرفتی؟؟؟
آهان؛حالا.بزارتودستش!
فاطی
::
::
بلندنشوی بروی!!یک وقتی بغلم کن..
من ازبازگشت های بی هوای ترسها میترسم!
::
::
حتی غرورم هم توراطوره دیگردوست دارد به توکه میرسد بیصدامیشکند!
::
::
آفتاب که میتابد،
پرنده که میخواند
و
نسیم که میوزد..
باخودم میگویم حتما حال تو خوب است که جهان این همه سرشار از شوق است..
::
::
فلسفه آلاکلنگ:?اثبات بزرگى کسیه که فرومیشیند تادیگرى پروازرا تجربه کند
::
::
محکم تر از آنم که برای تنها نبودنم،آنچه را که اسمش را غرور گذاشته ام برایت به زمین بکوبم… احساس من قیمتی داشت که تو برای
پرداخت آن فقیر بودی..! “افسانه” بچه های راداسمس عاشق پیاماتونم از همتون ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.