متن عاشقانه و احساسی

دلنوشته های عاشقانه ی زمستونه

متن های عاشقانه؛

مــــرد
مرد که تـــــــو باشی ,
زن بودن خوب است!
از میان تمام مذکرهای دنیا
فقط کافی ست پای تــــــو در میان باشد,
نمیدانی برای تـــــو خانوم بودن چه کیفی دارد…!

مجله

لبخند بزن بدون انتظار پاسخی از دنیا
بدان روزی انقدر شرمنده خواهد شد که
برای پاسخ به لبخندهایت
به تمام سازهایت خواهد رقصید
چارلی چاپلین

مجله

در دنیایی که همه یا گوسفندند یا گرگ
ترجیح میدهم چوپان باشم
همدیگر را بدرید
من نی میزنم

مجله

نه تو می مــانی و نه انــدوه
و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی…
به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
غصــــه هم می گــــذرد،
آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند…
لحظه ها عریاننــــد.
به تن لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز
“سهراب سپهری”

مجله

خدایا …
من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم
خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم
منم بنده ی تو…

مجله

به گــــوش خـــدا برسانــید
آدمِ ایـــن حـــــوّا سالهاســـت که رفتهـــ است
این حوّایــــ تنها را برگردانــــ پیشــــ خودش
بهشتشــــ را نمی خـــــــــــــــواهد
به جهنــــــــــــمش هم راضیـــــــــ
هر جایی باشد به جز این دنــــــــــــیا
این دنیا زیادی بوی آدمـــــــــــــ گرفتــــــه است

مجله

شک ندارم بعضی فرشته ها “مرد” هستند
به سلامتی پدر…
که وقتی می گوید: ” درست می شود ”
همه نگرانی های آدم یکباره آب می شود!

مجله

اینجـــآ زَمیـــن اَســـتــ
رَســمــِ آدمهــآیَشــ عَجیــبــ اَســتــ
اینجــآ گـُـم کــه بِشـَـوی
بـِـه جــآی اینــکه دُنبــآلتــ بِگـَـردَند
فرآموشـَـتــ می کُننـَـد
عآشـِـق کــه بِشـَـوی
بــه جــآی اینــکه دَرکــَتــ کُنــند مُتَهَمَــتــ می کُننــَد
فَرهَنــگــِ لُغــتــِ اینجــآ چیــزی از
عِشــــــق و اِحســــــآس وغــُــــرور سـَـرَش نِمی شـَـوَد
زیــآد کــه خــوبــ بآشــی زیــآدی می شـَـوی
زیــآد کــه دَمِ دَســتــ بآشــی تِکــــــرآری می شـَـوی
زیــآد کــه بِخَنــدی بَرچَســبـِـ دیوآنـِـگی میخـُـوری
و زیــآد کــه اَشــکــ بِریــزی… عآشــِــــقی..!!
اینجــآ بآیــد
فـَـقـَــــــط …
بــرآی دیگــرآن نَـفــَــــس بِکِشــی

مجله

چقدر خوشحآل بود شیطآن…!
وقتی سیب رآ چیدم..!
گمآن میکرد فریب دآده است مرآ…!
نمی دآنست تو پرسیده بودی ..؟!
مرآ بیشتر دوس داری یآ ماندن در بهشت رآ ….

مجله

مردان هم قلب دارن…
فقط صدایش، یواش تر از صدای قلب یک زن است!
مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند!
شاید ندیده باشی؛
اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند!
هر وقت زن بودنت را میبینم؛
سینه ام را به جلو میدهم،صدایم را کلفت تر میکنم…
تا مبادا…
لرزش دست هایم را ببینی !
مرد که باشی …
دوست داری … از نگاه یک زن مرد باشی …!
نه بخاطر زورِ بازوها !
مثل تو دلتنگ میشوم …
ولی گریه نمیکنم!
بچه میشوم … بهانه میگیرم… تو این هارا خوب میدانی!
تمام آرزویم این است که سر روی پاهایت بگذارم،تا موهایم را نوازش کنی …
دوست دارم بدنت را بو کنم…عاشق بویِ موهایت هستم!
من بیشتر از تو به آغوش نیاز دارم …
چون وقت تنهاییم،خاطره ی تو مرا امیدوار میکند به همه ی دنیا!
تا برای خوشبختیت …
لبخندت …
آرامشت …
تلاش کنم!
من مرد بودنم را مدیون زن بودنت هستم!
فقط تو این هارو میفهمی …
با زن بودنت !

مجله

زَـטּ طَراوَت ـه ز ِندگـی نیستــ
زَـטּ روغـטּ بین ِ چَرخ دَטּـده های سَختـﮧ زندگـی نیستـــ
زَـטּ مُسَکـ ِن بَرای دَردﮫای زندگـی مَرد نیستــ
زَـטּ بَخش مُهمـی از زندگـی نیستــ
زَـטּ تَمــــامـﮧ تَمــــــامـﮧ زندگی ِ مَردَش اَستــ

مجله

” هَستـــ “را اگر قَدر ندانـی ، میشود ” بــود ” !
و چــﮧ تلخ استـــ ” هَستـی ” کـ ـﮧ ” بــود ” شود
و “دارمــی ” کـ ـﮧ “داشتم” !

مجله

خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها
یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن،
بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن!
روحش شاد

مجله

از خدا پرسیدمــ:خدایا چطور میــ توانـ بهتر زندگیــ کرد؟
خدا جوابــ داد :گذشته اتــ را بدونــ هیچــ تاسفیــ بپذیر،
با اعتماد زمانــ حال اتــ را بگذرانــ و بدونــ ترســ برایــ آیندهــ آمادهــ شو
ایمانـــ را نگهدار و ترســـ را به گوشه ایـ انداز .
شک هایتــ را باور نکنــ و هیچگاهــ بهـ باورهایتــ شکـ نکنـ.
زندگیــ شگفتــ انگیز استــ فقط اگربدانید کهــ چطور زندگیــ کنــید
مهمــ اینــ نیستــ که قشنگــ باشیــ ، قشنگـ اینــ استـ کهـ مهمـ باشیــ
حتیــ برایــ یکــ نفر
مهمــ نیستــ شیر باشیــ یا آهو مهمــ اینــ استــ با تمامــ توانــ شروعــ به دویدنــ کنیــ
کوچکـــــ باشـــ و عاشقـــ.. کهـ عشقـــ میــ داند آئینــ بزرگــ کردنتــ را
بگذارعشقــ خاصیتــ تو باشد نه رابطهــ خاصـــ تو باکسیــ
موفقیتــ پیشـــ رفتنـــ استــ نه بهـ نقطه یــ پایانـــ رسیدنــــ
فرقِیـــ نمیــ کند گودالـــ آبــ کوچکیـــ باشیــــ یا دریایــــ بیکرانــــ…
زلالــــ که باشیَــــ، آسمانــــ در توستــــ
…نلسون ماندلا…

مجله

ما “”مـــرد”” هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!
صورتمان ته ریشى دارد!
گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!
جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرویم و سیـــــگار دود میــــکنیم!
ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میکنیم!
دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی..
با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..
تا تو آرام شوى!
آنقــــدر مارا نامــــرد “”نخوان””!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان را””نسنج””!
فقط به ما “”دلت را بده”” تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!
فقــــط با ما””روراست باش”” تا دنیا را به پایت بریزیم…

مجله

اینــ روزهــا زیــاد ساکتــ شدهـ امـ
نمیـ دانمــ چرا حرفــ هایمــ ..
به جایــ گلــو ..
از چشمــانمـ بیرونـ میــ آیــد

مجله

گاهی دلمـ میخواد وقتی بغضـ می کنمـ..
خـــدا از اسمونـ به زمینـ بیاد
اشکامو پاکـ کنهـ و دستمو بگیره و بگهـ
“اینجا آدما اذیتتـ می کننـ؟
بیا بریمـ پیشـ خودمـ

مجله

الو؟
منزلـ خداستـ؟
اینـ منمـ مزاحمیـ که اشناستـ
هزار دفعه اینـ شماره را دلمـ گرفته استـ
ولی هنوز پشتـ خطـ درانتظار یکـ صداستـ
شما که گفته اید پاسخ سلامـ واجبـ استـ
به ماکه میرسد حسابـ بنده هایتانـ جداستـ؟
الو….
دوباره قطعـ و وصلـ تلفنمـ شروع شد
خرابیـ از دلـ منـ استـ یاکه عیبـ سیمـ هاستـ؟
چرا صدایتانـ نمی رسد کمی بلندتر
صدایـ من چطوره؟خوبـ وصافـ و واضحـ و رساستـ؟
اگر اجازه میـ دهیـ برایتـ درد و دلـ کنمـ
شنیده ام که گریه برتمامـ دردها شفاستـ
دلـ مرا بخوانـ به سویـ خود تاکه سبکـ شومـ
پناهگاه اینـ دلـ شکسته خانه ی شماستـ
الو.مرا ببخشـ بازهمـ مزاحمتـ شدمـ
دوباره زنگـ میـ زنمـ دوباره تاخدا خداستـ!

مجله

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟
مهمان با مهربانی جواب داد:بله.
دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن
دربین اونا
یک عروسک باربی هم بود.
مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.
اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید
دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم
نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.
مهمان با کنجکاوی
پرسید:این که زیاد خوشگل نیست! دخترک جواب داد:
آخه اگه منم دوستش نداشته
باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه ،
اونوقت دلش میشکنه…

(پاتوق)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.