اس ام اس دلتنگی
اس ام اس دلتنگی

پیامک نوشته های دلتنگی و گریه آور

جمله های دلتنگی و گریه آور؛

زمونه ی بدی شده ، حتی با افزودنی های غیر مجاز هم اعتباری به ماندگاری دوستی ها نیست!::
::

قرارمان همان جای همیشگی ، فقط اینبار توهم بیا …

::

::

«من دچار خفقانم، خفقان/ من به تنگ آمده ام از همه چیز/ بگذارید هواری بزنم، آی/ آی با شما هستم این درها را باز کنید/ من به دنبال فضائی می گردم/ لب بامی، سر کوهی، دل صحرائی/ که در آن جا نفسی تازه کنم/ می خواهم فریاد بلندی بکشم/ که صدایم به شما هم برسد/ من هوارم را سرخواهم داد…»

::
::
آنقدر آرزوهایم را به گور برده ام که دیگر جایی برای جسدم نیست

::
::
گاه می اندیشم،چندان هم مهم نیست اگرهیچ از دنیا نداشته باشم! همین مرا بس که، کوچه ای داشته باشم و باران……

و انسانی در زندگیم باشد که، زلال تر از باران است.
::
::

من یه زمانی جزو اقلیت های هندی بودم

آخه یه گاو رو به عنوان عشق می پرستیدم!

::
::

بگو تــــــمــــــام تــــو مال من است دلم میخواهد حسادت کنم به خودم

::
::
بغضهایم را به ابرها می دهم و قلبم را از نام تو پر می کنم . . .

باران که ببارد آواز قلبم شنیدنی است . .

::
::
آنقدر مرا سرد کرد از خودش…از عشقش…که حالا بجای دل بستن یخ بسته ام

آهای… روی احساسم پانگذارید…لیزمیخورید…

::
::

تنها به تو فکر می کنم، زیرا تو . . .

تنها به تو فکر می کنم اما تو . . .

تو تو تو تو تو تو تو تو تو تو

تنها به تو فکر می کنم تنها تو

::
::
صبر…! یک فریب بزرگ است! سالهاست باغوره ها کلنجار میروم…حلوا نمیشوند…

::
::
گاهی اوقات دست هایم به آرزوهایم نمیرسد، شاید چون آرزوهایم بلند است; ولی درخت سرسبز آرزوهایم می گوید، امیدی هست چون خدایی هست…
::
::
خیابان های تنهایی؛ دلی ولگرد میخواهد و آواز بدون تو؛ سکوتی سرد میخواهد؛ برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت؛ ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد!
::
::
غضنفر میره حرم امام رضا(ع)موقع دعا میگه:یا ضامن آهو شما که ضامن آهو شدی بیا ضامن ماهم بشو یه وام برداریم!
::
::
صفر را بستند تا به بیرون زنگ نزنیم، از شما چه پنهون،ما از درون زنگ زدیم
(زنده یاد حسین پناهی)
::
::
سلام به عزیزی که وقتی روی ترازو می ره معرفتش ازوزنش بیشتره.
::
::

دل من حوصله کن

داد زدن ممنوع است،

داد از این همه بیداد زدن ممنوع است،

بین این قوم که هرکارثواب هست کباب،

این دل سوخته را باد زدن ممنوع است،

تیشه بر ریشه ی فرهاد زدن شیرین است،

حرفی از پیشه ی فرهاد زدن ممنوع است،

شادی از منظر این قوم گناهیست بزرگ،

بزن آهنگ ولی شاد زدن ممنوع است… . . .
::
::
٢٠سال ٢٠روز٢٠شاخه گل برای توکه بیستی افسوس که پیشم نیستی
::
::
نمیدانم اینجا چه فصلیست که من “کال”ماندم و به تو”نمیرسم ”
::
::

دوباره سیب بچین حوا من خسته ام!

بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند….

::
::

همیشه دستانی که به تو کمک میکند بهتراز دستانی است که برایت دعا میکند (کورش بزرگ)
::
::
حالا که رفته ای

سرم را رو به قبله می گذارم و آرام می خوابم

تا دوباره صدایم نکنی بیدار نمی شوم
::
::

حالا که رفته ای

دلم برای تو

بیشتر از خودم می سوزد

فکر می کنی

کسی به اندازه ی من دوستت خواهد داشت؟

::

::

اگر روزی داستانم را نقل کردی بگو؛ بی کس بود،اماکسی را بی کس نکرد.

تنها بود ،اما کسی رو تنها نذاشت دلشکسته بود، اما دل کسی رونشکست!
::
::

درد دارد کسى تنهایت بگذارد که به جرم با او بودن همه تنهایت گذاشتند….!

::
::

نیا باران!

عاشقانه اش نکن…

من و او،ما نشدیم…
::
::

میگویند فردا بهتر خواهد شد!

مگر امروز فردای دیروز نیست؟!!
::
::

با فکرکردن به هرالاغی ذهن خود را طویله نکنید!
::
::
وقتی”دلش”با من نیست”بودنش” مشکلی را حل نمیکند!
::
::
من از وعده ی تو خرسند …اما میترسم کوه ها زودتر از ما به هم برسند
::
::
لعنت به تمام کسانی که “تو” نیستند اما “بوی” تورا میدهند…

::
::
سرسری زندگی کن و ردشو….دقت….دق ات میدهد!

::
::
غریبه آشنا،دوستت دارم بیا/بگیر دست من و تو دستات

چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم/بمونم منتظر تا برگردی پیشم
::
::
حاصل سبزترین باور من،

برگ زردیست که از لای ورقهای دلم میریزدمانده ام سخت غریب!دیگر از سبزترین حادثه ها میترسم
::
::
یه ذره مهربونتر باش،یکم حسم رو باور کن/هوام ابری و بارونه،تو این حال و سبکتر کن

یه وقتایی بیا پیشم،نزار مهرت به من کم شه/می خوام این دوستیه ساده،مثل یک عشق محکم شه
::
::
درد دارد :

وقتی همه چیز را میدانی …

وفکر میکنند که نمیدانی…

و غصه میخوری که میدانی…

و میخندند که نمیدانی…!
::
::

ﺍﯾﻦﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﺑﻪﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻩ

ﻭ ﯾﮏﻧﻔﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﺪﺍﺑﺮﺍﯾﻢ ﺑﺰﺭﮒ!

ﻗﻤﺎﺭﺑﺰﺭﮔﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ،

ﺍﮔﺮﺑﺮﻭﺩ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯾﻢ ﺭﺍﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ

::
::
دلم ازنبودنت پراست آنقدرکه اضافه اش ازچشمانم میچکد…
::
::

لیلی با انگشت روی خاک مینوشت مجنون مجنون..

پرسیدند چه میکنی؟

گفت : چون میسر نیست مرا کام او،عشق بازی میکنم با نام او…..
::
::
ازتصادف جان سالم به دربرده بود و میگفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است، وخداوند همچنان لبخند میزد.

::
::

آخر مرا لمس خواهی کرد،ولی حیف که سنگ قبر من هیچ احساسی ندارد.
::
::
دلت را محکم بچسب رفیق…

آدمها… آنقدر انصاف ندارند…

که…

زیر پایت را خالی نکنند…
::
::
این دل که شهید دوستت دارم توست

تنها به امید دوستت دارم توست

باران که به روی شعر من می بارد

اجرای جدید دوستت دارم توست

::
::

جغرافیاى کوچک من دستهاى توست

اىکاش تنگ تر شود این سرزمین به من!

(پاتوق)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.