اس ام اس عاشقانه و جمله های غمگین

کاش قلم نشانی تو را می نوشت …

اس ام اس سوزدار و نوشته غمگین؛

کاش قلم نشانی تو را می نوشت نه در به دری مرا …

.

هوا خوب است ، بیا برویم کمی قدم بزنیم ؛ نگران نباش دوباره باز میگردانمت به قاب عکس !
.
.
حکایت رفاقت من و تو ، حکایت قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخ نوشیدم که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه ؟ و آنقدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم و تمام که شد فهمیدم باز هم قهوه می خواهم حتی تلخ تلخ تلخ !!!
.
.
عجیبه که تو دنیای بچه ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم “برنده” است
ولی
تو دنیای بزرگتر ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم “بازنده” است …
و من بردم تا ببازم !
.
.
کمی مهربانتر باش لطفا …
برای شانه ام سنگین است این سرسنگینی ها …
.
.
نشانی ام عوض نشده !
هنوز در همین خانه ام ، فقط دیگر زندگی نمی کنم …
.
.
خسته ام مثل درخت سروی که سال ها در برابر طوفان ایستاد و روزی که به نسیمی دل داد ، شکست …
.
.
من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است وگرنه من کجا و واژه ی سیب کجا ؟
.
.
برف پاک کن بیهوده جان می کَند …
باران این سوی شیشه است !
.
.
درد دارد “امروز” حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که تا “دیروز” تمام حرف هایت را فقط به او می گفتی …
.
.
تقصیر من که نیست !
این بغض های سمج عادتشان شده است که مدام سر از کار دلم دربیاورند …
.
.
دارم به اجزای تشکیل دهنده ام تجزیه میشوم !
آب
باد
خاک
و این آتش که تو به جانم انداخته ای …
.
.

هیزم نبودم ولی سوختم در زمستان نبودنت …
.
.
زمستان که میشود همه دوست دارند گرم شوند اما من از خدا خواسته ام سردم کند ؛ این بار از تو … مثل تو …
شاید راحت تر به خدا بسپارمت !
.
.
احساسات بیان نشده ، هیچ وقت فراموش نمیشن …
.
.
گاهی برای کشتن کسی که توی دلت زنده س باید هزار بار بمیری …
.
.
دل هایم برایت تنگ شده اند …
آخر تو که نمی دانی ، برای فراموش کردنت دو دل شده ام !
.
.
گاهی لال می شود آدم …
حرف دارد ولی کلمه ندارد !
.
.
آینه بهترین دوستمه چون وقتی‌ گریه میکنم، نمی خنده !
.
.
موهایم را کوتاه می کنم تا نگیرند بهانه ی نوازش هایت را !
.
.
شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند :
خوش به حالش ، چه زود فراموش کرد …
.
.
این روزها شبیه جودی آبوت شده ام ، برای بابا لنگ درازی مینویسم که نمیشناسمش …
.
.
هی نیوتن !
تو که دم از جاذبه میزنی ، مرا کشف کن !
منی را که غم ها مدام جذبم میشوند !

.
.
چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر انکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
فرستنده : محمد ۰۲۶
.
.
از کودکی به ما جدایی را آموختند ، آن زمان که بروی تخته سیاه نوشتند :
خوب ، بد !
.
.
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺧﻂ ؛ ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ …
ﺭﻓﺘﻨﻢ ﺗﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ و من ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
.
.
یه وقتایی دلت میسوزه
یه وقتایی دلت میشکنه
یه وقتایی دلت میگیره
اما خدا نکنه سه تاش با هم اتفاق بیفته !
.
.
عشق کودکی ام را به تمام عشق ها ترجیح میدهم :
گرچه یک طرفه بود و بی هدف ، لااقل صادقانه بود و بی کلک …
.
.
جایی هست که دیگه کم میاری از اومدنا ؛ رفتنا ؛ شکستنا !
جایی که فقط میخوای یکی باشه ، یکی بمونه ، نره ، واسه همیشه کنارت بمونه …
.
.
شکستن دل به شکستن استخوان دنده می‌ماند !
از بیرون همه‌چیز رو به راه است اما هر نفس درد ا‌ست که میکشی و من چه درد می کشم !!!
.
.
چه عمری گذشت تا باورمان شد آنچه را باد برد خودمان بودیم !
.
.
دکتر هم دیوانه شد وقتی چند لحظه ای از “سکوتم” را برایش معنا کردم !
.
.
تعلق که نداشته باشی به جایی … به کسی … به چیزی …
تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی !
.
.
باران صبح نم نم می بارد و تو را به یاد می آورد که نم نم باریدی و ویران کردی خانه کهنه را …
.
.
بهتون قول میدم اگه یه سرچ توی گذشته ی آدمای “بی احساس” بزنی ، جای پای یه آدم “بی احساس” رو می‌بینی !!!
.
.
قبل از آنکه جنازه ام را به خاک بسپارند وصیت میکنم روی سنگ قبرم بنویسند : چقدر گفتم من بی تو میمیرم ؟!؟!؟!
.
.
از من فاصله بگیر ؛ هربار که به من نزدیک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت !
از من فاصله بگیر ؛ خسته ام از این امیدهای کوتاه و واهی …
.
.
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی …
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی …
شاکی بشی ولی شکایت نکنی …
گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن …
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری …
خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …
.
.
خیلی تلخه احساس کنی مثل شمعی ، فقط وقتی برق نیست بیان سراغت و بعد با یه فوت ، خاموشت کنن …
.
.
راحت بگم : بر باد داد چون دود سیگار ، دودمانم را …
.
.
انگار که سالهاست که رفته ای …
از تابستان بگو ، از بهاری که رفتی تا من از زمستانی بگویم که نشست بر موهایم و نرفت …
.
.
نشنیده بگیر … مهم نیست ، صدای شکستنم بود !
.
.
ﭘﻴﺸﺎﻧﻰ ﺍﻡ ، ﭼﺴﺒﻴﺪﻥ به ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻯ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ، ﺧﻴﺲ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﻴﺮﺍﻫﻨﻰ ﺭﺍ …
ﻋﺠﺐ ﺩﻝ ﭘﺮ ﺗﻮﻗﻌﻰ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ !!!
.
.
در کافه
کنج دیوار
رو به روی هم
خوب شد قهوه مان را نخوردیم !
حرفهایمان به اندازه کافی تلخ بود …
.
.
آدم به خدا خیانت کرد !
خدا غم آفرید … تنهایی آفرید … بغض آفرید … اما راضی نشد !
کمی تامل کرد ، آنگاه عشق را آفرید و نفس راحتی کشید !
انتقامش را گرفته بود از آدم …
.
.
شمع می سوزد و پروانه به دورش نگران
او که می سوزد و پروانه ندارد چه کند ؟؟؟
.
.
حوا که بغض کند حتی اگر خدا سیب هم بیاورد تنها آغوش آدم آرامش می کند !!!
.
.
قلب بزرگ که بود آن خورشید که در آن ظلمات دور شکست و شکسته زنده ماند …
گوش کنید ؛ اینک هزاران خورشید کوچک در انتظار ترکیدنند !
این انفجار روشن بی پایان را کدام چشم به انتها خواهد رساند ؟
حسین پناهی
.
.
نقشه را تا میزنم و جهان را در جیبم میگذارم …
تو فقط چند سانتی متر از من دوری !
.
.
سپیدی موهایم را دست کم نگیر !
اینجا خیلی وقت است برف نباریده …
.
.
دلم کمى هوا میخواهد اما در سرنگ !!!
از زندگى خسته ام …
.
.
هر چه بغضت بزرگتر ، بهانه ی ترکیدنش کوچکتر …
.
.
می خواهم خودم را بُر بزنم ؛ شاید این دست “تو” بیایی …
.
.
کاش روزی به جای اطلاعیه ی مرگ ، خبر تولدها را به در و دیوارها می زدیم و به جای رفتنها ، آمدنها را می خواندیم

.
.
کاشکی که عکس تو به حرف بیاد و از نبودنات بگه !

(اس ام اس خور)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.