جوک های خنده دار

لطیفه های استاتوسی

خنده دارترین جوک های استاتوس؛

ﻧﯿﺮﻭﯾﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﮔﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ . . .
ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺮﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﯾﺎﺯﺩﻩ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺗﺸﮏ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯽﺷﻪ . . . |:
::
::
هییییی !
یادش بخیر دبستان ( تا کلاس سوم ) ک بودیم اگه نوزده میگرفتیم برای این ک گریه نکنیم بمون میگفتن نوزده برادر بیسته ولی نمیدونم چرا تو دبیرستان ۹٫۷۵ برادر ۱۰ نیست
مثل اینکه تحریما روی برادریشون تاثیر گذاشته
::
::
مامانم که شیشه پاک کن میخرید ، لحظه شماری میکردم تا اون ماده ی داخلش تمومه بشه بعد توش آب پر کنم بازی کنم .
این بلند مدت ترین برنامه ریزی بود که تو بچگی انجام میدادم !
::
::
یکی نیست به این گیاه خوارا بگه شما که انقدر حیوونارو دوست دارید و گوشتشون رو نمیخورید ، چرا پس غذاشونو میخورید ؟ خوب گناه دارن طفلیا !

ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﺳﺖ !
ﯾﻪ ﺍﺳﻤﺲ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ
” ﺳﻼﻡ ، ﺷﻤﺎﺭﻩ ﺍﺕ ﺍﺯ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﭘﺎﮎ ﺷﺪﻩ ﯾﻪ ﺗﮏ ﺑﺰﻥ ﺷﻤﺎﺭﺕ ﺭﻭ ﺳﯿﻮ ﮐﻨﻢ “
ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺮﺍ ﻧﺼﻒ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﯼ ﺩﻓﺘﺮﭼﻪ ﺗﻠﻔﻨﻢ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩﻡ !
ﺗﺎ ﺍﻻﻥ ۹۷ ﺗﺎ ﻣﯿﺴﮑﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ |:
ﯾﻨﯽ ﺁﯼ ﮐﯽ ﯾﻮﯼ ﻣﻮﺯ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ . . .
::
::
یه ضرب المثل قدیمی چینی هستکه خیلی قدیمیه ، کسی به اون صورت یادش نیست !
حتی خود چینی هام فراموشش کردن ، چه برسه به من که واستون بگم ، اما خیلی اموزنده بوده !

::
::
تغییرات چهره در توالت !
>_<
o_-
o_0
O_O
^_^
::
::
لوازم شخصی چیست ؟
وسایلی که متعلق به یک شخص می باشد و تمام اعضای خانواده و فامیل وظیفه دارند از آن وسایل استفاده کنند ! در غیره این صورت شخصی محسوب نمیشود !
::
::
دیشب ساعت ۳ نصفه شب ۷ خبیس بازی می کنیم . من باختم
پسر خالم حُکم کرده زنگ طبقه ی بالایی رو بزنم بپرسم نمک دون دارن یا نه
اونم تو اپارتمانی که تا حالا من رو ندیدن و نمی شناسن
::
::
یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه ، شما فکر کن مثل مورچه ها رفیق
باز بودن . . .
یه سوژه که پیدا میکردن ۸۰۰ تا از رفیقاشونو میکشوندن اونجا . . .
از همینجا ، از این اخلاق پسندید ه­اشون تشکر میکنم . . .
::
::
مراحل پذیرایی از مهمان در خانواده ما :
۱) تعارف همراه اصرار فراوان
۲) قسم دادن مرده و زنده طرف مقابل
۳) توسل به زور بدین شرح که میوه یا غذای مورد نظر رو طی یک اقدام آکروباتیک به لبت نزدیک میکنن و میگن دیگه دهنی شد باید بخوری
۴) ایجاد حس ترحم در مهمان ، میگن ینی تو فک میکنی ما بدبختیم که هیچی خونه ما نمیخوری
۵) تعارف نهایی : بخور حیفه ، اگه بمونه مجبوریم دور بندازیم
در تمام موارد من
::
::
یه فـامـیل داریم اسمش “سیـمـین” ـه
الان یـه سـال میشـه کـه “ نیم سـاعت ” صـداش میکنم !
::
::
یه بچه ۳ ، ۴ ساله تو مطب دکتر اومد یک هسته هلو داد بهم منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز !
چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش ، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد !
می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت عاقا این بچس ، سگ نیست !
طرف بابای بچه بود
::
::
کسی که نصف شبی بیدار میشه میره دستشویی یه قهرمانه
::
::
تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله
گفتم بلو اله !
طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام

(تک پیامک)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.