احسان و نیکوکاری

پیامک احسان و نیکوکاری

اس ام اس احسان و نیکوکاری؛

 امروز در مزرعه عشق، بذر نیکوکاری می پاشند، تا فردا در بهار دل ها، گل های معنویت شکفته شود. سرسبزی فردا مدیون همت مردان و زنانی است که شادی های خود را بر کویر نیازهای هم وطنان خود می پاشند. فرخنده باد این شور و خجسته باد روز با طراوت نیکوکاری.
.

امام علی علیه السلام می فرمایند:

احسان کنید که آن برترین کشت و سودآورترین کالاست.

.

.

خداوند بخشنده است و بخشش را دوست دارد .(نهج الفصاحه)

.

.

خداوند نیکوکار است شما نیز نکوئى کنید.

(نهج الفصاحه ، حدیث ۱۰۴۹)

.

.

ای دل، تو سزاوار کرامتی. نگاه های منتظر، به تو خیره مانده است. اینک در جشن نیکوکاری دل های خسته را در میهمانی خود پذیرا باش و بدان لبخند را بر لب های خشکیده بباران. فردا که بهار آید دستان خود را سبز خواهی دید.
.

.

امام علی علیه السلام: احسان کنید که آن برترین کشت و سودآورترین کالاست.

.

.
امروز طراوت میهمان دل های ماست. امروز از آسمان عطوفت می بارد و درختان عاطفه را می بینی که میوه های ایثار نثار می کنند. امروز زمینیان آسمانی شده اند. امروز خدا در همین نزدیکی ها نعمت می پاشد. امروز فرشتگان طبق طبق نیکی به آسمان می برند. امروز، روز نیکوکاری است.
.

.
ندیدی تو آن شخص ای مصطفی که افکار می کرد روز جزا؟
همان شخص بیرحم و خوار و لئیم که میراند از درگه خود یتیم
نکرده است ترغیب کس را تمام که بر مرد مسکین ببخشد طعام
پس وای بر آن که خواند نماز ولی هست غافل ز ذکر و نیاز
همانکس که چون طاعتی هم نمود به دنبال تزویر و نیرنگ بود
کند بازداری ز انفاق مال نکویی نکرده است در هیچ حال

.

.
آرام و سبک بار پر می کشند. اوج می گیرند و آسمان را زیبایی می بخشند. پرندگان مهربانی را می گویم. چقدر هوا شرجی طراوت است. چقدر باغ دل ها شکوفاست که اینگونه عطر عشق در هوا پراکنده است. مگر امروز چه روزی است؟ آری، امروز روز نیکوکاری است.
.

.
باید نگریست. باید با دقت به مهربانی اینان نگریست. کدام زبان می تواند این همه عاطفه را سپاس گوید؟ گل های احساس را ببین که از شرم عرق کرده اند. امروز، «حی علی خیرالعمل» است. امروز روز نیکوکاری است.
.

.
کرامت از خرمن شما خوشه می چیند. نیکوکاری از آسمان عطوفت شما می بارد و مهربانی، دست به دامان شماست. شما که شادمانی را میهمان سفره نیازمندان کردید و عاطفه را شرمنده خود ساختید. درود فراوان پروردگارتان بر شما باد و خجسته باد بر شما روز نیکوکاری.
.

.
به شما می اندیشم. به شما که این گونه به یاری نیازمندان می شتابید. به شما که سبد سبد محبت را از باغ همیشه سبز باور خود به ارمغان می آورید. به شما می اندیشم؛ به شما که عطوفت و مهربانی پروردگار در رگ هایتان جاری است. مبارک باد بر شما روز نیکوکاری.
.

.
چه چیز بالاتر از آنکه خدا شما را دوست می دارد؟
شما را می گویم؛ شما که دستانتان لبریز مهربانی است.
شما که تاب نگاه های منتظر خانواده های نیازمند را ندارید.
شما که محبت خود را از ارزانی سفره های مردم محروم می کنید.
شما که آفریننده روز نیکوکاری هستید.
.

.
به نیکی می اندیشم. به آنچه در لبخند مهربان این مردم موج می زند.
به روح پاک مردان و زنانی که شادی های خود را نثار دیگران می کنند.
به صف مشتاقان نیکوکاری. ای خدای نیکوکاران، هزاران آفرین بر خلقت تو.
چه نیکو از روح خویش در پیکر اینان دمیده ای.
چه سزاوار در دامان مهربانی خود، اینان را پرورانده ای.
تو را سپاس ای خدای نیکوکاران.
.

.
امروز روز آسمان است. روز پاکی است. روز زلالی است. روز بی کرانگی است. امروز بهشت را تقسیم می کنند. امروز نیکوکاران، خشت بر خشت، بهشت خود را استوار می سازند. و امروز، روز ان الله یأمر بالعدل و الاحسان است. آری، امروز روز نیکوکاری است.
.

.
مهربانا، سپاس گذارم که در دستانم شوق نیکوکاری را نهادی و دلم را به نور عشق، روشن ساختی.
از تو ممنونم که روح مرا آسمانی فرمودی و در وجودم دغدغه محرومان را آشیان دادی.
مرا از بیماری عجب و ریا برهان و همواره در زمره نیکوکارانم قرار ده.
.

.
امروز روز بازگشت به مکتب خاندان پیامبر است. امروز روز «و سجیتکم الکرم» است. امروز روز «و عادتکم الاحسان» است. آنان که عنان مرکب دل را به دست این خاندان سپرده اند، همواره به محرومان لبخند می زنند و بر چشم های منتظرشان سفره می گسترانند. و امروز که روز نیکوکاری است با آغوش باز، نیازمندان را درمی یابند.
.

.
ای مردم رنج دیده، ای مردم محروم، گمان مکنید که بی حضور شما شاد خواهیم بود. تلخی محرومیت شما را تاب نخواهیم آورد و گرمی آغوش خود را، میهمان حضور شما خواهیم کرد. دل خود را با شما تقسیم خواهیم کرد و فردا که بهار آمد، گل های مهربانی در باغچه هامان خواهد شکفت و آسمان خانه مان پر از ستاره نیکوکاری خواهد شد.
.

.
تو را سپاس باید گفت؛ تو را که دلی به پاکی شبنم داری؛ تو را که به نگاه های معصومانه کودکان محروم می اندیشی. فردا بهشت از آن توست. قیامت، دست های مهربانت به نیکوکاری تو شهادت می دهند. فردا از آن توست ای نیکوکار.
.

.
فردا سرانگشتانت شکوفه خواهد داد. فردا سبز خواهی شد. تو را می گویم، ای نیکوکار! تو که صمیمانه خوشی هایت را به سفره محرومان می ریزی. دستان نیازمند هر شب برایت به دعا بلند خواهد شد و چشم های کودکان بی بضاعت این مهربانی را هرگز فراموش نخواهد کرد.
.

.
برخیزیم. برخیزیم و دعا کنیم؛ برای دل های بی قراری که عید امسال خود را شاد می خواهند. برای آنان که نگران طراوت کودکان معصوم خود هستند. آنان که چشم به یاری من و تو دارند. برخیزیم که امروز، روز «اللهم اغن کل فقیر» است. امروز روز تلاش برای عدالت است. برخیزیم! امروز روز نیکوکاری است.
.

.
فردا که دستمان از جهان کوتاه است، حسرت روزگارانی را می خوریم که می توانستیم شادی هامان را هدیه کنیم. پس امروز را دریابیم؛ امروز را که روز نیکوکاری است؛ امروز را که گرمی محبت، سرمای کدورت را در پشت پنجره وا می نهد. باور داشته باش که پاداش ما، بهاری با گل های رنگارنگ خواهد بود.
.

.
ای پاکی ها، ای عاطفه ها، ای مهربانی ها، امروز روز شماست. از خانه بیرون آیید و کوچه کوچه شهر را از عطر دل انگیز خود سرمست سازید. ای گندم زارهای محبت، برخیزید و خورشید را خوشه چین گرمی خود سازید؛ و تو ای عشق، امروز از دستان مهربان این مردم بر کویر نیاز ببار و دشت را پر از گل نیکوکاری کن.
.

.
انتظارتان به پایان آمد، ای فطرت های سبز. امروز روز پر کشیدن سوی ملکوت است. امروز آسمان شما را فرا می خواند و درون شما فریاد برمی آورد که به پا خیز و بهار را صدا بزن. شتاب کن که به اشتیاق تو بهار چند روز زودتر از راه می رسد. آری، بهار به استقبال نیکوکاری تو خواهد آمد.
.

.
این جا باغ عاطفه است. درختان احساس، شکوفه کرده اند. بر گلبرگ های ایمان، شبنم محبت چکیده است. پرنده های نیکوکاری، فضای باغ را از نغمه های توحیدی خود پر کرده اند و باغبان لبخندزنان فریاد می زند: مژده! مژده! بهار نزدیک است.
.

.
پروردگارا، تو را سپاس می گویم که شایسته سپاسی. از تو به نیکی یاد می کنم که سرچشمه نیکی هستی. تو را سپاس که نیکوکاری را در مزرعه جان ها پاشیدی و بارها فرمودی: نیکوکاران را دوست می دارم. دوستت می دارم که نیکوکاری را در نهادم جای دادی و مرا به مهر وجودت مهربان آفریدی.
.

.
امروز چشم جهان به دست شما می نگرد. امروز جهانیان جهان حیرت زده نجابت دل های شمایند. امروز جهان می نگرد که چگونه عید را به سفره هم وطنان خود خواهید برد. امروز همگان می بینند که چه زیبا لبخند بر لب های شما شکوفاست. امروز همه حس خواهند کرد که روز نیکوکاری است.
.

.
کودکان همسایه را خوب می شناسم. عشق یک کودک به پیراهن سبز و کفش قرمز را درک می کنم. از شادی کودکان هنگام تحویل سال لذت می برم. هنوز هم نگاه های خیره به سفره هفت سین را می فهمم. باید امروز کمی از شادی ام را به خانه همسایه بریزم. باید امروز مهربانی را به حیاط خانه همسایه تقدیم کنم. باید امروز نیکوکار باشم.
.

.
رگ هایمان از خون انسانیت لبریز است. نبضمان هر لحظه با یاد دیگران می زند. هوای حیاط دل هایمان لبریز از مهربانی است. در هر تپش، قلبمان فداکاری را فریاد می زند. از باغچه هامان بوی سیب عاطفه می آید. دریای چشمانمان تا ساحل غربت موج می زند. ما اهالی سرزمین نیکوکاری این روز همیشه سبز را به همه هموطنان خود تبریک می گوییم.
.

.
من از اهالی محله کرامتم. پیشه ام میهمان داری است. دلم لبریز از عشق و عاطفه است. سال هاست که دغدغه عدالت و انسانیت و وجدان را به دوش می کشم. مردمان فقر و فاقه را از نزدیک می شناسم. امروز روز من است؛ روز سبز نیکوکاری.
.

.
برایت دعا می کنم؛ تویی که از مهربانی آفریده شدی؛ تویی که پاداش فردایت، بهشت است؛ تویی که چون موج متلاطمی؛ تویی که فداکارانه، کودکان مرا شادمان ساختی؛ تویی که گرد محرومیت را از چهره ام پاک کردی؛ تویی که در جشن نیکوکاری، شادی ات را به خانه ام آوردی. آرزو می کنم بهاری همیشه سبز داشته باشی.
.

.
امروز روز موعود است؛ روزی که دست های شما به میهمانی نیکوکاری خواهد آمد؛ روزی که درختان به شما احترام می گذارند و گل ها به شوق شما می شکفند. امروز روز باران است. باران رحمت پروردگار ارزانی شما خیرخواهان و نیکوکاران. روز نیکوکاری بر شما مبارک باد.
.

.
من از آسمان عاطفه تان فهمیدم که چقدر بی کرانه اید. از گل های باغچه محبت تان پی بردم که گل های وجودتان همه محمدی است. از برق شادی چشمانتان فهمیدم که همسایه خورشیدید. من از نگاهتان دیدم که لبریز از خدایید. و امروز که روز نیکوکاری است، فهمیدم دریای ایثار در لابلای انگشتان شما موج میزند.
.

.
پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد بن عبدالله، فرمود: «کسی که به فریاد برادر مسلمانش برسد و او را از غصه، گرفتاری و خطری نجات دهد، خداوند ده کار نیک برای او می نویسد. ده درجه او را بالا می برد و ثواب آزاد کردن ده بنده را به او عطا می فرماید. ده عقوبت را از او دور می نماید و در روز قیامت ده شفاعت برایش آماده می سازد.»
.

.
امام صادق فرمود: «کسی که در سختی ها به داد برادر مؤمنش برسد و گرفتاری اش را برطرف سازد و در برآوردن حاجتش به او کمک کند، به سبب این عمل ۷۲ رحمت نزد خداوند دارد که خداوند یکی از آنها را زودتر به او عطا می فرماید و با آن زندگی دنیایش را اصلاح می کند و ۷۱ رحمت دیگر را برای ترس و وحشت های قیامتش ذخیره می سازد.»
.

.
امام صادق: «کسی که گرفتاری مؤمنی را برطرف نماید، خداوند گرفتاری روز قیامت او را برطرف می کند و با شادمانی از قبر برمی خیزد و کسی که در هنگام گرسنگی به مؤمنی غذا دهد، خداوند از میوه های بهشتی به او عطا می فرماید و کسی که نوشیدنی ای به او بدهد، خداوند از نوشیدنی های خوب بهشتی به او عطا می فرماید.»
.

.
امام صادق: «هرکس که مؤمنی را خوشحال کند، خداوند در قیامت او را شادمان می سازد و به او می گوید: هرچه دوست داری بخواه؛ زیرا بی تردید تو کسی هستی که دوست داشتی دوستان خدا را در سرای دنیا شاد سازی. آن گاه هرچه بخواهد به او می دهند و خداوند بیش از آنچه خواسته است و حتی به فکر او نرسیده، از نعمتهای بهشتی به او عطا می فرماید.»
.

.
پیامبر اسلام فرمود: «هرکس که در راه خدا به طریقی به برادر مؤمنش مهربانی کند،خداوند از خدمت کاران بهشتی به خدمت او خواهد گمارد.»
.

.
«احسان» از ماده «حسن» و در لغت به معنای خوبی، نیکی، نیکوکاری و بخشش است و در عرف هم به هر نوع خوبی، احسان اطلاق می شود. بدین ترتیب مفهوم آن گستره وسیعی را در بر می گیرد. احسان می تواند در اشکال مختلفی از قبیل انعام، انفاق، صدقه، وقف و رسیدگی به فقرا، یتیمان و درماندگان ظاهر شود. در نظر شرع و عرف، آنچه در مقابل شر و بدی است نیکی و خیر به شمار می آید و انجام دهنده آن عمل نیک، نیکوکار خوانده می شود.
.

.
خداوند، خود معدن احسان و بخشش است و عالم تجلیگاه احسان اوست. هرچه را قابلیت وجود داشته باشد به فضل خودش، در نیکوترین شکل می آفریند. پروردگار بزرگ، انسان را بر دیگر موجودات برتری داد و در احسان به او سبقت گرفت؛ خداوندی که نعمتش را با کرم و بخشش خود آغاز می کند و اشتباهات بندگان را با بزرگواری می بخشاید و آنان را با یادآوری احسان خودش، به این امر مهم تشویق کرده است؛ آنجا که می فرماید: «احسان کن همانگونه که خداوند بر تو احسان کرد».
.

.
نیکی به دیگران اصل و محور همه خوبی هاست. دژ استوار و زکات نعمت هاست. احسان، تجارتی سودمند است که ضرر در آن راه ندارد و لبیک گفتن به نیروی ذاتی و درونی است؛ زیرا تمایل به خوبی و انجام دادن کارهای نیک از جمله ویژگی هایی است که خداوند حکیم در نهاد انسان قرار داده است. نیکوکار آخرت را می نگرد و زندگانی دنیا را دست مایه رسیدن به آخرت قرار می دهد. آن را غنیمت می شمارد و پیش از فرا رسیدن مرگ، زاد و توشه می اندوزد. امام علی می فرماید: «حال که زنده و برقرارید، عمل نیکو انجام دهید؛ زیرا پرونده ها گشوده و راه توبه باز است و بدکاران امید بازگشت دارند». امام سجاد نیز می فرمایند: «هر که شوق بهشت داشته باشد در انجام کارهای نیک درنگ نکند و از خواهش های نفسانی چشم بپوشد.»
.

.
نیکوکاری بهره ای ماندنی و غنیمتی پایدار است. بالاترین زراعت و سودآورترین سرمایه است. نیکی کردن پاسخ گفتن به ندای «الله» است؛ خداوندی که هیچ عملی را بی جواب نمی گذارد و به نیکوکاران وعده پاداش در دنیا و آخرت داده است. او خود فرموده است پاداش نیکی را ضایع نمی کند. او توانگر و بخشنده ای است که مقابل هر عمل نیکی، چندین برابر آن پاداش می دهد.
.

.
قرآن کریم می فرماید: «آیا پاداش خوبی، جز خوبی است». بنابراین در عوض احسان، باید احسان کرد و قدردانی و تشکر خود را ابراز نمود. این کار، و میل و رغبت نیکوکار را افزایش می دهد و انگیزه احسان را در وی قوی می سازد تا به کارهای نیک بیشتر مبادرت ورزد. علی می فرمایند: «هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند؛ زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی رغبت، و بدکاران در بدکاری تشویق می شوند، پس هرکدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده.»
.

.
نیکوکار، در انجام دادن عمل خیر، سستی به خود راه نمی دهد؛ بلکه در انجام دادن آن مشتاق و حریص است و با ذوق و علاقه وافر و انگیزه قوی بر کارهای خیر و ثواب سبقت می گیرد و در راه آن ثابت قدم است. او فروتن است و کارهای خیر او رنگ و عطر خدایی دارد و هرگز با ریا و تظاهر عمل نیک خود را باطل نمی کند. پیوسته در خفا احسان می کند تا نیازمند را شرمنده و حقیر نسازد. علی می فرماید: «نیکی کن آن چنان که دوست داری به تو نیکی شود.»
.

.
احسان مغناطیسی است که جاذبه قوی آن، سرسخت ترین انسان ها را به سمت خود می کشاند. نیکی به واسطه نیروی خارق العاده اش، نور صفا و صمیمیت را بر قلب های تیره و تار می تاباند و دل های سخت و سنگی را در آسیاب مهر و مودت خرد می کند. احسان، پیوند دوستی و رفاقت را مستحکم می سازد و علایق و وابستگی های عاطفی را پررنگ تر می کند. در احادیث آمده است «با هر که خواهی نیکی کن که امیر و فرمانروای او شوی» و «با نیکوکاری مالک دل ها می گردی.»
.

.
شاید اینگونه برداشت شود که احسان ویژه کسانی است که مال فراوان در اختیار دارند و دیگران را به سبب تنگی رزق، در احسان و نیکی و کمک به دیگران جایی نیست. قرآن کریم، این اندیشه را رد کرده، احسان را به هر اندازه باشد محترم و مفید می داند و می فرماید: «دیگران را برخود مقدم می دارند، در حالی که خود نیازمندند و آنچه دارند در اختیار آنها قرار می دهند.»
.

.
دنیا مزرعه آخرت است و انسان، هرچه در این دنیا بکارد، در آخرت برداشت خواهد کرد و هیچ عمل خیر و شری از نظر خدا دور نمی ماند و عاقبت، صاحب آن نتیجه آن را خواهد دید.
.

.
ببخش ای پسرک آدمی زاده صید به احسان توان کرد، وحشی بقید
عدو را به الطاف گردن ببند که نتوان بریدن به تیغ این کمند
چو دشمن کرم بیند و لطف وجود نیاید دگر خبث از او در وجود
.

.
خداوند، روزی انسان ها را اندازه گیری و مقدر فرمود. گاهی کم و زمانی زیاد. و به تنگی و وسعت به گونه ای عادلانه تقسیم کرد تا هرکس را که بخواهد، با تنگی روزی یا وسعت آن، بیازماید و با شکر و صبر، غنی و فقیر را بیازماید.
.

.
تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت که فردا نگیرد خدا با تو سخت
گر از پا درآید، نماند اسیر که افتادگان را بود دستگیر
نترسد که نعمت به مسکین دهند وز آن بار غم بر دل این نهند
دل زیردستان نباید شکست مبادا که روزی شوی زیر دست
.

.
یکی از جلوه های بارز احسان، نیکی به یتیمان و سرپرستی آنهاست. تأمین نیازهای مادی آنان، نگرانی بزرگی را از دل هاشان برطرف می کند. اینان، دل سوختگانی هستند که در غم فراق عزیز خود همواره در ناله و فغانند. از دست دادن نعمت پدر و مادر و مشاهده جای خالی آنها، در دل هایشان غمی فزاینده است. پس بر دیگران است که این خلأ را پر کنند؛ چه از حیث عاطفی، و چه مادی. خانه های آنها را روشن و باصفا نگه دارند و اجازه ندهند دیو فقر و افسردگی خانواده آنان را متلاشی کند. درد دل هاشان را بگوش جان بشنوند، آنان را بر زانوان خود جای دهند و دست نوازش بر سر آنها بکشند تا خلأ وجودی پدر و مادر، کمتر آنان را بیازارد.
.

.
علی، این حاکم عدالت پیشه و قدرتمند رئوف، که روز و شب و آشکار و پنهان به یتیمان و فقرا رسیدگی می کرد، حتی در آخرین لحظات عمر گرانمایه اش، درباره آنان سفارش می کند و هنگامی که در بستر آرمیده و در انتظار ملک الموت است در آخرین وصیت های خود به فرزندانش می فرماید: «خدا را! خدا را! درباره یتیمان. نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع شود.»
.

.
چو بینی یتیمی سرافکنده پیش مده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم از بگرید که نازش خرد و گر خشم گیرد که بارش برد
الا تا نگرید که عرش عظیم بلرزد همه گر بگرید یتیم
برحمت بکن آبش از دیده پاک بشفقت بیفشانش از چهره خاک
اگر سایه خود برفت از سرش تو در سایه خویشتن، پرورش
یکی خار پای یتیمی بکند به خواب اندرش دید صدر خجند

(بیتوته)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.