متن عاشقانه

پیامک عاشقانه محبت آمیز

جمله های عاشقانه و محبت؛

با مهربانیت معجزه میکنی ؛ من به پیامبری ات مدتهاست ایمان آورده ام !
::
تو را بیشتر از تعطیلی مدرسه دوست دارم !
::
بگو دوستم میداری تا از دفتر شعرم کتابی مقدس بسازم …
::

چهار فصل که حرفه …
فصل پنجمی هست به نام تــــــــو ، به هوای تــــــــو …
::
::
من یک فردم ؛ زوجم تو باش !
::
::
دوست داشتن را در چشمی بجو که حتی وقتی بسته است “رویای” تو را خواب ببیند …
::
::
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد …
من تو را در قلبم دارم نه در دنیا !
::
::
تو باشی زهر مار هم می چسبد !!!
امسال هم که سال مار است …
::
::
خیلی دوستت دارم ، ده تا !!!
مثل روزهای کودکی مان !
عمیق ، پاک و بسیــار …
::
::
عشق یعنی طوری نگاهت میکنم که انگار تنها آدم دنیایی …
::
::
من تمام نمی شوم در عشق تو
ثانیه به ثانیه شروع می شوم !
::
::
بهشت فاصله ی پلک بالا و پایین من است وقتی که به “تو” نگاه میکنم !
::
::
بهشت نمیخواهم اگر بخواهی مرا روی زمین ببوسی !
::
::
کنارِ تو کودک میشوم
هر بار پیشِ تو هزار بار متولد میشوم !
::
::
به یادت هستم تا روزی که تابوتم همچون قایقی روان بر دوش مردم باشد !
::
::
برایم مثل بهار می مانی
آمدنت را همیشه تحویل می گیرم …
::
::
می شود کمی بخندی به حوض آب ؟
میخواهم عکس بگیرم یادگاری از روی ماه …
::
::
دوست داشتنت برفیست سنگین
میبارد
مینشیند
یخ میبندد و با هیچ آفتابی آب نمیشود !
::
::
“منی” که کنارش “تو” نباشی ، “تومنی” نمی ارزد …
::
::
با صداقت مینویسم من اسیر نازتم
گر بخواهی یا نخواهی نازنینم یادتم
::
::
باید یکی توی زندگیت داشته باشی که فاصله ی “دلم تنگ شده” و “دارم میام دنبالت” بیشتر از چند ساعت نباشه …
::
::
زیبایی ها را چشم میبیند و مهربانی ها را دل !
چشم فراموش میکند اما دل هرگز !
پس بدان که تا زمانی دل زنده است فراموش نخواهی شد …
::
::
بعضی وقتا کسی تو زندگیت هست که اصلا لازم نیست تو آغوشت بگیره ، فقط با نگاه گرمش بدون حتی گرفتن دستات میتونه قلبتو بوسه بارون کنه !!!
::
::
تو را دوست داشتن تنها کارِ من است !
::
::
از روزی که دلم بیت المقدس تو شد ، سنگ میزنم به هر اشغالگری …
::
::
یادت برایم همانند قصه سیگار پیرمردیست که سالهاست میگوید نخ آخر است …
::
::
از من تا وجودت فاصله فقط چند کیلومتر “دوستت دارم” است !
::
::
ماه را خاموش می کنم تا بتابد چشمانت !
::
::
دوستت دارم ، همین ؛
این نه قابل محاسبه است نه قابل شمارش ، حتی نمی توانی میزانش را تخمین بزنی !
بی انتهاست تا وقتی هستم تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی …
::
::
نفسم شاید دلیلِ زنده بودنم باشد ولی بی شک تو تنها دلیلِ همین نفسی !
::
::
هیچ کجا هم جاییست !
همانجاییست که بی تو میشود بود …

::

بی منطق ترین عضو بدنم ، چشمهایم اند !
می بینند که دیگر دوستم نداری ، اما هنوز تشنه دیدنت هستند . . .
::
::
چقدر درد داره وقتی که از عشقت یه شماره خاموش مونده باشه برات !
::
::
این روزهایم به تظاهر می گذرد . . .
تظاهر به بی تفاوتی
تظاهر به بی خیالی
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “ نمایش ” !
::
::
هنوز برایت مینویسم . . .
درست شبیه کودکی نابینا . . .
که هر روز برای ماهی قرمزِ مُرده اش غذا میریزد . . . !
::
::
در غیاب تو زرد زرد شده ام . . .
شاخه هم دیگر حوصله نکرد گوش دهد به ناله هایم ، با اولین نسیم به روی زمین افتاد !
::
::
نیمه گمشده را بیخیال شو لطفا ، اگر سهم تو بود که گم نمی شد !
همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن . . .
::
::
گاهی اوقات بی قانونی عجب بیداد می کند در عاشقی . . .
یکی دور می زند اما دیگری باید جریمه شود !
::
::
چیزیم نیست ، خوبم !
فقط تو را ندارم . . .
::
::
تکلیفم روشن شد ؛ خاموش میشوم شیرینم . . .
فرهاد وار اینبار باید به جای کوه ، دل بکنم !
::

گاهی لازم است ، نیاز داریم که کرکره را پایین بکشیم و بگوییم :
بی هیچ توضیحی ، ” فعلا ” تعطیل است . . . ! “
::
::
تو زندگی ، یه جایی هست ، بعد از کلی دویدن ، یهو وایمیستی ، سرتو میندازی پایین و آروم میگی : دیگه زورم نمی رسه !
::
::
این روزها پارو را رها کرده ام و دراز شده ام کف قایقی معلق که به هیچ کجا نمی رود !
::
::
عشق ما همانند روزهای هفته است ، تو شنبه و من جمعه !
نمی دانم چرا جمعه اینقدر به شنبه نزدیک است اما شنبه اینقدر از جمعه دور ؟!
::
::
درد اینجاست که درد را نمی شود به هیچکس حالی کرد !
::
::
عاشق را که بر عکس کنی می شود “ قشاع ”
دهخدا را می شناسی ؟
لغت نامه اش را که باز کردم نوشته بود :
قشاع : دردی که ادم را از درمان مایوس میکند .
::
::
خنده از تهِ دل می خواهم . . .
جایی می فروشند ؟
من به قیمت باق عرم خریدارم !
::
::
وقتی دیدی طرفت دیگه حرفی برات نداره که بزنه !
وقتی دیدی که داره ناراحتت میکنه و به روی خودش نمیاره !
مطمئن باش یه نفر سومی هست که عشقت داره واسه خوشحالی اون تلاش میکنه . . .
::
::
حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش “توجه” نمیکنه !
::
::
“بی خبری” بی پایان ترین خبری است که از تو میرسد این روزها !
::
::
می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !
::
::
ساعت هم مثل ضربان قلبم با رفتنت از کار افتاد . . .

(پاتوق)

یک دیدگاه

  1. هادی

    درس محبت

    ١- محبت یعنی چه ؟ دوست داشتن بی مزد و منّت و توقع و انتظار دوستی متقابل ! اینست محبت !

    ٢- و اما نشانه ھای چنین دوست داشتنی چیست ؟

    بخشش بی مزد و منت و توقع و انتظار بخشش متقابل !

    ٣- پس محبت امری مطلق و بی چون و چرا و بی حساب و کتاب و بی دلیل و منطق و

    علت است . یعنی فھم ناشدنی ترین پدیده است .

    ۴- محبت را فقط کسی درک می کند که آنرا داراست . پس محبت فقط به نور محبت فھم

    می شود و بیانش در ذھنیت علیتی ناممکن است .

    ۵- اصلاً چرا بایستی کسی را دوست داشت و به او محبت ورزید و بی حساب و کتاب و

    توقعی او را مورد بخشش و سخاوت قرار داد ؟

    ۶- بی تردید کسی که خودش دارای نور و قوه محبت نیست ھرگز قادر به درک محبت

    ھم از جانب کسی نیست و در قبال آن دچار سوء تفاھم و صدھا سوء ظن و تھمت و

    گمراھی و عداوت می شود چون قادر به فھم آن نیست و آدمی در قبال چیزی که قادر به

    فھمش نیست عداوت و انکار می ورزد .

    ٧- محبت اگر امری مطلق و بی حساب و توقع است فقط ذھنی قادر به درک آن است که از

    خرد و عقل علیتی فرا رفته باشد و مطلق شناس شده باشد .

    ٨- اگر محبت چنین است و مابقی تجارت است پس در رابطه بین والدین و فرزندان ھم

    بطور طبیعی وعادی یافت نمی شود . زیرا والدین توقع دارند که فرزندان شان از آنھا متشکر

    باشند و موجب آبرو و افتخارشان شوند و نھایتاً در دوران پیری به آنان خدمت کنند .

    بخشی از مقاله ” درس محبت ” استاد علی اکبر خانجانی

    دانلود کتاب

    از وبلاگ عرفان زندگی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.