اس ام اس های غمگین با نیش و کنایه
اس ام اس های غمگین با نیش و کنایه

کشنده ترین کلمه ، غرور است …

جمله های زیبا درباره غرور؛

” کشنده ترین کلمه ، غرور است ، آن را بشکن ”
::
::

معذرت خواهی ؛
همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی ، و حق با یکی دیگه است . . .
معذرت خواهی ؛ یعنی اون رابطه شاید بیشتر از غرورت برات ارزش داشته . . .

::
::

خیلی زودتر از آنچه که فکرش را بکنی پژمرده میشوی . زندگی ارزش غرور ندارد رفیق . . .
::
::
کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد . . .
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !
::
::

گاهی دلم می خواهد وحشیانه غرورت را پاره کنم !
قلب ترا در مشتم بگیرم و بفشارم تا حال مرا لحظه ایی بفهمی . . . !
::
::

آدمی غرورش را خیلی زیاد !
شاید بیشتر از تمام داشته هایش دوست می دارد !
حالا ببین اگر خودش ، غرورش را به خاطر تو ، نادیده بگیرد ، چه قدر دوستت دارد !
و این را بِفهم آدمیزاد !
::
::
روزها رفتند و من دیگر ؛
خود نمیدانم کدامینم ؛
آن من سرسخت مغرورم ؛
یا من مغلوب دیرینم ؟
بگذرم گر از سر پیمان ؛
میکشد این غم دگر بارم ؛
می نشینم شاید او آید ؛
عاقبت روزی به دیدارم .
( فروغ فرخزاد )
::
::
نمیدونی چه کاری بادلم کردی / نمیدونی چه غمگینم نفهمیدی
نمیشناسی منو از من چقدردوری / تو این روزا چه بی رحمانه مغروری
::
::
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد ، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . .
::
::
دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی معشوق خودش می آید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .
::
::
چقدر ضعیف هستند و البته کوچک ، آنهایی که وقتی اشتباه می کنند ، نه توانایی اقرار به اشتباه را دارند و نه قدرت عذر خواهی !
اسمش را می گذارند غرور و به آن افتخار می کنند . چه حقیرند و چه حقیرانه رفتار می کنند . . . !
::
::
کاش می فهمیدی که تو از دید من زیبا بودی ؛ دیگران حتی نگاهت هم نمی کردند ، و تو چه اشتباهی مغرور شدی . . .
::
::
ﻫﺮﭼﻪ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺗﺮ باشی ، ﺗﺸﻨﻪ ﺗﺮﻧﺪ برای ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ . . .
ﻭ ﻫﺮﭼﻪ دست نیافتنی باشی ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ می ﺁﻳﻨﺪ . . .
ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻏﺮﻭﺭی ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ باشی ﻭ ﺑی ﺭﻳﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺤﺒﺖ کنی . . .
ﺍﻧﻮﻗﺖ تو ﺭﺍ ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﻧﻤﻴﺒﻴﻨﺪ . . .
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ . . .
::
::
اینایی که واسه یکی همه غرورشونو میذارن زیر پاشون ، تو رابطه های بعدیشون مغرور ترین ادمای زمینن . . .
::
::
اگه یکی باشه منو بفهمه / برایش غرورمو بهم می زنم
گریه که سهله ، زیر چترشونش / تا آخر دنیا قدم میزنم

::
::
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “ حماقت ” من ، من به “ پست ” بودن تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود . . .
::
::
بمیرم من!
فهمیدم نمی مانی . . دیدم می روی . . رفتی . . .
باز هم ایستاده ام نگاه میکنم !
آخرم میکشد مرا این غرور لعنتی . . .
::
::
مرا می شکنی !
سرت را با افتخار بالا می گیری !
ببین از سقف بالای سرت چگونه اشک چکه می کند . . .
مغرور نباش که روزی این سقف شکسته روی سرت خراب می شود . . .

::

حس میکنم گم شده ام . . .
امّا تلخ تر اینکه ، کسی دنبالم هم نمی گردد . . .
::
::

الان که کلی حرف واسه گفتن داریم دیگه زنگ انشایی نداریم . . .
::
::

هی لعنتی ، میخواهم توصیفت کنم :
خیاط نبودی اما خوب وصله های جور واجور به من زدی !
آشپز نبودی اما چه آش چربی برایم پختی !
کفاش نبودی اما چه به اندازه ، کفش رفتنم را دوختی !
و من دیوانه نبودم . . .
::
::

خیابان چقدر سبز شده است از روزی که مرا کاشت و با دیگری رفت . . .

::
::
توضیح نمی خواهد !
تمام خواهش من یک جمله کوتاه است :
دلی که به تو سپرده ام ، به غم مسپار . . .
::
::
چند روز است دائم به زیر دل ات فکرمیکنم . . . !
خوشی ها دقیقآ کجایش زدند ؟
که راحت قید همه چیز را زدی !؟
::
::
هراس یعنی :
من باشم !
تو باشی !
ولی حرفی برای گفتن نباشد !
و من چقدر پر از هراسم امروز . . .
::
::
غم دنیاست ، وقتی عشقت دور از اینجاست ، وقتی دل بی رمق و خسته و تنهاست
غم دنیاست ، دل آدم بشه حساس ، وقتی عشقت تو دلش نباشه احساس . . .
::
::
ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ . . .
من ﺑﻪ عقد ﻏﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻡ . . .
ﺧﯿﻠﯽ دیر ﺁﻣﺪﯼ !
خیلی دیر . . .
::
::
انگار حرف “ ر ” اضافس !
به هر کس گفتم درکم کن ، دکم کرد . . .
::
::
هر روز صفحه ی نیازمندیها را زیر و رو می کنم !
میدانم بالاخره یک روز به من لعنتی نیاز پیدا می کنی . . .
::
::
از وقتی تو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ
گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .
::
::

قطارها بیهوده میپرسند !
چی ؟ چی ؟
نمی دانند در انتهای ریل ها
هیچکس و هیچ چیز در انتظارشان نیست . . .
::
::
ترسم از آن است که خدا آنقدر این پا آن پا کند که تمام شود تاریخ مصرف ِ تمام ِ آرزوهایم . . .
::
::
نمیدانم به مسافر دل بستم یا مسافر شد آنکه به او دل بستم . . .
::
::
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﻤﻼﺗﺖ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ !
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺳﺨﺘﯽ ﺳﺖ ﺧﻠﻊ ﻣﻘﺎﻡ ﺷﺪﻥ ؛ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﺮﻓﯿﻊ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ . . .
::
::
شده ام معادله چند مجهولی !
این روز ها هیچ کس از هیچ راهی مرا نمی فهمد . . . !
::
::
هفت شهر عشق . . .
شهر اول : نگاه و دلربایی
شهر دوم : دیدار و آشنایی
شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی
شهر چهارم : بهانه و فکر جدایی
شهر پنجم : بی وفایی
شهر ششم : دو رویی و بی اعتنایی
شهر هفتم : اشک و آه و تنهایی . . . !
::
::
دلم در حلقه غم ها نشسته / زبانم بسته سازم شکسته
وجودم پر از شعر عاشقانه ست / تو را خواهم این حرفا بهانست !

(تک پیامک)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.