پیامک عاشقانه ها

جزئیات چشمهایت،کلیات زندگی من است . . . !

جمله ها و اس ام اس های عاشقانه جدید؛

جزئیات ِ چشمهایت
کلیات ِ زندگی ِ من است . . . !

عشق ِ ما
شبیه عکسی‌ست
که دست عکاس ،‌ بر اثر یک “اشتباه” می لرزد
و عکس برای همیشه
تار می افتد !
::
::
دلم را
به روی عالم و آدم بسته ام
مگر ” دلبستگی ” همین نیست؟
::
::
برای کشتن کسی که توی دلت زندست باید روزی هزار بار بمیری….
::
::
چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟
مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟ منم بگم دیوونشم . . .
::
::
باور کن ، “من” تنهاترین ضمیر دنیاست و “او” خوشبخت ترین ضمیر دنیا !
چون “تو” را دارد
::
::
ﻗﻬﻮﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﻋﺎﺷﻘﺶ ﺑﻮﺩﻡ، ﺩﻝ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﺍﻭ ﻧﻤﮏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﻧﻤﮑﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ
ﺣﺎﻝ، ﺍﻭ ﻫﺴﺖ ﻻﯾﻖِ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ
ﻻﯾﻖِ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﭘَﺴﺖ
ﻣﻦ ﻫﻢ ﻣﺴﺖ ﺍﺯ ﻣِﯽ ﻭ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ
ﺯﯾﺮﺳﯿﮕﺎﺭﯾﻢ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟!
ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ، ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﻧﺮﺍ ﺷﮑﺴﺖ!
ﭘُﺮ ﺯِ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ.. ﺭﺍﺳﺘﯽ
ﻋﮑﺴﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ؟؟
ﺍﯾﻦ ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﮑﺴﺖ . . .
::
::
بـــرای یک ماه
نبودنــــت را سکوت می کنــم
سحر با یک عکس
افطار با یک خاطره . . .
::
::
یه مرتبه اى از عشق هست که دو طرف
در اون هزینه هایى که به خاطر هم پرداخت کردنُ یکى یکى میشمارن
بعد از این مرحله دیگه هیچ چیز مثل سابق نمیشه . . .
::
::
عشق های امــروزی
بی نام
قابل انتقال به غیر
و معاف از احساس میباشند . . .
::
::
مـردنَــم را آرزوستــــ اگـــر آرامگــاه ِ ابـَـدی آغــوش ِ تــو بـاشــد . . .
::
::
چه داستان غریبیست داستان زندگی!
دستی که داس را برداشت همان دستیست که گندم را کاشته بود . . .
::
::
شب
آغازِ داستانِ غم انگیزی ست
که پایان اَش
ارتباطِ مستقیمی
با چشمانِ “تو” دارد،
لطفا
زودتر
بیدار شو !
::
::
گونه هایت را برای دست هایم می خواهم
پیشانی ات را برای لب هایم
خودت را برای زندگی ام
می بینی ؟
برای خودم هیچ نمی خواهم !
::
::
گناه شکستن روزه های امسال هم
پای تو … این رمضان
هر روز باید ، غم تو را ”بخورم” . . .
::
::
لاف می زدم که فراموشت خواهم کرد !
کجایی که ببینی این روزها توبه ی من از گرگ ها هم مرگ تر است …
::
::
من از تمام آسمان یک باران را میخواهم
از تمام زمین یک خیابان را
و از تمام تو …
یک دست که قفل شود در دست من
::
::
جلوی کوه داد بزنی “محبت” بر میگردد “محبت” !
تو از سنگم کمتری ؟
::
::

می گویند:
خوش به حالت!
از وقتی که رفته حتی خم به ابرو نیاوردی…!
نمی دانند بعضی دردها
کمر خم می کنند، نه ابرو…!
::
::
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم / اصلاً به تو افتاد مسیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم / یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
خاموش مکن آتش افروخته ام را / بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم . . .
::
::
امشب قرص هایم آلزایمر گرفتند ، یادشان رفته که خواب اورند نه یاد آور . . .
::
::
آنقدر زیبا عاشق شده ای که آدم لذت میبرد… از این همه خیانت . . .
::
::
آهای مردم
عاشقش نشوید
به اندازه هممه تان عاشقی کردم برایش . . .
::
::
چه کسی برای عشق ما شعر اتل متل خواند !
که پایت را به این راحتی از زندگیم ورچیدی ؟
::
::
خوشبختی یعنی
در خاطر کسی ماندگاری که لحظه های نبودنت را با تمام دنیا معامله نمیکند . . .
::
::
سهم من از تو
دلتنگی بی پایانیست
که روزها دیوانه ام میکند
شب ها شاعر…
::
::
با تمام احترامی که برا “شما” قایلم اما “تو” رو دوست دارم . . . !
::
::
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم
و نه به فرداهایی که “شاید” بیایی …
می خواهم امروز را زندگی کنم
خواستی باش ، نخواستی نباش
::
::

این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند !
حیف از عشق که زیر دست و پاست . . .
::
::

تن من زخمی است…
یک خراش کمتر یا بیشتر
چه فرقی دارد…؟!
راحت باش!
::
::
جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه …
که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!
::
::
۲۰ میدهم ، شاید هم ۲۱ . . !
خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر میخواهد ،
که تو باهنری . . !
::
::
هى لعنتى!
بیا باهم بازى کنیم:
تو پاکت های خالی سیگارم را بشمار،
من هم،
“شماره غریبه هاى توى گوشى أت را”
::
::
بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته !
مردهای چشم چران
زن های خائن
دخترهای شــ ــهـ ـو تــ ــی
و پسرهای شــ ـهــ ـو تـــ ـی تر!
… پس چه شد … ؟
چیدن یک سیـبـــــــ ـ و اینهمه تقـــاص ؟
بیچاره آدمــــــــــ . . . بیچاره آدمیتــــــــ . . .
::
::
کلمات هم بازیچهء من و تو شده اند !
من برایِ تو می نویسم
تو برایِ او می خوانی.. .
::
::
حرفش را ساده گفت: من لایق تو نیستم!
اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآوری کند یا خیانت خودش را توجیه!؟!
::
::
کامل شده ای . . .
دیگر به تو نمیــرسد کسی !
چند واحد پاس کرده ای ؟!
چند سال برای خیانت خوانده ای ؟!
::
::
آنقدر زیبا عاشق شده ای که آدم لذت میبرد
از این همه خیانت . . .
::
::
دختر گفت: بشمار پسرک چشمانش را بست
و شروع کرد به شمردن: یک…دو… سه …چهار…..
دخترک رفت پنهان شود
آن طرفتر پسردیگری را دید که گرگم به هوا بازی میکند،
برّه شد و با گرگ رفت
پسرک قصه هنوز می شمارد…
::
::
وقتی که به جای بمان ، می گویی هر طور راحتی ، بوی خیانت می دهی !
::
::
هر دومون خیانت کردیم:
من شب ها با گریه می خوابیدم
و تو…
با غریبه!
::
::
کاش ماه ،
همیشه پشت ابر بماند
نمی خواهم بدانم ،
شب مهتاب ،
بی من چه می کنی . . .
::
::
دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره
ولی محبت خیانت میاره !
::
::
پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد !
بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟!
::
::
شک کرده بـودم کسی بین ماست !
حالا یقین دارم “مـ…ــن” بین دو نفر بودم !
چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!
::
::
ترســو بودی ،
جاده خیانت را برایت تنگ و تاریک و ترسناک کرده ام
امـــا . . .
چه شجـــاع شده ای . . .
::
::
چقدر پابند بودن سخت است،
وقتی خیانت درب تمام خانه های شهر را میکوبد …
::
::
می دانی ؟!
دلم یک آمدن می خواهد ،
بی هیچ رفتنی و یک همدم که خیانت نداند !

(پاتوق)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.