پیامک عاشقانه ها

اس ام اس حس عاشقونه زیبا

پیامک عاشقونه دلتنگی ها؛
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دل تنگم هوای گریه دارد
دل تنگم غریب این در و دشت
نمی داند کجا سر می گذارد


شاید آن روز که رفتم یاد تنهایی کنی
من همان تنهایی ام ، یادت نره یادم کنی


مژه بر هم مزن ای دوست که بادم ببرد
چون سبک تر شده ام ، از پر کاهی ز غمت


گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت
سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت
مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت
ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت


مهربانی نقش هر نقاش نیست
هر که نقشی را کشید نقاش نیست
نقش را نقاش معنا می دهد
مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست


پای من خسته از این رفتن بود
قصه ام قصه دل کندن بود
دل که دادم به یارم دیدم
راهش افسوس جدا از من بود


یه حساب تو دلتنگی هات برام باز کن
شاید برنده کل دلتنگی هات شدم


فغان دل برنگیزد حکایت
که روح و دل کنند از هم شکایت
که میبینم ز تو لطفی نباشد
پرا باید چنین دفع محبت
مگر بد عهدیم اندر چه دیدی ؟
که درگر تو نمی فرستی پیامک
اگر ناراحتی از این رفاقت
که من هم قطع کنم دیگر رفاقت !


می بوسیمت سه تایی  من و غم و تنهایی
امان از این جدایی دلتنگتم خدایی


ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی
آتش به شب تار زدی خسته نباشی
ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی
با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی


امشب دلم از آمدنت سرشار است
فانوس به دست کوچه دیدار است
آنگونه تو را در انتظارم که اگر
این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است !


عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود


تو شعر و شور باران شمالی
دل انگیزی  سراپا شور و حالی
به شالیزار قلبم باش باران
که می سوزد دلم از خشکسالی


در فراغت این دل من پیر شد
بله ای گو این دلم تبخیر شد
بر سرم دستی کشید آرام گفت
باز طفلک قرص هایش دیرشد


گفتم که فراق را نبینم
دیدم آمد به سرم از آنچه می ترسیدم
نوحی به هزار سال یک طوفان دید
من نوح نیم و هزار طوفان دیدم


آن گاه که نگاه کردن به عقب حاصلی
جز شکست به دنبال ندارد و در آن هنگام که
از نگاه کردنبه جلو واهمه داری می توانی به یکی از دو طرف نگاه کنی
تا ببینی بهترین دوستت آن جا کنارت ایستاده . . .


عاشقی را از قلیان باید آموخت
آتشی بر سر ، آهی ز دل و اشکی ز دامن دارد


سخت است که دور از رخ دلدار بمیرم
از حسرت گل در صف گلزار بمیرم
درد است مرا ، کز غم هجران تو دلبر
باشی تو طبیب و من بیمار بمیرم


گلهای بهشت سایبانت
یک دسته ستاره ارمغانت
یک باغ از گلهای نرگس
تقدیم وجود مهربانت


تو کی هستی که همه فکر و خیالم شده تو
تو شدی زندگی من ، همه یادم شده تو
یاد تو در خاطراتم وقتی پیدا می شود
می رود دنیا ز یادم چون که یادم شده تو


دستم از دستت جداست
این تمام ماجراست
دلخوشم شاید بیایی
فردا هم روز خداست


نوشته های رو شن مهمان اولین موج  دریا هستند
حکاکی های روی سنگ مهمان همیشگی تاریخ اند
اما دوستان خوب ، حک شدگان رو قلبند
و ماندگارانی جاویدان


با آنکه ز ما هیچ زمان یاد نکردی
ای آنکه نرفتی دمی از یاد ، کجایی ؟


چشات دیگه از من خسته و سیره
اما هنوز چشمای من اسیره
فقط بدون که این دل شکسته
منتظره بگی واست بمیره


عاشقی کار هر شیاد نیست
این شکار دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است


هرچه می خواهم غمت را در دلم پنهان کنم
سینه می گوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن


غم به هر جا که روم سر زده آید به دلم
چه کنم خانه دل بر سر راه افتاده است


یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت
خانه ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت
از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم
زلف خود را شانه کردی ، شانه بوی گل گرفت


کوچه یاد آور هر لحظه تمنای من است
کوچه خلوتگه فریاد سر پای من است
بی تو گر میگذرم از سر پیمان شکنی است
گرد و خاکش به خداوند تسلای من است


دل خون شد و کسی محرم این راز نیافت
در روی زمین هم نفسی باز نیافت


همیشه وقتی فکر می کنیم
برای سوال های زندگی جواب پیدا کردیم
سوال ها عوض می شوند


لطفا کسی به خوابم نیاید
امشب را تا صبح
به کابوس هایم قول داده ام !


تو مرا فریاد کن ای هم نفس
این منم آواره ی فریاد تو
این فضا با بوی تو آغشته است
آسمانم پر شده از یاد تو


هر که دیوانه نشد از عشق تو عاقل نیست
آنکه نشناخت تو را معرفتش کامل نیست


از دیار آشنایی پا کشیدن مشکل است
از تو ای آرام جانم دل بریدن مشکل است


این را بدان اگر در قلبی جای گرفتی
و عاطفه ای را به بازی عشق در آوردی
تا ابد در قلبی که دوستت دارد زنده خواهی ماند


همه بغض من تقدیم غرور نازنینت باد
غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد


گل بودم در ایام جوانی
جوان بودم نکردم زندگانی


خیالت راحت ، دیگر اشکی نیست
که به بالینت بریزد و احساس را شکوفا کند
تنها بغضیست که فرو رفتنش حسرت در چشمانم می تازد


بر درت می آمدم هر شب مرا وا میزدی
گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا به سحر
کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی


کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو بـا جامی ربـودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جـام گـــوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.