فاصله ها

اس ام اس فاصله ها و دلتنگی ها

اس ام اس فاصله و دلتنگی؛

به تو عادت دارم

مثل پروانه به آتش ، مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه که از من دوری ، من به ویرانگری فاصله می اندیشم

در کتاب احساس ، واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است

تو توانایی آن را داری که به این فاجعه پایان بخشی

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن

ولی کاش بودی تا اشک هایم از شوق دیدارت سرازیر می شد

به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام

چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را ؟

هرجا تو باشی دل من همون جاست

حتی اگه فاصلمون یه دنیاست

مرا از خود رها کردی و رفتی

مرا آنگه که تنها مانده بودم

ولی من باز هم هستم به یادت

اگر چه دور هستم از سرایت

همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست

گاهی فرصتی است برای دلتنگ شدن

مست آن یارم که در تنهاییم یادم کند

از فراق و دوری خود سخت بیمارم کند

و با دلتنگی های من

تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری

تظاهر می کنم هستی

همیشه فکر می کردم غم انگیزترین غروب ، غروب زندگیست

ولی تازه فهمیدم هیچ غروبی غم انگیزتر از دوری تو نیست

خودت نیستی صدات مونده

صدات چشمامو گریونده

دلم روی زمین مونده

فقط از تو همین مونده

نگران خودمم که چجوری بی تو بمونم ؟

دوری و ندیدن تو کاره من نیست

نمی تونم

یکی می پرسد : اندوه تو از چیست ؟

سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟

برایش صادقانه می نویسم

برای آنکه باید باشد و نیست

شبیه برگ پاییزم همیشه قسمت بادم

ز تو دورم ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

چشماتو ببند ! بستی ؟

حالا باز کن ! باز کردی ؟

چقدر طول کشید ؟

همین قدر هم نمی تونم دوریتو تحمل کنم !

تو که درد دل دیوانه ی من می دانی

چند دور از تو خورم ، خون جگر پنهانی ؟

تو و فاصله با هم یکی شدید

من و پاهام به رسیدن نا امید

کاش می شد می رسیدم تا می دیدم

تو و فاصله به هم چیا می گید ؟

مرا نمی خواهی دیگر می دانم

حتی اگر مرا ببینی هم نمی شناسی مرا دیگر می دانم

اینک همان نامه ای که برایم نوشتی را می خوانم

چه عاشقانه نوشته ای همیشه با تو می مانم

ببار ای باران ببار که غم از دلم رفتنی نیست

اشک های روی گونه ام دیدنی نیست

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست

آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست

هنوز هم نمی دانم اینجا چه فصلیست

که من کال ماندم و به تو نمی رسم !

در قفس افتاده ام فکر رهایی نیستم

دل به عشقت داده ام فکر جدایی نیستم

انگشتانت را به من قرض بده

برای شمردن لحظه های نبودنت کم آورده ام

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت

با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت اوج رفاقت که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

شنیدی می گن خیلی دور ، خیلی نزدیک ؟

اولی دستامونه ، دومی دلامونه

بعضی وقتها چشمم به قلبم حسودیشون می شه ، می دونی چرا ؟

چون تو همیشه تو قلبمی ، ولی از چشم دوری !

فکر کردم آسمان را می توان تسخیر کرد

آب اقیانوس را با آه خود تبخیر کرد

فکر کردم رفتنت را می توان از یاد برد

هیچ دانستی ؟ دلم را رفتن تو پیر کرد.

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.