عاشقانه
عاشقانه ها

تا نرفتی به سفر ، همسفری پیدا کن

اس ام اس عاشقانه احساسی؛

تا نرفتی به سفر ، همسفری پیدا کن

تا نبستی ز جهان دیده ، بری پیدا کن

به مثل هست بشر صید و جهانش چو قفس

بهر پرواز ، بر و بال و پری پیدا کن

هیچ بارانی ردپای تو را از کوچه ی قلبم نخواهد شست

حتی سیلاب فراموشی ها

به آن لبخندت که چون لبخند گل هاست

به رخسارت که چون مهتاب زیباست

به گل های بهار عشق و مستی

به قرآنی که آن را می پرستی

قسم ای نازنین تا زنده ام

تو را من دوست دارم می پرستم

می گن به یاد یکی بخوابی ، خوابشو می بینی

می میرم برات تا همیشه ببینمت

گاهی در برابر خاطرات توقف کن و یاد آور دوستی ها و رفاقت ها باش

امیدوارم سهم من از این تجدید خاطرات یک یادت بخیر ساده باشد . . .

قسم به عشق پروانه که وجودش را در راه عشق می سوزاند

و قسم به شمعی که تا سردی عشق می سوزد و ناله اش بر نمی خیزد

دل به عشق خدای یکتا ده

قطره را رهی به دریا ده

تا نماند ز عاشقان اثری

خاک مجنون به آب لیلا ده

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی

ولی بی دوست می میرم در این مرداب تنهایی

عشق رو نمیشه با یه شاخه گل مقایسه کرد

ولی می شه عشق رو با یه شاخه گل اثبات کرد

استاد کائنات که این کارخانه ساخت

مقصود عشق بود ، جهان را بهانه ساخت

فارسی : دوست دارم

انگلیسی : i love you

عربی : احبک

ترکی : senis evar youroum

آلمان : ichie bed

بابا به چه زبونی دیگه بگم دوست دارم خوب دوست دارم دیگه !

نوشته های رو شن مهمان اولین موج  دریا هستند

حکاکی های روی سنگ مهمان همیشگی تاریخ اند

اما دوستان خوب ، حک شدگان رو قلبند

و ماندگارانی جاویدان

با آنکه ز ما هیچ زمان یاد نکردی

ای آنکه نرفتی دمی از یاد ، کجایی ؟

چشات دیگه از من خسته و سیره

اما هنوز چشمای من اسیره

فقط بدون که این دل شکسته

منتظره بگی واست بمیره

عاشقی کار هر شیاد نیست

این شکار دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است

طالب حق را حقیقت لازم است

هرچه می خواهم غمت را در دلم پنهان کنم

سینه می گوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن

غم به هر جا که روم سر زده آید به دلم

چه کنم خانه دل بر سر راه افتاده است

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت

خانه ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت

از پریشان گویی ام دیدی پریشان خاطرم

زلف خود را شانه کردی ، شانه بوی گل گرفت

کوچه یاد آور هر لحظه تمنای من است

کوچه خلوتگه فریاد سر پای من است

بی تو گر میگذرم از سر پیمان شکنی است

گرد و خاکش به خداوند تسلای من است

دل خون شد و کسی محرم این راز نیافت

در روی زمین هم نفسی باز نیافت

همیشه وقتی فکر می کنیم

برای سوال های زندگی جواب پیدا کردیم

سوال ها عوض می شوند

لطفا کسی به خوابم نیاید

امشب را تا صبح

به کابوس هایم قول داده ام

من آن ابرم که می خواهد ببارد

دل تنگم هوتی گریه دارد

دل تنگم غریب این در و دشت

نمی داند کجا سر می گذارد

شاید آن روز که رفتم یاد تنهایی کنی

من همان تنهایی ام ، یادت نره یادم کنی

مژه بر هم مزن ای دوست که بادم ببرد

چون سبک تر شده ام ، از پر کاهی ز غمت

گر ز جهان بگذرم از تو نخواهم گذشت

سر رود از پیکرم از تو نخواهم گذشت

مردمک چشم من نقش تو بر خود گرفت

ور همه جا بنگرم از تو نخواهم گذشت

مهربانی نقش هر نقاش نیست

هر که نقشی را کشید نقاش نیست

نقش را نقاش معنا می دهد

مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست

پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود

یه حساب تو دلتنگی هات برام باز کن

شاید برنده کل دلتنگی هات شدم

فغان دل برنگیزد حکایت

که روح و دل کنند از هم شکایت

که میبینم ز تو لطفی نباشد

پرا باید چنین دفع محبت

مگر بد عهدیم اندر چه دیدی ؟

که درگر تو نمی فرستی پیامک

اگر ناراحتی از این رفاقت

که من هم قطع کنم دیگر رفاقت !

می بوسیمت سه تایی  من و غم و تنهایی

امان از این جدایی دلتنگتم خدایی

ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی

آتش به شب تار زدی خسته نباشی

ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی

با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی

امشب دلم از آمدنت سرشار است

فانوس به دست کوچه دیدار است

آنگونه تو را در انتظارم که اگر

این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است

قاصدک شعر مرا از بر کن

برو آن گوشه ی باغ  سمت آن نرگس مست

و بخوان در گوشش و بگو باور کن

یک نفر یاد تو را دمی از دل نبرد

یادت باشه زیر گنبد کبود

تو بودی و من و کلی آدمای حسود

تقصیر همون حسوداست که حالا

هستی ما شده یکی بود یکی نبود

بی شک آسمان خدا

با این همه ستاره یک تیم برنده است

ببندم شال و می پوشم قدک را

بنازم گردش چرخ و فلک را

بگردم آب دریا ها سراسر

بشویم هر دو دست بی نمک را

در ماه مهر بادهای پاییزی

بی مهری را با برگ درختان آغاز می کنند

آن قدر عشق تو دارم که اگر آه کشم

ز لبم بوی کباب جگرم می آید !

من یک نامه عاشقانه ام ، بازم کن

محتاج کمی نوازشم ، یارم باش

هر قدر که سکه ای سیاهم ای دوست

در قلک سینه ات پس اندازم کن

شیرین تر از عسل هم میتوان آفرید

اما به شرط آنکه من آن زنبور سرباز دل باخته باشم

و تو آن تنها گلی که نصیب من شده است

دل به صدایی که مگر در تو رسد

ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

 (اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.