اس ام اس خیانت و جدایی

بی وفایی کن، وفایت می کنند …

 اس ام اس خیانت جدید؛

بی وفایی کن وفایت می کنند

با وفا باشی خیانت می کنند

مهربانی گرچه آیینه ی خوشیست

مهربان باشی رهایت می کنند

چه داروی تلخی است

وفاداری به خائن

صداقت با دروغگو

و مهربانی با سنگدل

آنقــدر مرا سرد کرد

از خودش

از عشق

کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام

روی احساسم پا نگذاریــد لیز می‌‌خوریــد

محبت به نامرد ، کردم بسی

محبت نشاید به هر نا کسی

تهی دستی و بی کسی درد نیست

که دردی چو دیدار نامرد نیست

عجب جوش و خروشی بود عشقت

خراب باده نوشی بود عشقت

بهشتم را به سیبی داد بر باد

عجب آدم فروشی بود عشقت

نردبان بودم

کم کم زی پا له م کردی تا خــــودت را بالا ببـــــری

سوت پایان را بزن

من حریف هرزگی تو

و احمق بودن خودم نمی شوم

دار بزن

خاطرات کسی که  تـو را دور زده

حالم خوب است

امّا گذشته ام درد می کند

نمی تونم ببخشمت

دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم

گندیدی و بریدمت

نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی

نفرین بر آن مرامی که اینگونه  به اعتمادم خیانت کرد

کسی که رنگ پریدگی خزان را ادراک کرده

باشد به نیرنگ گل های رنگ رنگ دل نخواهد بست

به نامردانی چون تو دیگر دل نخواهم بست

با عشق به من به من  خیانت کردی

دل دادم و تو رد امانت کردی

رفتی و چه آسوده ز من دل کندی

هر دو قلمت خورد اگر برگردی  !

هر که را دیدم  خیانت کرد و رفت

هر که با من بود یار من نبود

هر که آمد بر دلم زخمی گذاشت

خود ندانستم از این غم ها چه سود

کاش هرگز در محبت شک نبود

تک سوار مهربانی تک نبود

کاش بر لوحی که بر جان دل است

واژه تلخ خیانت حک نبود

دست از سرم بردار برو

ندارم حوصله ی این حرفارو

همه یادگاریات بخوره تو سرت

نه خودتو می خوام نه دردسرت

من از عشق گفتم

تو مدل ماشینم را پرسیدی

من از محبت گفتم

تو محل زندگیم را پرسیدی

من از دوست داشتن گفتم

تو وضعیت حساب بانکیم را جویا شدی

من از ارزش ها گفتم

ارزش هایی که قیمت ندارند

امّا تو تو قیمت ارزش ها را با اهن و کاغذ برابر کردی

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست

آنقدر بی‌ ارزشی که خیلی‌ها اندازه تو هستند

یکی را آرزو کردی و رفتی

برایش پرس و جو کردی و رفتی

تو هم تا آبرو از من گرفتی

مرا بی آبرو کردی و رفتی

عاشق شدم و عذاب را فهمیدم

رنجیدن و اضطراب را فهمیدم

در چشم تو عشق را ندیدم اما

معنای دل کباب را فهمیدم

هر روز خطاهای تو را بخشیدم

تا بخشش بی حساب را بخشیدم

دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست

تنها آسمانمان یکیست

نمی بخشمت

ولی فراموشت می کنم

همیشه به همین سادکی از ادمای بی ارزش می گذرم

دوستت دارم تکیه کلام تو بود

من بی جهت به آن تکیه داده بودم

حضورت در کنار من معجزه نبود

نبودنت هم فاجعه نیست

فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود

بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت

زبیم و رنج نامردی دگر دردی نمیبینم

مزن لاف مروت را که من مردی نمیبینم

منم آن چوب سرگردان به ساحل میرسم زیرا

درون موج دریاها عقب گردی نمیبینم

صد سال در بیابان آواره شوی

به از آن است که در خانه محتاج نامردان شوی

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن

هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن

نمیتونم ببخشمت

دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم

گندیدی و بریدمت

چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی

که یه بار زیر آوار نامردیش همه وجودت له شده

به نامردی نامردان قسم خوردم

که نامردی کنم در حق نامردان

آهای رفیق نامرد یه روز میشی پشیمون

پشیمونی چه سودت وقتی بمونی دلخون

زمـین گرمـم کـمته  تو که میگفـتی من سـرم

کـی مـیشه اون گلوتوبا دشنه نامردی  بدرم

ای نا رفیق

به کدامین گناه ناکرده

تازیانه می زنی بر اعتمادم

زیر پایم را زود خالی کردی

سلام پر مهرت را باور کنم

یا پاشیدن زهر نا مردیت

را خنجری از پشت در قلبم فرو رفت

پشت سرم را نگاه کردم

کسی جز تو نبود

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی

ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم

هر دومون خیانت کردیم

من شب ها با گریه می خوابیدم

و تو با غریبه!

پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد

بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟

شک کرده بـودم کسی بین ماست

حالا یقین دارم من بین دو نفر بودم

چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من

تن من زخمی است

یک خراش کمتر یا بیشتر

چه فرقی دارد…؟

راحت باش

جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه

که باید ببخشی و فراموش کنی

وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن

دیگر بازی بس است

بیا شمشیرها را کنار بگذاریم

دستهایمان را بشوریم و چیزی بخوریم

اما چرا دست های تو خونیست و پشت من می سوزد ؟

دختر گفت: بشمار پسرک چشمانش را بست

و شروع کرد به شمردن: یک…دو… سه …چهار…

دخترک رفت پنهان شود

آن طرفتر پسردیگری را دید که گرگم به هوا بازی می کند

برّه شد و با گرگ رفت

پسرک قصه هنوز می شمارد

حرفش را ساده گفت : من لایق تو نیستم

اما نمیدانم خواست لیاقتم را به من یادآوری کند

یا خیانت خودش را توجیه

بوی گند خیانت تمام شهر را گرفته

مردهای چشم چران

زن های خائن

پس چه شد … ؟

چیدن یک سیـب و این همه تقـــاص ؟

بیچاره آدم

بیچاره آدمیت

کلمات هم بازیچهء من و تو شده اند

من برایِ تو می نویسم

تو برایِ او می خوانی

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.