خدا

اس ام اس خدایی عاشقونه

اس ام اس با موضوع خدا؛

چرا غمگینی ؟  عاشق شدم.

آیا عشق شیرین است ؟ بله شیرین تر از زندگی.

چرا تنهایی ؟ ویژگی عاشق هاست.

لذت تنهایی چیست ؟  فکر به او و خاطرات او.

چرا می روی ؟  برای اینکه او رفت .

دلت کجاست ؟  پیش او.

قلبت کجاست ؟  او برده.

پس حتما بی رحم بوده  نه ؟  نه اصلا…

چرا ؟؟؟؟ چون باز هم او را میپرستم .

یک روز دیگه و صبح زیبا رسید

خدایا شکرت که نمی گذاری بترسم از شروع دوباره

خدایا …….

دستانم خالی اند ودلم غرق در آرزوها …………

یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان ………….

یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن …………….

و بدان کلید گنج ها

سعادت و خوشبختی در همت تو و توکل به خداست

بده در راه خدا، من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم

از قنوت سحر مادرتان جا ماندم

پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم

مهربان کاش زهیری بغلم می کردی

من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم

فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی کافی ست

با پر و بال شکسته به شفا محتاجم

شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا

به جنون سر ایوان طلا محتاجم

دود این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم کرببلا محتاجم

چه قدر گریه کنم تا نبری از یادم!؟

در سراشیبی قبرم به شما محتاجم

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگی بخت درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

گاهی در شتاب زندگی گوشه ای بایست و بگو

خدایا می دانم که هستی

خدای خوب من

مسیر زندگی به سختی اش می ارزد

اگر تو در انتهای هر قصه ایستاده باشد

رابیدرانات تاگور :

خدایا آنان که همه چیز دارند مگر تو را

به سخره می گیرند آنانی را که هیچ ندارند مگر تو را

صدای باران زیبا ترین ترانه ی  خداست

که طنینش زندگی را برای ما زیبا تر می کند

نکند فقط به گل آلوده ی کفش هایمان بیندیشیم !

یا رب گناه جمله جهان را به ما ببخش

ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش

هر چند ما نه ایم سزاوار رحمتت

ما را بدانچه نیست سزاوار ما ببخش

خداوندا

از صبرت همین بس که داری مرا تحمل می‌کنی

از بخششت همین بس که به من ناسپاس هم روزی می‌دهی

وقتی خداوند از پشت دست هایش را روی چشمانم گذاشت

از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم

که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم

خدایا گرچه تن پر ز گناهم

وگرچه روی من بس شرمگین است

ولی دانی خدایا این دل من

که از شرم رخت سایه نشین است

چگونه تاب دیدارت توانم

که رویم از گناهم چرک وچین است

از فرش به عرش و از عرش به فرش می برد

پادشاه ابدی جهان هستی  خدا

پروردگارا شرمسارم از این همه ریا و دقل بازی

دل هایی که نور تورا ندیده اند اما زبان و ظاهر آنها تو را فریاد می زندژ

مهم نیست که چطور فکر می کنی

مهم این است که مقصود تو

مقصود من و مقصود همه ی انسان هاست

خدا این مقصود دوست داشتنی …

خدایا

اگر درمان تویی دردم فزون باد

وگر عشقی سهم من جنون باد

حضرت علی علیه السلام :

خداوند را بخاطر خوشنودی مردم خشمگین مکن

زیرا خداوند جای همه کس را می گیرد

و کسی نمی تواند جای خداوند را بگیرد

دو قدرت وجود ندارد

تنها یک قدرت است

قدرت خدا

گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک

این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک

این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور

میشنود صدایی به کوچکی صدای توست

خدایی که به بزرگی جهان هستیست

آرام باش مشکلات تو دیگر در دستان من است

( خدا)

چه خود ساخته هایی که مرا سوخت

و چه سوختن هایی که مرا ساخت

ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن که از سوختنم

ساخته ای آباد از من بجا ماند

الهی دانایی ده که در راه نیفتم

و بینایی ده که در چاه نیفتم

الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم

و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم

میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما

قصه میگن واسه خدا

خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو واسه خدا

خدایا !

من چیزی نمیبینم

آینده پنهان است

ولی آسوده ام چون تو را می بینم

و تو همه چیز را

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍

با دست های روشن تو می توان گشود

ای بنده تو سخت بی وفایی ، از لطف به سوی ما نیایی

هر دم که ترا دهم دردی ، نالان شوی و به سویم ایی

هر دم که ترا دهم شفایی ، یاغی شوی و دگر نیابی

از تمام چیزایی که داری خدا رو جدا کن !

چی داری؟ هیچ

حالا به همه نداشته هایت خدا رو اضافه کن !

چه کم داری؟ هیچ

خدایا

همه دنیا بخواد و تو بگی نه

نخواد و تو بگی آره ، تمومه

همین که اول و آخر تو هستی

به محتاج تو محتاجی حرومه

و تو این مهربانم مرا یاد کن

آن دم که خدا را تلاوت میکنی

شاید به صداقت قلب پاکت

من نیز اجابت شوم

خدایا

شکرت میکنم بخاطر نداشته هام

که اگه داشتم ارزششون رو نمیدونستم

شکرت می کنم بخاطر هیچ چیز و همه چیز

اگر تو بخواهی

تا صبح صدایت می زنم

ای خدا ای خدا ای خدا ای خدا

ای خدا

ای خدا چه کلام زیبائی!

به یاد دارم که شخصی در مسجدی بود

آنقدر این کلمه را تکرارمی کرد که اسمش را گذاشته بودند ( ای خدا )

و شنیدم بعضی افراد ، وقتی فرصت خلوتی پیدا میکنند ، ذکر ( ای خدا ) میگیرند

شخصی بود که وقتی در دشت و بیابانی خلوت میرسید

فریاد میزد : ای خدا

نمیدانم از خدا چه میخواست !

ذکرپروردگار ، برای همه انسانهای خاکی ، نیازی بی جایگزین است

مگر میشود بدون پشت و پناه زندگی کرد ؟

و مگر در این عالم ، با این همه پستی و بلندی که دارد

پناهی جز خدا میماند که هرکه جز اوست ، ناقص است و خود محتاج . . .

و ( ای خدا ) خالصانه ترین کلام بیچارگان !

ای خدا

کمکم کن ، به من مدد بده که با تو حرف بزنم

خالصانه با تو صحبت کنم ، و در همه کارها از تو یاری بجویم

به من نشان بده که هرچه غیر توست ، همه هیچ است و پوچ

شادی امروزم را به خاطر نادانی دیروزم از دست دادم. خداوندا

نادانی امروزم را بگیر تا شادی فردایم را از دست ندهم

ای خدا

یک نگاه بکن آخه این درسته ؟

من نمیتونم با تو حرف بزنم این نفسم به من اجازه نمیده

وقتی در مقابل تو می نشینم و قصد می کنم با تو حرف بزنم

این قلب خرابم ، اینقدر جای این و اون شده

که نمی تونه با تو ارتباط برقرار کنه

حواسم به همه چیز جمع است غیر از تو !

آخه مگه غیر تو می تونه برام کاری کنه ؟

ای خدا، ازخودم به تو شکایت میکنم

ازقلب خرابم ازچشم بی اشکم

نکنه به خاطر گناهانم منو از در خونت روندی

پروردگار من رحمی کن

آخه اگه نمیخواستی رحمی کنی

اجازه نمیدادی همین اندازه هم با تو حرف بزنم

یا الله یا الله یا الله

اجازه بده حد اقل اسمت را به زبان بیاورم

یا الله یا الله یا الله

ای خدا

میدانم ، هرگاه که کار بدی انجام دهم

توفیق همنشینی و هم کلامی با تو از من گرفته میشود

یا اگرهم با تو حرف بزنم ،قلبم آنگونه که باید ،سخن نمیگوید

چه باید کرد ؟

آیا مرا رها میکنی ؟

آیا مرا،با سیاهی قلبم تنها میگذاری؟

نه نه،من تمام امیدم به سوی توست و آنچه از تو سراغ دارم غیر از این

ببین رو سیاه شدم

ببین غرق گناه شدم

لحظه ای به من بنگر ، رحمی کن

یا رب مکن از لطف پریشان ما را

هر چند که هست جرم و عصیان ما را

ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم

محتاج بغیر خود مگردان ما را

آرزویت را برآورد می کند

آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی می گریاند

پروردگارا

ببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هایم را خوردم

شاکر داشته هایم نبودم

بارالها

تو نادیده می گیری

من هم نادیده می گیرم

تو خطاهایـم را

من عطاهایت را

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش

خواهی دید که آن لحظه هرگز نخواهد رسید

گاهی خدا آن قدر صدایت را دوست دارد

که سکوت می کند تا تو بارها بگویی خدای من

گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام ، تو من

خدایا بر من این نعمت را ارزانی دار که

بیشتر در پی تسلا دادن باشم تا تسلی یافتن

و بیشتر در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن

بهترین دوست، خداست

او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید

دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که

اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد

شکسته های دلت را به بازارخدا ببر

خدا خود بهای شکسته دلان است

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.