غمگین و عاشقانه
غمگین و عاشقانه

پیامک دلتنگی غمناک و غریبانه

اس ام اس دلتنگی غمناک ؛

دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ تنی مباد و بر هیچ دلی

آنچه از غم هجران تو بر جان من است

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست

لحظه های دیدار با همه ی زیبایی گاه پر است از دلتنگی

کلافه شدن یعنی

دلتنگ کسی باشی که

نیست و حوصله ی کسی را نداشته باشی که هست

دلم برایت تنگ شده است

چه از طول چه از عرض و چه از ارتفاع

می دانم تقصیر تو نیست

قطعا تقصیر اشکال هندسی ست

یه بلیط مسافرتی به مقصد دل مهربونت برام  می گیری؟

آخه دلم برات تنگ شده

خود را به که بسپارم

وقتی که دلم تنگ است

پیدا نکنم همدل

دلها همه از سنگ است

گویا که در این وادی

از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق

آلوده به صد رنگ است

دلتنـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ  ـ ـ ـ  ـ ـگـم

مانند نقطه چین هایی که هیچ وقت به هم نمی رسند

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که

در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

دلتنگی های من به تو رفته اند

آرام می آیند

در سینه می نشینند

دیگر نمی روند

نیمه ی گمشده ام نیستی

که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم

تو تمام گمشده ی منی

امروز انگار کسی آمد

و هوای دلتنگی ات را هی در آسمان اتاقم پاشید

یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم

چه تو باشی چه نباشی از سر دلتنگی

نگهش می دارم

دلتنگم برای کسی که

مدت هاست بی آن که باشد

هــر لحــظه  زنــدگی اش کــرده ام

شب را دوست دارم

چرا که در تاریکی چهره ها مشخص نیست

و هرلحظه این امید در درونم ریشه می زند

که آمده ای ولی من ندیده ام

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست

که خیال کوچ کردن نداشته باشد

دلتنگ ترین آدما کسایی هستن

که با زیر پا گذاشتن دل آدما

دستشونو به میوه های رسیده می رسونن

من فقط برای دلی که زیر پا افتاده دلتنگم

رفت و همه دنیای منو با خودش برد

و یادشو برام گذاشت

حالا یه یاد برام مونده که شده همه دنیای من

چگونه می توان به تاول های پا گفت

که تمام مسیر طی شده اشتباه بود؟

عادت ندارم درد دلم را به همه کس بگویم

پس خاکش می کنم زیر چهره ی خندانم تا همه فکر کنند

نه دردی دارم نه قلبی امان از این عادت ها

چشم در چشمانم گفتی

من هر شب در خواب می بینمت

خواستم بگویم

نمی شود تو هم به بی خوابی من بیایی؟

گل یا پوچ؟

دستت را باز نکن

حسم را تباه مکن

بگذار فقط تصور کنم

که در دستانت برایم کمی عشق پنهان است

دلتنگم

شاید برای تو

یا شاید برای دیروز هایی که با تو بودم

دلتنگی که سراغت را بگیرد

هوای بارانی بوی مرگ می دهد

نفس هایت به مانند تیری عمل می کند

که در وجودت مانده اند

و هر دانه ی باران مانند شهاب سنگی است

که برسرت فرود می اید

بی خیال است

خیلی بی خیال

همان کسی که تمام خیال من است

می خواهم عوض شوم

چرا باید دلتنگ آغوشت باشم؟

می خواهم تو دلتنگ آغوشم باشی

می خواهم آن سیب قرمز بالای درخت باشم

در دورترین نقطه

رسیدن به من آسان نیست

اگر همتش را نداری سمت من نیا

به همان سیب های گندیده پای درخت قانع باش

دیگر تنها صدایی که در تنهایی هایم به گوش می رسد

تنها صدای هق هق گریه هایم است

طاقت شنیدش را داری؟

دردم را از مردم پنهان می کنم

من تنها برای پنهان کردنش لبخند می زنم

لبخندی که دیگر بیشتر از چند لحظه بر لبانم باقی نمی ماند

تو نمی دانی چقدر سخت است

که لبخند بزنی وقتی چشمانت پر از اشکند

نه باور نمی کنم دروغه

تو دستاتو به اون قرض ندادی

آغوشت رو

قلبت رو

لعنتی اینا صاحب داره

یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم

چه تو باشی چه نباشی نگهش می دارم

تــــــــــــو هیــــــــــــــــــــــــــــــــــــچ وقــــــــــــت

خیاط خوبــــــــــــی نمیشــــــــــــــــــــــــــــی

بــــبیــــــــــــن باز هــــــــــــم دلم رو تنــــــــــــگ کــــــــردی

دلتنگم برای کسی که مدتهاست

بی آن که باشد

هــــر لحــــظه زنــــدگی اش کــــرده ام

هر روز غروب دلتنگتم

دوباره تنها می شینم

هر وقت که بارون می باره

تو رو کنارم می بینم

اگه هنوز می تونی

کنار عشقت بشینی

و باهاش باشی قدرشو بدون

قدر این لحظه های قشنگو بدون

چون هیچوقت دوباره تکرار نمی شن

درست مثل زندگی می مونه

که فقط یه بار فرصت داری

همین الان قدر همو بدونین

تــــو هم تلخ بودی

تلــــــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی

که در کودکی به خوردم می دانند

غافل از اینکه این بار

تلخی تــــــــو دلم را فلــــــــج کرد

آه چقدر دلم میخواهد

با سیگاری در دست

روبروی پنجره اتاقم بایستم

و به فردایم بیاندیشم

افسوس که نه سیگار هست

نه آدم سیگاری

نه پنجره ای در دل دیوار اتاقم

و نه حتی امیدی به فردا

تنها من هستم تنهای تنها

غمی نیست

من این دل‌تنگی‌ها را

به حساب تو می‌گذارم

ولی مگذار حساب‌مان

خیلی زیاد شود

چه حق انتخاب قشنگی برایم گذاشتی

یا برو یا نمان

سراین دو راهی کدام را انتخاب کنم؟

به سلامتی همه کسایی که

یه روزی یه حلقه ای رو خریدن برای تعهد

ولی حلقه شون موند و آدمش نموند

نگران نباش

حال دلم خوب است

آرام  گوشه ای نشسته

و رویاهایش را به خاک می سپارد

این روزها احساس می کنم چقدر شبیه سکوتم

با کوچکترین حرفی می شکنم

دوســــــــــــــــــــت شدن باکــــــــــــسی که یه بار ترکت کرده

مثل پوشیــــــــــــدن لبــــــــــــاس چرکات

بعد از دوش گــــــــــــرفتنــــــــــــه

نه اینکه زانو زده باشم نه

فقط نبودنت سنگین است

چقدر سرد است

وقتی دلتنگتم و نیستی

از این به بعد تو زندگیم همه چیز پَر

روزای بی تو پر دلتنگی هام پر شکستن دل پر

جز تو همه چیز پر نازنینم فقط تو نپر

ساز گل های دلم آهنگ توست

حس نکردی یک نفر دلتنگ توست؟

نه به اون عشقو امیدو آرزو

نه به این جنگ و جدال و گفتگو

نه به اون گریه و دوست دارمو دلتنگی

نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی

نه به دلبستگی هات نه به این خستگیات

کاش تو ی فصلای زشت سرنوشت یکی این دلتنگیامو می نوشت

یکی از دستای سرد آرزو گرمی دستای عشق و می گرفت

یکی که سکوت تنهاییم رو با صدای ساز شکستش بشکنه

یکی که تو قاب خالی دلم نقش زیبای خدا رو بکشه

اگه چشمات تر شد

اگه دلت تنگ شد

اگه دیگه نبود کسی

امید و هم نفسی

بدون که هست اینجا کسی

که تو واسش همه کسی

می گن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه

حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چی کار کنم؟

تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی

و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت

دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست

برو مسافر جاده قدم های تو را دلتنگ است

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت

دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !

دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت

بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است

کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد

دلم برای کسی تنگ است که اشک هایم را دیده

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده

ای که از تازگی زخم دلم باخبری

یا که از قصه ی دلتنگی من باخبری

مثل مهتاب که از خاطره ی شب می گذری

هرشب آهسته از آفاق دلم می گذری

از این به بعد تو زندگیم همه چیز پَر

روزای بی تو پر دلتنگی هام پر شکستن دل پر

جز تو همه چیز پر نازنینم فقط تو نپر

ساز گل های دلم آهنگ توست

حس نکردی یک نفر دلتنگ توست؟

نه به اون عشقو امیدو آرزو

نه به این جنگ و جدال و گفتگو

نه به اون گریه و دوست دارمو دلتنگی

نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی

نه به دلبستگی هات نه به این خستگیات!

تو هرگز دلتنگی چشمانم را ندیدی

و تصویر خاموشی قلبم را در روشنای آرزوهایت

دیگر انتظارت را به انتظار نخواهم نشست

برو مسافر جاده قدم های تو را دلتنگ است

روزهای خوب باهم بودنمان گذشت

دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !

دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت

بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است

کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد

دوست داشتن تمثیلی از نفس کشیدن من است

سزاواری من در زندگی ، شایستگی‌ ام در بودن!

اگر سزا بود چنان در آغوش‌ می‌فشردم که یکی گردیم

و در آن پیکر نه من دلتنگ می‌شدم نه او می‌گریخت

زندگی قشنگه اگه با تو باشه

مرگ قشنگه اگه برای تو باشه

دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه

من قشنگم اگه با تو باشم

امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :

جز لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری

دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن چیزی نیافتم

نفرین به بودن وقتی با درد همراه است

از تو برای تو و برای دلتنگی های همیشگیم می نویسم

می گویم که من تو را  بهترین می دانم  تو را می خواهم

دیگه به نبودت عادت کرده بودم

خو دمو با خیالت راحت کرده بودم

دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم

برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچ گاه

نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی

خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند

دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد

عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد

آمدم تا از سر دلتنگی ام گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد

نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم سعی کردم فراموشت کنم اما نشد

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

خیلی وقته دیگه بارون نزده

رنگ عشق به این خیابون نزده

خیلی وقته ابری پر پر نشده

دل آسمون سبک تر نشده

عشق یعنی با چشم بسته کسی را دیدن

و از بین همه آدم دلتنگ یک نفر شدن

اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمی شوند

هر روز کنار ما راه می روند اما دیده نمی شوند … شنیده نمی شوند

و هنوز نزدیک و هنوز عاشق …

هنوز دلتنگ و خیلی عزیز . . .

همواره تنهاییم

در این نفس تنگی

در قلب یک بن بست

مدهوش دلتنگی

سه شاخه گل برات می فرستم

یکی از طرف خداوند که نگهدارت باشه

دومی از طرف دلمه که دوستت داره

و سومی از طرف چشامه که دلتنگ دیدارت شده

دلم ز دست زمانه بسی تنگ است

چه کنم که کار دنیا فقط نیرنگ است

نیرنگهای دنیا هزار و یک رنگ است

خدا کند شود پیدا  دلی که با دل من یک رنگ است

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم

با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

به نام خدایی که هستی را با مرگ

دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ

عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ

و من را دلتنگ دوستان آفرید

داشتم اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم

خاطرم آمد شاید دلتنگ خنده هایم باشی

ببخش اگر این روز ها عشق با گریستن اثبات می شود

خدایا دلم گرفته

میان این همه آرزوها

دلتنگ ترین بنده ات را دریاب

دلتنگ خنده های بهارانت در کوچه خزان زده دلم

نگاه مهربانت را به انتظار نشسته ام

یک شب از کوچه خیالم بگذر شاید

عطر گیسویت خواب پریشانم را التیام ببخشد

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.