امام زمان (عج)

پیامک و دوبیتی درباره امام زمان (عج)

اس ام اس دوبیتی امام زمان (جدید)

دل از ما برد و روی از ما نهان کرد

خدایا با که این بازی توان کرد

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی

دلبر ما دل ما برد به ما رخ ننمود

جمعه یعنى یک غزل دلواپسى

جمعه یعنى گریه هاى بى کسى

جمعه یعنى روح سبز انتظار

جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

آقا ترا به حرمت مولا یمان علی

آقا ترا به حرمت زهرا ظهور کن

آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه

برگرد و شهر را پر امواج نور کن

آقا چقدر ضجه زنیم دعا کنیم

یا باز گرد یا دل ما را صبور کن

روزی اگر که آمدی و عاشقت نبود

یک فاتحه نوازش اهل قبور کن

ای روشنی دیده ی مجنون تو کجایی؟

وقت است کز این هاله ی غیبت به در آیی

این پرده ی هجران و فراق را برافکن

بر سنگ بزن شیشه ی عمر این جدایی

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد

یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد

ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر

گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد

اللهم عجل لولیک الفرج

گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند

گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت

گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم

ای گل نرگس نگاهت آبی است

جمکران با نام تو مهتابی است

ای گل نرگس هلا صاحب زمان

از فراقت از فراقت الامان

خبر آمد ، خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید ، شاید

پرده از چهره گشاید ، شاید

یک شب اگر خواب من آئی چه می شود

یـکبــار اگـر رخـت بنـمــائی چه می شود

جــز حســرت نــگاه تـــو نبـــود مــرا بــدل

یکشب اگر بخـواب من آئی چه می شود

یک عمر به انتظار ماندیم همه

غمدیده و بیقرار ماندیم همه

بازآ که شکست دل ز یاد غم تو

بی روی تو بی بهار ماندیم همه

ای وسعت آسمان آبی

آیینه سبز آفتابی

رخشنده ترین ستاره عشق

ای کاش به شام ما بتابی

ای روشنای راه سبز رستگاری

از چشمه چشم تو نور عشق جاری

می آیی از سمت حضور باور من

می آیی و پیغام سبز عشق داری

دیدیم ترا دوباره بر می گردی

از باغ پر از ستاره برمی گردی

گفتند که چاره نیست بر درد فراق

انگار برای چاره برمی گردی

تا وعده قیامت تو صبر می کنیم

بر داغ بی نهایت تو صبر می کنیم

ای از تبار آینه و آفتاب و عشق

تا مژده زیارت تو صبر می کنیم

غریب آشنا ما را صدا کن

زدست غصّه دل ها را رها کن

اسیر دردهای انتظاریم

به لطفی دردهامان را دوا کن

ای دل ای دل آشنایی می رسد

ناله ها را هم نوایی می رسد

ما که از عشق و جنون آکنده ایم

کارمان آخر به جایی می رسد

ماندیم به داغ انتظارت مددی

ما و غم ودرد بی شمارت مددی

دلخسته از این غمی که در ریشه ماست

در آرزوی فجر بهارت مددی

ای راحت دل قرار جان ها برگرد

درمان دل شکسته ما برگرد

ماندیم در انتظار دیدار ای داد

دل ها همه تنگِ توست آقا برگرد

ای نور خدا به وسعت آیینه

آگاه ز راز خلوت آیینه

یک لحظه بتاب در شب تنهایی

سوگند ترا به حرمت آیینه

خواهی که در پناه کرامات سرمدی

ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را

با ذکر سبز یک صلوات محمدی

ما منتظران لحظه دیداریم

از عطر گل محمدی  سرشاریم

این حرمت و عزّت و سر افرازی را

از حُرمت انتظار مهدی (عج) داریم

قائم آل نور یا مهدی

عطر سبز حضور یا مهدی

تا همیشه صبور می مانیم

در هوای ظهور یا مهدی

سِرّی که فقط خدا از آن آگاه است

مهدی گل بی خزان آل الله است

ای منتظران حضرتش برخیزید

پیغام دوباره سحر در راه است

ای معطر ز عطر روی شما

باغ سبز بهار باور ما

با شما ما و یک جهان شادی

بی شما ما و یک دل تنها

جانی همه داغ انتظار است مرا

چشمی همه دم ستاره بار است مرا

از بس که گل لاله به دامن دارم

امید شکفتن بهار است مرا

ما زمزمه حضور را می فهمیم

معنای زلال نور را می فهمیم

از بس که به داغ انتظارت ماندیم

ای باوردل ظهور را می فهمیم

از نسل گل و بهار و آیینه تویی

منظومه انتظار دیرینه تویی

ما منتظران وعده دیداریم

خورشید زلال روز آدینه تویی

تا نقش تو هست نقش آیینه ما

بوی خوش گل نشسته در سینه ما

در دیده بهار جاودان می شکفد

با یاد تو ای امید دیرینه ما

یک روز نسیم خوش خبر می آید

بس مژده به هر کوی و گذر می آید

عطر گل عشق در فضا می پیچد

می آیی و انتظار سر می آید

چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز

هـزار بار بـیایـد بـهار کافـی نـیـسـت

خودت دعا کن ای نازنین که برگردی

دعای این همه شب‌ زنده دار کافی نیست

شعله ی آتش هجران تو جان می سوزد

و ز فراق تو دل پیر و جوان می سوزد

این چه درد است کزو خون جگر می ریزد

وین چه سوز است کزو جان جهان می سوزد

ای که گهواره ی تو ساحل امواج دلم

دیدن روی نکویت شده معراج دلم

کرده خال رخ زیبای تو تاراج دلم

به خدا عشق و ولای تو شده تاج دلم

هستی ام بسته به هستی تو ای هستی من

ای که از چشم خمار تو بود مستی من

ای که هستی دو جهان یار به بی دستی من

تو بیا و منگر بر گنه و پستی من

گرچه دل من به یاد اوخائن نیست

هرکس که بدون او نشست مومن نیست

انگار زمـان فقط به یـاد آقـا ست

یـک لحظه به اصطلاح مـا ساکن نیست

چه شود بیاید آن روز که به تو رسیده باشم

به هوای دیدن تو ز هوا رهیده باشم

همه عمر من به یاد تو گذشته نازنینا

نکند که من بمیرم و تو را ندیده باشم

همه گنج های دنیا به فدای تار مویت

همه عاشقان عالم تشنه ی می سبویت

همه زنده انداز توکه توحاضری همیشه

دل من گمست و غایب وبه ره به جستجویت

اگر مهدی زهرا باز گردد

جهان آیینه اعجاز گردد

سرم را پیش پایش می گذارم

که با خاک رهش دمساز گردد

عمریست که از حضور جا ماندیم

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است که ما برگردیم

ماییم که در غیبت کبری ماندیم

عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم

تقویمها گفتند و ما باور نکردیم

دل در تب لبیک تاول زد ولی ما

لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.