اس ام اس عاشقانه

اس ام اس بی وفایی و جدایی

اس ام اس بی وفایی و جدایی؛

چــقــدر مــتــفــاوتـــنــد آدم هــا؛

عــشــق بــرایی یــکــی دلــگــرمــی

و بــرای دیــگــری ســرگــرمــی !

زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

بیچاره دلم با دیدنت باز هم لرزید

نمی دانست تو همان بی وفای دیروزی

بیچاره دل است عقل ندارد

بعضی وقت ها

چنان کیشت می کنند

که سال های سال مات می مانی

ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ

ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺧﻂ ﺑﯿﺸﺘﺮ

ﺣﻮﺻــــــﻠﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧـــــﺪ

بهم می گفت با دنیا عوضم نمی کنه !

راست می گفت با دنیا نه

با یکی دیگه عوضم کرد !

برای کسی مُردم که برایم

نه تب کرد

نه سرفه

نه حتی عطسه!

یادتان باشد هیچ وقت در زندگی خود!

نقش نیش های مار ” ماروپله” را بازی نکنید

شاید دیگر توان دوباره بالا آمدن از نردبان را نداشته باشد

همان کسی که به شما اعتماد کرده بود

رفت

تو را به خدا سپرد

و خودش را به دیگری !

هر که مرا دید تو را نفرین کرد

و من حواس خدا را پرت کردم که مبادا بشنود !

خداحافظ برای تو رهایی

برای من فقط درد جدایی

خداحافظ برای تو چه آسان

ولی قلبم ز واژه اش چه سوزان

به لب های تو می سازم کلامی

سرود آشنایی یا سلامی

ندارم جز غم عشق تو در سر

ولی افسوس ها از من جدایی

مرا اینگونه باور کن

کمی تنها کمی بی کس

کمی از یادها رفته

خدا هم ترک ما کرده

تویی درد من و درمانم از تو

سرآغازم ز تو  پایانم از تو

چنین که می دوی در رگ رگ من

جدا کی می کند هجرانم از تو ؟

عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست ؟

عشق گفت فراق از همه دشوارتر است

ستاره در هوا می بینم امشب

زمین در زیر پا می بینم امشب

خدایا مرگ ده تا جان سپارم

که یار خود جدا می بینم امشب

گرچه با درد فراق تو کنار آمد دلم

یک دمی بی یاد عشق و خاطراتت نیستم

نمی دونم که چجوری فکر کنم تو رو ندارم

آخه تو سنگ صبوری ، چجوری دووم بیارم ؟

واسه من سخته جداییت ، بی تو دنیایی ندارم

زندگیم تیره و تاره ، بی تو فردایی ندارم

از حساب و کتاب بازار عشق هیچ گاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم

همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست

گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی

مشکل از تو نبود

از من بود

با کسی حرف می زدم

که سمعک هایش را

پیش دیگری جا گذاشته بود

من شمع جان گدازم ، تو صبح جان فزایی

سوزم گرت نبینم ، میرم چو رخ نمایی

نزدیک این چنینم ، دور آن چنان که گفتم

نه تاب وصل دارم ، نه طاقت جدایی

خودش اول نگاهم کرد خدایا

به صد خواهش صدایم کرد خدایا

گناه این جدایی گردن اوست

که او آخر رهایم کرد خدایا

یک دو سه را شمردم تک تک

آهسته به دنبال تو رفتم با شک

وقتی بزرگ شدم فهمیدم

تمرین جداییست قایم باشک

من و یک لحظه جدایی ؟

نتوانم !

بی تو من زنده نمانم

حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت

یک آسمان اشک آن شب در کوچه پاشیده بودم

هرگز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز

رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم

همیشه تو را در نفس هایم احساس می کردم

تو همیشه همراه من بودی

علت جدایی تو از من ، من بودم

میگن برای عاشق جهنمم بهشته

براش فقط جدایی تقدیر و سرنوشته

آسمون و ماه نقرش با یه عالمه ستاره

شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره

چو نی می نالم از داغ جدایی

دریغا ای نسیم آشنایی

چنان گشتم غبار آلود غربت

که نشناسم که خود بودم کجایی

تو پشیمون شدی و من

دیگه صندوقچه ی دردم

سخته اما باورش کن

من دیگه برنمی گردم

جدایی هزار لیلی و مجنون دارد

جدایی بسی دل پر ز خون دارد

عاشق یک آرزو دارد جدایی

جدایی ولی بسیار عاشق دارد

جدایی طعم شیرینی ندارد

ولیکن چاره ای در سر نهان نیست

جدایی آسمان ها گریه دارد

ولی افسوس کان را آسمان نیست

به سرنوشت بیندیش که چگونه تصویر گر جدایی هاست

برمن خرده مگیر چراکه جبر زمانه

از آغاز هر زمانه از آغاز هر سلامی بدرود می رسد

خدا حافظ

خدا حافظ تو ای تنها سلام من

خداحافظ طلوع من غروب من

خداحافظ تو ای محبوب خوب من

گفتی خداحافظ

گفتم نمی خواهی مرا؟ باشد نخواه

اما ای کاش می گفتی چرا؟

از دست دادمت به راحتی یک نفس

به آسانی یک پلک

سخت ست ولی انگار باید بگویم خداحافظ

ای تمام آن چه دارای ام بودی در این روزگار سخت خداحافظ

ببین مرا چه گونه جادو کردی ؟

هنوز هم نمی توانم آن گونه که بودم باشم

هنوز هم نمی توانم مدت ها بعد از نبودنت

انسان دیگری را آنگونه که تو را ساختم  برای خود بسازم

سخت ست  اما خداحافظ

خداحافظ همیشه سخت ترین کلمه است برای بازگفتن

بر لب که بیاید دیگر باید رفت !

می روی ؟

و من از تو جدا ماندم ولی ای کاش میم ردم

برو دیگر که دل از غم رها کردم

خداحافظ

خداحافظ که دیگر بر نمی گردم

باشد می روم

اما چمدانم را با خود نمی برم

روزهای بی تو بودن به اندازه ی کافی سنگین است

روزی مخاطب تمام جملاتت من بودم

نمی دانی چه درد سختی است خلع مقام شدن‏

متاســـفم برای اینکه نگـــفتم چقـــد وسعت داشت اقیانوس قلبم

وقت نشـــد تشـــکرکنم بابت آرامشی که هنگام حضـــور باتـــو داشتم

متاسفم که گفتم دوســـتت دارم

نمی دانستم جهانـــم چه خالی می شود در گفتن چیزهایی که نباید بگویم

پرستو ها چرا پرواز کردید

جدایی را شما آغاز کردید

خوشا آنانکه دلداری ندارند

به عشقو عاشقی کاری ندارند

خداحافظ طلوعم

خداحافظ غروبم

خدا حافظ تو ای تنها امیدم

خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم

توی چشام نگاه نکنی این لحظه های آخرم

آخه چطور دلم بیاد

چشماتو گریون ببینم

می رم ولی این و بدون

چشم انتظارت می شینم

می رم ولی گریه نکن

نذار از عشقت بمیرم

می رم تو اوج بی کسی

با عکست آروم بگیرم

می رم ولی بدون یکی

خیلی تو رو دوست داره

یکی که از دوریه تو

سر به بیابون می زنه

خدانگهدار عزیزم

دارم می رم از این دیار

اینجا کسی منو نخواست

تو هم منو تنها بذار

ای که از اول جاده

به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن

تا ابد خدا نگهدار

می‌روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می‌گذارم با خیالت روزگارم سر شود

خدا حافظ برای همیشه bye 4 ever

پایان راه کاملاً پیداست

می دهم قابش کنند

کنایه هایت را به رسم یادگاری

و به همان دیوار می آویزمش

جای همان دستخط تماشایی

برو ای خوب من هم بغض دریا شو خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم آوا شو خداحافظ

تو را با من نمی خواهم که ما معنا کنم دیگر

برو با یک من دیگر بمان ما شو  خداحافظ

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه توام که داده فریبم

قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم

نمیتونم ببخشمت

دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم

گندیدی و بریدمت

از تو تنها یک حس مانده با من امشب

که تو را گم بکنم پیش بیهودگی احساسم

آخرین بار سلام

آخرین بار خدا حافظ

اگر چه عاشقی پر شور بودیم

به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم

من و تو وصله‌ای ناجور بودیم

یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم

شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم ؟

گرچه کردم ذوق ها از آشنایی های او

انتقام از من کشید ، آخر جدایی های او . . .

سنگ هایی که به دیوار فراق تو زدم

کعبه می شد من اگر خانه بنا می کردم

نفسم

تو در شمالی و من در جنوب

کاش دستی نقشه را از میانه تا کند

درد ، مرا انتخاب کرد

من ، تو را – تو ، رفتن را

آسوده برو !

دلواپس نباش

من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم

من صبورم اما

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم

بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند

می ترسم

من

مثل بادکنکی به دست کودکی

هرجا می روی با یک نخ به تو وصلم

نخ را قطع کنی

می روم پیش خدا

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است

همچو شهری که به روی گسل زلزله هاست

پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود

هوا بارانی ست ولی شیشه چرا بخار نمی گیری ؟

نترس رفت

دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !

جـــدایــی مــان

هیــچ یک از تشــریفــات آشــنایمــان را نــداشت

فقــط تــو رفـــتــی و من ســعی کـــردم ســـنگ دل بــاشـــم

صدای پای تو که می روی

و صدای پای مرگ که می آید

دیگر چیزی را نمی شنوم

 (اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.