دوست داشتن

تو یک مکث عاشقانه ای! ….

اس ام اس عاشقانه تنهایی؛

آن روز که همدیگر را یافتیم

یافتنمان هنر نبود

هنر این است همدیگر را گم نکنیم

کجای چهار فصل نام تو می گنجد ؟

رویش از توست ، بهار ، بهانه ، باران هم !

تو فصل پنجم شاعرانه های منی …

در این ساعت شلوغ زندگی

در این انبوه رفت و آمدهای پی در پی

در این سرعت بی درنگ ثانیه ها

تو یک مکث عاشقانه ای !

با من که شکسته ام کمی راه بیا

بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا

آزرده مشو بیا گناه از من بود

گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا

شب ها به رویاها سفر می کنم و آغوشت را آرزو می کنم

و در کمال حیرت صبح ها دست خالی برمی گردم

در تکاپوی دلت یاد دل من هم باش

یاد من نه ، یاد خود کن در آن جا داری

ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد

از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد

می خوام بیام کنار تو تا یکم لوست کنم

اگه کسی اونجا نبود یواشکی بوست کنم

تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته

یه لحظه با تو بودن قشنگتر از بهشته

من اسیرخنده هات ، نه اسیر گریه هات

من همون سنگ صبورم نه رفیق نیمه رات

با یاد رفیق است که دنیا زیباست

با عشق رفیق است که دنیا زیباست

فردا که ز یاد همه رفته ام

این رفیق است که گوید خاک رفیقم اینجاست

دلم ز دست زمانه بسی تنگ است

چه کنم که کار دنیا فقط نیرنگ است

نیرنگ های دنیا هزار و یک رنگ است

خدا کند شود پیدا  دلی که با دل من یک رنگ است

اگر تا روز قیامت داشتنت نباشه قسمت

چشم به راه تو میمونم با دلی پر از صداقت

نزدیکت می شوم بوی دریا می آید

دور که می شوم صدای باران

بگو تکلیفم با چشم هایم چیست ؟

لنگر بیندازم و عاشقی کنم

یا چتر بردارم و دلبری کنم ؟

نه قرص و نه شربت و دوا

هیچ کدام تاثیر ندارند به مانند سلام

برگرد که بی تو نفسم می گیرد

اکسیژن بی عطر تو سمّ است برام

همه می گویند سخت گیرم

راست می گویند

همین است که انقدر سخت

به تو گیر داده ام

گریه کار کمی است برای توصیف نداشتنت

دارم به رفتار پرشکوهی شبیه به مرگ فکر می کنم

از روزی که

تصمیم به رفتن گرفته ای

بلاتکلیفی بین ما موج میزند

مثلا همین دل من

نمیداند با تو بیاید؟

یا پیش من بماند؟

من رو نمی خواست

بتی که از من ساخته بود رو می خواست

واسه همین هر وقت خودم بودم دعوا داشتیم

دلبندم

من دلم فقط  روی دلِ تو بند می شود

دلــــــــتنـگم

بــــــــرای او نـــه

برای منه قبــــل از او

چقــــدر قشنـــگ بــــودم

چشمانت

زیباترین درس ایست که خوانده ام

چه معلم خوبیست نگاهت

واسـم دعــا کنــید

یه بیماری خیلی نــادر دارم

هر کیو می بینم فـک می کنم آدمـه

به سلامتی پسری که گفت :

اگه بمونی می شی مادر دخترم

اگه بری می شی اسم دخترم

به تو بدهکارم

دست کم یک جان ، برای هر لبخند

سرم را پنهان می کُنم

در گودی گلویت تمام  غم ها راه گُم می کُنند

ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﮔﻔﺘـــــــــــﻪ ﺍﻧﺪ : ﺩﻭﺭﻱ ﻭ ﺩﻭﺳــــﺘﻲ

ﻳﺎ ﻃﻌــــﻢ ﺩﻭﺳـــــﺘﻲ ﻧﭽﺸﻴـــﺪﻩ ﺍﻧﺪ

ﻳﺎ ﺩﺭﺩ ﺩﻭﺭﻱ ﻧﮑــــــﺸﻴﺪﻩ ﺍﻧﺪ

خدا را چه دیدی ؟

یک روز بیشتر

ساعتی لحظه ای با من بمان

شاید خنده ای پشت لب هایت

قطره ای پشت پلک هایت جا مانده باشد

در سرم تویی

در چشمم تویی

در قلبم تو

من ، عکس دسته جمعی توام

توبه نمی کُنم

من برای به تو رسیدن

از گُرگ هم سمج ترم

لا به لای ساز نفس هایت ، پنهان می شوم

اشک می شوم ! تا بمانم … تا نرانی مرا …

من  آه می کشم و تو انگ می زنی!

و این غم انگیز ترین آهنگ دنیاست…

به آنهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید دوستت دارم

بگویید در این دنیای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان

بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفه هاست

شما بگویید ، حتی اگر نشنوند

هر انسانی یک بار

برای رسیدن به یک نفر دیر می کند

و پس از آن برای رسیدن به کَسان دیگر

عجله ای نمی کند

همه بهانه هایم از نبودن توست

اگر باشی

از هزار و یک بلاهم بهانه نمی گیرم

بی تو خورشید دلم رهگذری ظلمانی ست

آخرین پنجره ام در خطر ویرانیست

چقدر نگاه کردن به چشم هایت واگیر دارد

هر بار که نگاهت می کنم  پر می شوم از عشق

آدم ها هرچقدر بزرگتر می شوند

دلشان بیشتر بغل می خواهد

حتى بیشتر از وقتى که کودک بودند

گاهی بهترین وسیله برای فراموشی

دیدار دوباره است

وقتی قلم به دست می گیرم و از تو می نویسم

دلتنگی چه مزه ی شیرینی دارد

بعضى از حرفارو

باید بزارى وقتى خوب دم کشید بزنى

اینجورى خیلى بیشتر به طرفت مى چسبه

دوستت دارم

بیایید به هم دروغ نگوییم

آدم است

باور می کند

دل می بندد

آهای آدما

پاسخ دوستت دارم

مرسی نیست

تورا خودم چشم زدم

بس که نوشتمت میان شعرهایم

بى آنکه اسپند بچرخانم میان واژه هایم

بعضی حرف ها را فقط دست ها به هم می زنند

فقط دست ها

دلم خرید می خواهد

نه لباس نه گوشی نه خوراکی

دلم می خواهد نازت را بخرم

بهشت هیچ است

در برابر گام برداشتن در کنار تو در شبی زیبا

نمیدانم شب ها من شاعر میشوم

و تو را غزل باران می کنم یا تو بهانه می شوی و من غزل غزل می بارم ؟

محکوم به تکرارِ سکوتم

تو اگر کوکم کنی می نوازم لحظه ها ، ثانیه ها ، نت های نگاهت را

شعر صدای نفس های توست

وقتی سر بر سینه ام می گذاری و کلمات گورشان را گم می کنند

به یاد کسى بودن

قشنگ ترین هدیه اى که نیاز به بسته بندى ندارد

آرزوهایم حسابی قد کشیده اند

ببین خواستن تو چه مردی شده برای خودش

آدم هایی هستند که

مهربانی نگاهشان در چشم هیچ انسانی پیدا نیست

و تو یکی از آنهایی …

پیشم که نباشی خیالت را می گذارم زیر سرم

و تخت می خوابم …

گاهی دلم هوس شیطنت میکند

از همان شیطنت هایی که این حرف تو پشت آن باشد

مگه دستم بهت نرسه …

تو خوابیده ای آرام و من پشت پلک تو آنقدر می بارم

تا پنجره را باز کنی دست هایت را زیر باران بگیری و بخندی …

اینکه دوسِش داری یه چیزه ، اینکه دوسِت داره یه چیزه دیگس …

ولی اینکه دوسِش داری و دوسِت داره همه چیزه !

زن جنس عجیبی ست

چشم هایش را که می بندی دید دلش بیشتر

دلش را که می شکنی باران لطافت از چشم هایش سرازیرتر …

انگار درست شده تا روی عشق را کم کند

با من راه بیا که برای تو

از بیراهه های زیادی گذشته ام …

برایت می نویسم دوستت دارم

می دانم که نمی دانی ولی می دانم که می خوانی

آرزویم این است که نخوانده بدانی …

تو این مَن ها را از خودت مِن ها کن

من میمیرم برای باقی مانده ات …

قهوه چشمان توست

تیره ، تلخ اما آرام بخش و اعتیاد آور …

میگن منتظر نباش کسی بیاد که دنیا را بهت بده

دعا کن کسی پیدا بشه که تو را به دنیا نده …

توی ذهنم یک دنیا واست حرف دارم

ولی توی دلم یک جمله بیشتر نیست : دوستت دارم

بیهوده تحریمم نکن

من ایرانیم ، برای داشتنت دنیا را هم دور خواهم زد !

خوشبختی داشتن کسی است که بیشتر از خودش تــــو را بخواهد

و بیشـــتر از تــــو هیچ نخواهد و تــــو برایش تمام زندگی باشی !

چشم های تــو یک مرض مسری دارند

هربار نگاه می کنم تب می کند ، وجودم

دلم اگر برای تو تنگ می شود

ببخش روزم اینگونه قشنگ می شود

لانه ات را بر حباب حوصله ی مردمان نساز

تا آواره ی بی حوصلگی شان نشوی

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه مى شود

هربار که تو بى دلیل ترکم می کنى

من بدهکارت مى شوم

گاهی تنها ماندن تمرین بدی نیست

زیرا در همه حال باید منتظر بی وفایی بود

آغوش گرمم باش

بگذار فراموش کنم لحظه هایی

را که در سرمای بی کسی لرزیدم

تمام دردها فراموشم می شود

وقتی چشمان تو در مقابل خیالم، قَد عَلَم می کنند

در صدا کردن نام تو، یک کجایى پنهان است

یک کاش مى بودى

یک کاش باشى

امروز خاطراتت را سوزاندم

اما بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد

در زندگی

هرکسی را که دوست بداری از او ضعیفتری

زیرا برای راضی نگه داشتنش

حاضری دست به هرکار اشتباهی بزنی

سرنوشتم چیز دیگر را روایت می کند

بی تعارف این دلم خیلی هوایت می کند

قلب من با هر صدا با هر تپش با هر سکوت

غرق در خون یک نفس دارد دعایت می کند

معنای خوشبختی این است که

در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه دوستت دارد

جلوی بعضی از خاطره ها باید نوشت

آهسته یادآوری شوید

خطر ریزش اشک

گاهی به خاطرش ماندن را تحمل کن

رفتن از دست همه بر می آید

عاشق اسمم می شوم

وقتی تو صدایم می کنی

کفش هایم که جفت می شوند

دلم هوای رفتن می کند

من کودکانه بیقرار تو می شوم

بی آنکه فکر کنم چه کسی دلتنگ من خواهد شد

عشــق

همین خنده های ساده ی توست

وقتی با تمام غصه هایت می خندی

تا از تمام غصه هایم رها شوم

از ساختار دنیا اطلاع زیادی ندارم ولی

من هم دوست داشتم دنیای کسی باشم

بزرگترین خوشبختی این است که

خداوند آنقدر عزیزت بدارد

که وجودت آرامش بخش دیگران باشد

جای من یک دل سیر

چشم در آینه انداز و بگو ، بهترینم

ای دوست ، یادگار دیروز

دل من سیر برایت تنگ است

قدر سکوتم را در بهار نگاهت دریاب

که به اندازه ی سکوتم ، به یادتم

کسى که براى حل معادلات و مسائل دلتون وقت می زاره

خیلى دوستون داره، بیکار نیست

هواشو داشته باشین

تا تو هستی که دستانم را بگیری

آرزو می کنم هر روز زمین بخورم

کاش تابستان ها هم برفی بود

لحظه ی شیرینی که به تو دل بستم

از تو پرسیدم من : تو منی یا من تو

و تو گفتی هر دو ، و به تو پیوستم

گفتم ای کاش پناهم باشی

همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی

و تو گفتی هستم

تا نفس هست کنارت هستم

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

اما نه وقتی که در کنارشان هستی

نه آنجا که در میان خاک خوابید

سنگ را تمام می گذارند و می روند

دیگر ناراحت نیستم

دلم تنگ نیست

تنها نیستم

کسی چه می داند

شاید دعاهام مستجاب شده

و راضی به رضای خدا شده ام

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یک ریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم

چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم

دقت کردین جمله ی دوستت دارم سوالی نیست

ولی همه بعد از گفتنش منتظر جوابن

عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم

بهرت به سرای من بخواب چه کنم

یک دم به سوال جوابده ای دوست

روزی که دلم تو را بخواهد چه کنم

تو آن نیستی که به یادت بیاورم

تو آن همیشه ای که به یادم می مانی

دستانت رو دور گردنم حلقه کن بانو

این دوست داشتنی ترین شالگردن شب های سرد من است

باور کن …

دیگر تمام شد

آرزو هایم را گذاشتم در کوزه

با آبش قرص های اعصابم را می خورم

هروقت تونستی به کسی آرامش ببخشی بدون عشقت واقعیه

وگرنه دوست داشتنی که آرامش معشوقو بگیره خودخواهیه

برایم تعریف کن

هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد

عشق ، اگر عشق باشد

ناممکن ترین ها را امکان می بخشد

تنها برکه ای ست که می توانی

در آن غرق شوی و اما نفس بکشی

برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد

همانجا که همیشه تنها می نشینم

چه زیباست خیالی که تو را

از آن همه فاصله می آورد به کلبه ی تنهایی ام

نقش یک درخت خشک را در زندگی بازی میکنم

نمیدانم که باید چشم انتظار بهار باشم یا هیزم شکن پیر

آسان تر نگاهم کن

دلم تا عشق بیشتر نمی داند

همه چیز با تو شروع شد

اما هیچ چیز با تو تمام نمی شود

حتی همین دلتنگی های من

چند وقتیست هرچه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم که

بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

 (اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.