عشق یعنی ...
عشق یعنی ...

تبسم شیرین عشق، گوشه ای از نگاه خداست …

اس ام اس عاشقانه ؛

چه دعایی کنم بهتر از این

خنده ات ازته دل ، گریه ات از سر شوق

تبسم شیرین عشق، گوشه ای از نگاه خداست

تنها به نگاه او می سپارمت

تنفس : شروع زندگیست

عشق : قسمتی از زندگیست

اما دوست خوب : قلب زندگیست

به چــــه تشبیه کنم نــام تو را

به بــــهار یا به آبی  زلال دریــــا

ســـــاده تر می گویم

تــو تمامیـــت احساس منی

دست خودم نیست

به گمانم دست تو است

که می تواند مرا با یک سلام خشک و خالی به آینده امیدوار کند

دنیای زیر آب شبیه دنیای چشم های توست

هر چه بیشتر دست و پا می زنم

بیشتر غرق می شوم

پس چشمانت چه زمان در خواهند یافت

که نگاه  زاده ی علاقه است ؟

همیشه در بهترین جای قلبم خواهی ماند

آنجا که فقط جاودانه ها می مانند

می دونی چرا معرفت ها کم شده تو دنیا؟

چون همش تو وجود تو جمع شده

پیام هایم گاه گاه است

آنچه ابدیست یاد توست

عشق یعنی جان می دهم در راه تو

عشق یعنی دستانه من دستانه تو

خدایت یار تا آندم که از هستی نشان باشد

دعایت می کنم سهمت همیشه آسمان باشد

من رشـته ی محـبـت تـو پاره می کـنـم

شـایـد گره خورد بـه تـو نـزدیکتر شوم

خلل پذیر بود هر بنا که می بینی

مگر بنای محبت که خالی از خلل است

از عزیزانی که

بضاعت مالی فرستادن اس ام اس را ندارند

تک زنگ هم پذیرفته می شود

به انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم

چون عزیزانم انگشت شمارند

اگر دارم دلی فدای دوست می سازم

در این دنیای بی حاصل به لطف دوست می سازم

دنیا مثل پائیزه ، هم قشنگه هم غمناک

قشنگیش به خاطر شما و غمش از دوری شما

پیش هم بودن اگر دیروزها لطفی نداشت

ارزش دیروز را امروز باور می کنیم

دروغ انفجاری است

در اعتماد به نفس تو

چون کسی در این دنیا آگاه تر از تقدیر نیست

در جهان هیچ یادگاری بهتر از تصویر نیست

به چشمم گفتم برایت اشک نریزه

دلم گفت بباره که خاطرش خیلی عزیزه

شب ها ز غم دوری تو خواب ندارم

رحمی به دلم کن که دگر تاب ندارم

بس ز غم دوری تو گریه نمودم

چشمم به زبان آمد و گفت اشک ندارم

شنیدم سخن ها ز مهر و وفا ، لیک

ندیدم نشانی ز مهر و وفایی

غریقی در طوفان تنها مانده است

آخرین فریادهای خسته اش را

که تو را می خواند

بشنو

بشتاب

او را دریاب

چه دشوار شده است دم زدن بدون تو

در این جا که هر درختی مرا قامت تفنگی است

و صدای هرگامی غمم

چه امید بندم در این زندگانی

که در نا امیدی سر آمد جوانی

سرآمد جوانی و ما را نیامد

پیام وفایی از این زندگانی

اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست

پس با تمام وجود فریاد میزنم دوستت دارم

خاطری گر نظرم هست همه خوبی توست

حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست

در خاطری که تویی دیگران فراموشند

بگذار در گوشت بگویم می خواهمت

این خلاصه ی ، تمام حرفای عاشقانه دنیاست

چه درونم تنهاست و در این تنهایی

شاخه ی خشک نگاهم گل چشمانت را می جوید

تو قلب منو کشتی و رفتی

اما میدونم که حتما یه روز بر می گردی

چون همیشه قاتل به محل جنایت بر می گرده

بـــا تــــــو کــــه بـــاشــــــم

تـــــمام دورهــــا نــــزدیــــکــــــنـــد …

دلتنگی حس عجیبی است که گاهی تو را به یادم می آورد

گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان

نمی دانم چرا ، اما برایت سخت دلتنگم

در این مسلک که صورت های بی احساس بسوی قلب های ساده میتازند

من اینجا در صف مرگ شقایق ها برای رنگ چشمان تو دلتنگم

اسمش تقصیر است

حالا تو هی خودت را آرام کن ، بگو نه تقدیر

بی رویت آینه کدر خواهد شد

آهم در شهر منتشر خواهد شد

چون بمبی ساعتی دلم در سینه

با تاخیر تو منفجر خواهد شد

عزیزم حسادت نکن

این که بعد از تو بغل گرفته ام

زانوی غم است !

همیشه از فاصله ها گله مندیم

شاید یادمان رفته که در مشق های کودکیمان

گاه برای فهمیدین کلمات فاصله هم لازم بود

گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی

حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی

من که از یاد تمام آشنایان رفته ام

وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی

تقدیم به کسی که اسمش انتها ندارد

محبتش پایان ندارد

فراموشیش امکان ندارد

کسی نیامده جز او سر قرار خودش

نشست غرق تماشای آفتاب خودش

چه انتظار عجیبی است اینکه شب تا صبح

کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش

جای قول و قرارهایمان امن است

زیر پاهای تو

آن نازنین کجاست که یادم نمیکند

صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست

امشب به یاد کیست که یادم نمی کند

نگی که ما گداییم

نگی که بی وفاییم

ما اهل هر کجاییم

مخلص بعضیاییم

دلتنگی های من به تو رفته اند

آرام می آیند

در سینه می نشینند

دیگر نمی روند

عشق یعنی راه رفتن زیر باران

عشق یعنی من می روم تو بمان

عشق یعنی آن روز وصال

عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

عشق یعنی پای معشوق سوختن

عشق یعنی چشم را به در دوختن

عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

عشق یعنی انقباظ و انبصاط

عشق یعنی درده من درده کتاب

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

عشق یعنی قلب من در دست توست

عشق یعنی عشقه من زیبای من

عشق یعنی عزیزم دوستت دارم

ناز کمتر کن که من اهل تمنا نیستم

زنده با عشقم اسیر سوز و سودا نیستم

بس که در تدبیر فردا مانده ایم

با همیم اما چه تنها مانده ایم

در کلاس جمع و تفریق زمان

عاشق جمعیم و منها مانده ایم

بهترین آرزوها را برایت دست فرشته ها سپردم

نگاهت به آسمان باشد

شکسته این جماعت بال ما را

پریشان کرده ماه و سال ما را

تو هم ای بی وفا از ما بریدی

نمی پرسی دگر احوال مارا

از گلچین آرزوهایت

چتری برایم بفرست که

خیس دلتنگی هات نباشم

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق میگردی

عشق من در آینه ایست که هرری گرفتیم و گذشت

عیب از من و توست عشق بی تقصیر است

زمزمه  دلتنگی ام را به نسیم می سپارم

تا به تو برساند همیشه به یادت هستم

واژه ی دوستت دارم

برای عظمت قلب مهربانت چقدر بی درنگ است

وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی هایی

در قفس تنهاییم تنها یاد توست که

مرا به اوج همه ی دوست داشتن ها به پرواز در می آورد

زمانی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش

نفسم قطع روحم در آسمان و تنم در زیر خاک باشد

سر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست

ورنه عشق تو کجا این دل بیمار کجا

به چشمانت که رنگ آب دریاست

به آن نازی که در چشم تو پیداست

به گل های بهار و عشق و مستی

فدایت میشوم هر جا که هستی

در مسابقه زندگی گل زدن هنر نیست

گل شدن هنر است

تقدیم به سرور گل ها

من از این فاصله ها دلگیرم

از غم دوری تو می میرم

تو ز حال دل من بی خبری

من از این بی خبری دلگیرم

می نویسم از تو ای زیبای من

می سرایم از تو ای رویای من

ای نگاهت سبزتر از سبزه زار

می نویسم بی قرارم بی قرار

چیزیم نیست ، خرد و خمیرم فقط همین

کم مانده است بی تو بمیرم ، فقط همین

از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز

در عمق چشم های تو گیرم ، فقط همین

اشک چشمام جمع شده

یواش یواش سنگ شده

خبر داری چه اندازه

دلم برات تنگ شده ؟

صبح شد دیدار به پایان نرسید

اینجا که رسیدی مکن احساس غریبی

که این کلبه ی درویش تعلق به تو دارد

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست

دیگران از ساغرو ساقی و ما از یاد دوست

کاسب کهنه کار من باز بساط کرده ایی

جنس دلت به شهر ما خوب فروش می کند

عشق حراج می کنی قلب اجاره می دهی

نرخ خریدنت مرا خانه به دوش می کند

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.