دلتنگی و تنهایی
دلتنگی و تنهایی

ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ …

اس ام اس دلتنگی و غمگین؛

ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ

گر لبی خنده زند یاد شما می افتیم

دلتنگی

تنها نصیب من بود

از تمام زیبایی هایت

فدایت ای گل زیبای هستی

نمی دانم کجا بی من نشستی

قشنگی های دنیایم تو هستی

یگانه گنج فردایم تو هستی

تو این دنیا تو این عالم

میون این همه آدم

ببین من دل به کی دادم

به اون کس که نمی خوادم

دلم شیشه دلش سنگه

واسه سنگش دلم تنگه

برنگرد

که بر نمی گردی تو هیچوقت

نمی خواهمم داشته باشمت نترس فقط بیا

در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت

دلم برای راه رفتنت تنگ شده است

میخوام که عاشقت بشم

گل شقایقت بشم

دلم واست تنگ شده بود

گفتم مزاحمت بشم

میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست

کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست

دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست

فقط در دست هاى گرم تو مردن قشنگست

پیام : موردی برای نمایش نیست

فرستنده : نام فرستنده مشخص نیست

تاریخ ارسال : تاریخ ارسال معلوم نیست

دلم واسه ی تو خیلی تنگ شده

واسه ی همینه که همه چیز گم شده و از دست رفته!

نا له پنداشت که در سینه ی ما جا تنگ است

رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است

من به دلتنگی شب های ملول

و تهی مانده خود از شادی

ذهنم از خاطرها سرشار

من به تنهایی خویش و به تنهایی باغ

و به یک معجزه می اندیشم

شکر خدائی را که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ

زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ

شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید

نمی دانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر

فقط می دانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی

و رفتی بی آنکه نباشی

دلم تنگ است

دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است

سکوت از چهره ام جاریست

زبان از گفتن حرف دلم عاریست

فقط گویم خدایا و نگهدارت

مکن از یاد خود پاکم

مرا بسپار در یادت

دل اگر بهر عزیزان نشود گاهی تنگ

نامش هرگز ننهم دل که به آن گویم سنگ

نمی‌دانم دلم تنگ است

دلم در آرزوی یک نگاه پاک و بی رنگ است

نگاه  آسمانم دیگر آبی نیست

شبم تیره فروغ ماهتابی نیست

کویرم تشنه باغم خشک

به چشم چشمه سارم دیگر آبی نیست

سلام گل قشنگم

آسمون یه رنگم

کاش بدونی عزیزم

چقدر برات دلتنگم

فدای اون مهر و وفات

دلم شده تنگ برات

چطور بگم ؟ باور کنی !

چقدر عزیزی تو برام

هر دل سنگی یه روزی میشه تنگ

چه کنم من که دلم تنگه همیشه !

وقتی خاطره های آدم زیاد میشه

دیوار اتاقش پر از عکس میشه

اما همیشه دلت واسه اونی تنگ می شه

که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی

پیش چشمت خطاست شعر قشنگ

چشمت از شعر من قشنگ تر است

من چه گویم که در پسند آید

دلم از این غروب تنگ تر است

منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا می ذارم

مقصرش دلتنگیه من که گناهی ندارم

من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست

حال دل از من نمی پرسی چرا

حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تاریک و تنهای خدا مانند

دلم تنگ است و من تنها و تاریکم

سنگ است دلی که نیست در سنگر عشق

توبه می کنم دیگر دلم برایت تنگ نشود حتی چند لحظه !

قول می دهم نامت را بر زبان نمی آورم لبه ایم را می دوزم

توبه می کنم دیگر عاشق نشوم قلبم را دور می اندارم برای همیشه

و آنگاه بدون قلب آرام می میرم

تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچ گاه

نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی

خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند

دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم

عشق و عاشقی کمرنگ شده

محبت آهنگ شده

دوستی تک زنگ شده

مگه بین من و تو جنگ شده

نامرد دلم برات تنگ شده

گاه با یک گل سرخ

گاه با یک دل تنگ

گاه باید رویید در پس این باران

گاه باید خندید بر غمی بی پایان

هروقت می بینمت اروم آرومم

وقتی نمی بینمت قلبم می لرزه

وقتی صداتو نمی شنوم دلم تنگ تنگ تنگ

ولی چون دلتنگ توام برام شیرینه

بی تو نه کار دنیا لنگ می مونه

نه بین زمین و آسمون جنگ می شه

نه کوه آب می شه نه آب سنگ می شه

فقط و فقط دل منه که برات تنگ می شه

زندگی را نفسی ارزش غم خورن نیست

و دلم بس تنگ است

بی خیالی سپر هر درد است

باز هم می خندم

آنقدر می خندم که غم از روی رود

شهادت می دهند

به دلتنگی مهیب شبانه

این اشک ها

می‌دانی!

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است

گاهی می‌شود فکر می‌کنی تمام شده

اما یک دفعه همه‌ وجودت را آتش می‌زند

دلتنگتم

به چشم خسته ی من آسمون سنگ شده

لعنت به این جدایی دلم برات تنگ شده

فریاد زدم بدونی بیزارم از جدایی

دلم برات تنگ شده عزیز دل کجایی ؟

می بوسیمت سه تایی

من و غم و تنهایی

امان از این جدایی

دلتنگتم خدایی

دلتنگی هایم از دوری توست

تو که مسافر جاده ها شدی

من چشمانم را به امتداد جاده دوخته ام

می دانم که روزی خواهی آمد

آن روز که عشق نایاب ترین عنصر زندگی انسان هاست

خدایا دلم را

به باران گره زن

پر از بوسه کن ابرها را

ابر دارد قفسم

نت دلتنگی من باران است

دفتر نقاشی من تو شهر غم گم شده

به کی بگم با معرفت دلم برات تنگ شده؟

بدرود را نگفته برای سلام تو

از اولین دقیقه دلم تنگ می‌شود

ابرها هم دلشان تنگ تو بود

بر سرِ شهر

دل از گریه نکندند هنوز

هرچه دلتنگی هست

حرف هایی که گره در گره است

تو بیا تا به همان بوسه اول برود

خورشید مردّد است کمرنگ شده

هر چیز که دست می زنم سنگ شده

انگار که حال و روز دنیا خوش نیست

شاید که دلت برای من تنگ شده

نردبامی که به اندازه دلتنگی من قد بکشد

پشت دیوار کسی یافت نشد

تکیه بر حسرت خود خواهم زد

اگر چه عاشق برفم بهار هم خوبست

بدان به خاطر تو انتظار هم خوبست

دلم به خلوت تابوت رفت دلتنگم

ولی برای دل من مزار هم خوبست

لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود

من اسم این لحظه ها را همیشه گذاشته ام

دلم تنگ است

دلم اندازه حجم قفس تنگ است

سکوت از کوچه لبریز است

صدایم خیس و بارانی است

نمی دانم

چرا در قلب من

پاییز

طولانی است

دلتنگی دلتنگی دلتنگی

دایه ی مهربان تر از مادر شده

آغوش گشوده بلعیده مرا

درست از ساعتی که رفتی

نخواهمش کی را باید ببینم؟

پنجره ی باران خورده ات را باز کن

چند سطر پس از باران

چشم هایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده

دلم برایت تنگ است

اینجا آسمان ابریست

آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز

آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است

آنجا را نمی دانم

با نگاهی هرس کن

علف های هرز دل تنگی م را

هی می گویی چه خبر

از شب پاییز

جز باران و کمی دلتنگی چه انتظاری داری؟

بی تو دلگیرترین پاییزم

بی تو از غم و غصه لبریزم

بخدا هیچ ندارم که به تو هدیه دهم

بپذیر این غزل ناچیزم

زمانی کوه بودی حالا آدم شدی !

می رسیم به هم . . .

بالاتر از آسمان جایی نیست

زیباتر از گل چیزی نیست

قشنگتر از عشق حرفی نیست

عزیزتر از تو کسی نیست

دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم

در وسعت چشمان تو محدود شدم

آن روز که در آتش عشق افتادم

سرسبز تر از آتش نمرود شدم

انسان ها یک به یک در خاک رفتند

یکی شاد و یکی غمناک رفتند

چون باید رفت از این خاک

خوشا آن ها که مثل گل پاک رفتند

ای کاش که از حال دل من خبرت بود

ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود

من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز

ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود

عاشقم کردی و گفتی عاشقان دیوانه اند

عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

دلم در حلقه ی غم ها نشسته

زبانم بسته و سازم شکسته

وجودم پر ز شعر عاشقانه ست

تو را می خواهم و این ها بهانه ست

فردا صبح وقتی چشمای قشنگت رو باز می کنی

یادت باشه که شب قبل یکی به یاد تو چشماشو بسته

 (اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.