مثل ایرانی

هفتاد ضرب المثل ایرانی

۷۰ ضرب المثل شیرین فارسی؛

۱ بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !
۲ با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !
۳ با این ریش میخواهی بری تجریش ؟
۴ با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !
۵ با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !
۶ باد آورده را باد میبرد !
۷ با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !
۸ بادنجان بم آفت ندارد !
۹ بارون آمد، ترکها بهم رفت !
۱۰ بار کج به منزل نمیرسد !
۱۱ با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !
۱۲ بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !
۱۳ بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !
۱۴ با سیلی صورت خودشو سرخ نگه میداره !
۱۵ با کدخدا بساز، ده را بچاپ !
۱۶ با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !
۱۷ بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !
۱۸ بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !
۱۹ با مردم زمانه سلامی و والسلام .
۲۰ تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !
۲۱ با نردبان به آسمون نمیشه رفت !
۲۲ با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟
۲۳ باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !
۲۴ با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !
۲۵ با یک گل بهار نمیشه !
۲۶ به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !
۲۷ به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !
۲۸ بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !
۲۹ با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .
۳۰ بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !
۳۱ بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !
۳۲ بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد — یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !
۳۳ به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !
۳۴ بدعای گربه کوره بارون نمیاد !
۳۵ بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !
۳۶ برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !
۳۷ برادر پشت ، برادر زاده هم پشت
۳۸ خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!
۳۹ برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !
۴۰ برای کسی بمیر که برات تب کنه !
۴۱ برای همه مادره، برای ما زن بابا !
۴۲ برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !
۴۳ برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !
۴۴ بر عکس نهند نام زنگی کافور !
۴۵ به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !
۴۶ بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !
۴۷ بزک نمیر بهار میاد — کنبزه با خیار میاد !
۴۸ بز گر از سر چشمه آب میخوره !
۴۹ به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !
۵۰ بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !
۵۱ بعد از هفت کره، ادعای بکارت !
۵۲ بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !
۵۳ به کیشی آمدند به فیشی رفتند !
۵۴ به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !
۵۵ به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !
۵۶ به کک بنده که رقاص خداست !
۵۷ بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !
۵۸ بگیر و ببند بده دست پهلوون !
۵۹ بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سره ، یکیش بلبل !
۶۰ بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !
۶۱ بماه میگه تو در نیا من در میام !
۶۲ بمرغشان کیش نمیشه گفت !
۶۳ بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !
۶۴ بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !
۶۵ بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !
۶۶ به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !
۶۷ به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !
۶۸ بمیر و بدم !
۶۹ به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !
۷۰ بیله دیگ، بیله چغندر !

 (پاتوق)

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.