تنهایی و غم

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست !

اس ام اس غمگین و پرمعنا؛

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست

گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست

من دراین دنیا به جز سایه ندارم همدمی

این رفیق نیمه راه هم گاه هست و گاه نیست

غربت آن نیست که تنها باشی

فارغ از فتنه فردا باشی

غربت آن است که چون قطره ی آب در پی دریا باشی

غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی

گر بدانم نیستی غمی نیست ز تنهایی

اینکه هستی و تنهایم غم دارم

باتو بودن همیشه پرمعناست

بی تو روحم گرفته و تنهاست

باتو یک کاسه آب یک دریاست

بی تو دردم به وسعت صحراست

دلی بستم به آن عهدی که بستی

تو آخر هردو را باهم شکستی

اگه یه وقت توپت افتاد خونه همسایه اونم پارش کرد

اصلا ناراحت نباش چون هنوز یه رفیق داری

که حاضره دلشو بندازه زیرپات تا باهاش بازی کنی

دلم تنگه برای گریه کردن ، کجاست مادر کجاست گهواره من؟

نگو بزرگ شدم نگو گریه به من نمیاد!

بیا نوازشم کن دلم آغوش بی دغدغه می خواد

کجاست مریم ناجی اون مریم پاک؟

چرا به یاد این شکسته دل نیست؟

به حق اون خداوندی که یکتاست

وجودش باعث گرمی دل هاست

دلم در عاشقی به قد دریاست

ولیکن مثل دریا تک و تنهاست

نگران نبودنت نباش نفرینت نمی کنم!

همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست برایم کافیست!

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار

منو از خاطره کم کن خدانگهدار

می روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی

دیگر نفسی برای ماندن درکنار او باقی نخوهد ماند

مدتی می گذرد از تو ندارم خبری

چه کنم ناله من هیچ ندارد اثری

شب و روز از غم تو پریشان حالم

نه نشانی ز تو آمد نه پیامی جانم

ما پیغام دوست داشتنمان را با دود آتش به هم می رسانیم

نمی دانم آن سو برای تو تکه چوبی هست یا نه؟

من اینجا جنگلی را به آتش کشیدم !

یادته روز اول بهت گفتم می خوام با یه دروغ بزرگ حرفامو شروع کنم؟

تو اخم کردی ، گفتم : دوستت ندارم بعد هردو تامون زدیم زیر خنده

اما دیروز گفتی که می خوای با یه دروغ بزرگ خداحافظی کنی

و بعد فریاد زدی : دوستت دارم هر دومون بغض کردیم و تو رفتی برای همیشه

به هر دری که زدم سری شکسته شد

به هرجا که سر زدم دری بسته شد

نه دگر در زنم به سر نه دگر سر زنم به دری

که روح در به درم از سر و در زدن خسته شد

جز من اگر عاشق شیداست بگو

ور میل دست به جانب ماست بگو

ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو

گر هست بگو نیست بگو راست بگو

بسترم صدف خالی یک تنهاییست

و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری!

دلم بهانه می کند طلوع دیدن تورا

تا به کجا دلم کشد حسرت دیدار تو را

عاشقی با قلب من بیگانه شد

خنده از لب رفت و یک افسانه شد

حس و حالی بعد عشق آمد پدید

بعد آنشب زندگی غمخانه شد

چو گل های شقایق داغدارم

بیا پروانه شو بنشین کنارم

بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست

که خنجر خورده ی این روزگارم

خسته ام فردا نگاهت را برایم پست کن

یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن

گوشم از آواز غمگین سکوت شب پر است

لطفا آن لحن صدایت را برایم پست کن

وقتی کسی دیربه دیر ازم یاد می کنه

نگرانش نمی شم حتما شاد بوده از یادش رفتم!

چوپان قصه ی ما دروغگو نبود

او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد

افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد

و در پی گرگ بودند و در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می‎کند

بلبل شوقم هوای نغمه‎خوانی می‎کند

همتم تا می‎رود ساز غزل گیرد به دست

طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می‎کند

شمع، این مساله را بر همه کَس روشن کرد

که توان تا به سحر ، گریه ی بی شیون کرد

من همان برگم که بر روی درخت

لرزم از برد چنین پاییز سخت

در نهایت باید افتاد و گریست

به درخت گفت خداحافظ و رفت

من از اعدام نمی ترسم

نه از چوبش نه از دارش

من از پایان بی دیدار می ترسم

۴تا دوست صمیمی دارم

حسرت ، غم ، ماتم ، تنهایی

بهشون سفارش کردم تحویلت نگیرند

هیچوقت نفهمیدم که چرا درست همان کسی که فکر می کنی

باهمه فرق داره یک روز مثل همه تنهات می زاره!

نیمکت باهم بودن من تنهاست

من دل نشستن ندارم تو دلیل نشستن باش

چه عاشقانه نوشت دکترشریعتی

که من تو را دوست دارم

تودیگری را،دیگری دیگری را و دراین میان همه تنهاییم

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا

دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

شکستن یک دل چقدر قدرت می خواست

که پنداشتی تو قویترین بودی ؟

اگه یه وقت دلمو شکستی فدای سرت !

فقط کفش بپوش که شکسته هاش تو پات نره

بشکست دلم ، کسی صدایش نشنید

آری دل من بیصدا می شکند !

ستاره ها وقتی می شکنن می شن شهاب

اما دلی که می شکنه می شه یه سوال بی جواب

دیگه تو رو ندارم ، تو رو از من گرفتن

گفتن فراموشت کنم ، منو دست کم گرفتن

گفتن که عشق تو کجا لایق عشق اون می شه ؟

گفتن برو که عشق اون ، قسمت دیگرون می شه

دگر حس شقایق را نداری

هوای قلب عاشق را نداری

از آن چشمان خون سرد تو پیداست

که قلب تنگ سابق را نداری

قهوه ات را بنوش و باور کن

من به فنجان تو نمی گنجم

به هر یاری که جان دادم

به پاس دوستی دشمنی ها کرد با من

در لباس دوستی

من از تو چیزی نمی خواهم

فقط گاهی نگاهی اشتباهی!

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود

این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای!

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.