عشق

اس ام اس عشق و احساس

اس ام اس عاشقانه و احساسی؛

اولین خنده ز بی دردی بود؛

آخرین گریه ز بی درمانی

عشق یک اتفاق است ، نه انتخاب !

اگر انتخاب باشد ، با یک اتفاق از بین می رود !

خسته ام از لبخند اجباری

خسته از حرف های تکراری

خسته ام از آدم های تکراری

خسته از محبت های خالی

من آن ابرم که بارانش تو هستی

همان یوسف که کنعانش تو هستی

مسافر میشوم تا آخر عمر

در آن راهی که پایانش تو هستی

بهار من مرا بگذار و بگذر

رهایم کن برو دلدار و بگذر

من عادت می کنم اینجا به غم ها

مرا پر کن از این اجبار و بگذر

توی دنیایی که قلبا

هر کدوم یه جا اسیرن

کاش به فکر اونا باشیم

که از این زمونه سیرن

من مرده ام

به نسیم خاطره ای

گاهی تکانی می خورم

همین

توی ذهنم یک دنیا واست حرف دارم

ولی توی دلم یک جمله بیشتر نیست

دوستت دارم

رد پای زرد پاییز

باز میون لحظه هامه

قطره های سرد بارون

دوباره رو گونه هامه

ابرای سیاه غصه

آسمونمو پوشونده

دیگه خورشیدی ندارم

داغ تو اونم سوزونده

باز دلم به بهانه ی همیشگی گریست

بگذار بگرید و بداند هرآنچه خواست همیشه نیست

من ماندم و حلقه طنابی در مشت

با رفتن تو به زندگی کردم پشت

بگذار فردا برسد می شنوی

دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت

خاطرات آدم مثل یه تیغ کند می مونه که رو رگت می کشی!

نمی بره اما تا می تونه زخمیت می کنه

همانند پلی بودم برای عبورت

به فکر تخریب من نباش

رسیدی دست تکان بده

من خود فرو می ریزم

کلاغ جان …

قصه من به سر رسید …

سوار شو …

تو را هم تا خانه‌ات می رسانم

عزیزم هیچ میدانی

جزئیات چشم هایت

کلیات زندگی من است ؟

تنها تو رو می بینم

لحظات با تو بودن را و یک زندگی شیرین را

و آخر سر نیز رویاهای عاشقانه ام را با تو

چقد دلم تنگ شده

واسه شنیدن تپش های پر اشتیاق قلبت

که نفس هام رو به احترامش نگه می داشتم

دلم می خواهد کسی باشد

خوب باشد ، مهربان باشد ، بس باشد

و همه ی این بودن هایش فقط برای من باشد

فقط برای من

وقتی که تو نیستی دنیا چیزی کم دارد

مثل کم داشتن یک وزیدن ، یک واژه ، یک ماه

من فکر می کنم در غیاب تو همه خانه های جهان خالیست

گاهــی فکـر می کنم کــار تـــو ســـــخــــت تر از مـــن است

مـن یـــــک دنـــیا دوستت دارم

و تو زیر بـار این همــــه عشـــــق قــــد خـم نمی کنی

این عصرهای بارانی عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد

گـوئـی تـو اتـفاق می افـتی

و مـن دچـار می شـوم

تـمام مــن دارد تـــو می شـود

من که نباشم دنیا یک من کم دارد

تو که نباشی من یک دنیا کم دارم

حقیقت دارد که من می توانم

با شعرهای تو با باران مشاعره کنم

و بند نیایم

سکه ی زندگیم شیر ندارد

اما همین خطی که مرا به تو وصل نگه می دارد را دوست دارم

آغــــوش دریایی خــود را باز کن

تا شبـــی در آغوشــت سر کنم

و در امــواج تــو سرگردان شوم

تا به ساحـــل آرامــش برسم

چه عاشقانه به رویت لبخند زدم

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی

و  این شد عاشقانه ی آرام من و تو

تمــــــــــــام دنیـــا در آغوشـــت خــــلاصه شـــــــــده اســـــــــت

کـــــــــــودکـــــــــانه پنــــــــــــاه میـبـــــــــــرم

بـــــــــه خلاصــــــــــه ی دنیــــــــــــــــا

دلـَم را به شیشه عطرهآیم خوش کرده اَم

همآن هآیے که هر کدامشان

یک  خاطــِره  را برایم تداعے مے کنند

یک با هم بودن را

عطرها بی رحم ترین عنصر زمین اند

بی آنکه بخواهی می برنت تا قعر خاطراتی

که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی

من مانده ام با یاد تــــــــــو

و بغضی که لگد می زند

بر حنجــــــــــــره ای پا به مـــاه

پیـــــچـکـــــ مــــی شوم وحــشــــــــــــــــــــــی

مــــــــی پیــــــــــــــچم بـه پـــر و پـای ثانیه هـایـت

تـا حتــــی نتــــوانــــــــی آنــــــــــــــــــــــــــــــــی

بـــــــــی مـــن بـــــودنـــــــــــــ را زنــدگــــی کنـی

هر روز بر روی دلــــم می نویسم

عاشــــقی تا اطلاع ثانــوی ممنــــــــوع

به رویـــــای با تـــــو بودن که می رسم دیــــگر بـــــار دلـــــم می لـــــرزد

تـــا آســــمان خــیــــال ِ تـــو چقــــدر راه اســــت؟

دو بـــال بـــرایــــم کافــیـــســــت؟

مـــی خواهـــــم به هــــوای تــــو در هــــوای تـــــو اوج بگیــــرم!

منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی ؟

خیال نبودنت نیز زیباست

اصلا بگذار صادقانه بگویم

هر خیالی که ردی از تو داشته باشد زیباست

مـــــــــــــی توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطری می زنــــــــــــی؟

بـــــــــوی خوشــــــبختی می دهـــــــــی انگار

اگر کارگردان بودم

صدای نفس هایت

موسیقی متن تمام فیلم هایم بود

صدا بزن مرا

مهم نیست به چه نامى

فقط میم مالکیت را آخرش بگذار

می خواهم باور کنم مال تو هستم

دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم

فقط یـادت باشد کلیـد را جایـی بـگذاری

که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند

فاجعــــه یعنى آنقدر در تو غــرق شـــده ام

که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت می کنم!

عشـــق یعنى همین…

گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد

شاید کودکــانه شاید بی غــرور

اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود

می فهمــــم نه ضعیفم نه کودکم بلکه پر از احساســـم

چای دم کن

خسته‌ام از تلخی نسکافه‌ها

چای با عطرِ هِل و گل‌های قوری بهتر است

می خواهم خودکشی کنم

نه اینکه تیغی بردارم و رگم را بزنم

قید احساسم را می زنم

من ایمان دارم به پایان این روزهای سرد و مه آلود

ماهِ من، می دانم که بزودی آفتابی خواهی شد

من این را از قاصدک های خوش خبر شنیده ام

کمبود خواب بایک روز مرخصی حل می شود

کمبود وقت با مدیریت زمان

سایر کمبودها نیز علاجی دارند

باکمبود دست هایت چه کنم؟

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست اما برای ماهی زندگیست

پس برای اونی که عاشقته ماهی باش نه مرغابی

مرا دوست داشته باش

تجربه ام نکن برای آموختن ابزار مناسبی نیستم

دوست داشتن زبان ٬ زمان ٬ راه ٬ دلیل ٬ نشانه نمی خواهد !

دوست داشتن دل می خواهد و یک من می خواهد و یک تو

یه وقتایی اونقدر هیچکس حالی ازت نمی پرسه که

آدم شک می کنه نکنه مرده و خبر نداره

خدایا ، تمام خنده های تلخ امروزم را می دهم

یکی از آن گریه های شیرین کودکیم را پس بده

برای دل من همیشه تو خواهی ماند

حتی اگر مخاطب تمام این نوشته هایم او شوند

ﺍﮔﻪ ﮔﻔﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﭼﻨﺪ ﺣﺮﻓﻪ ؟

ﺩﯾﺪﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ !

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﯿﺴﺖ

ﯾﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﻭ ﺣﺮﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻧﯿﺴﺖ : ﺗـــــﻮ …

دلتنگ شدی پیش من بیا

کمی غصه هست با هم می خوریم

احساس خوبی به آدم دست میده

وقتی از یه نفر می شنوی مواظب خودت باش

اما احساس خیلی بهتری به آدم دست میده

وقتی می شنوی خودم مواظبتم

آدم باید یک تو داشته باشه

که هروقت از همه چی خسته و نا امید بود

بهش بگه مهم اینه که تو هستی

بی خیال دنیا …

عشق مثل عبادت کردن می مونه

بعد از اینکه نیت کردی دیگه نباید به اطرافت نگاه کنی

عشق یعنی به هم پیوستن دو احساس پاک

عشق چیست ؟

صاعقه ایست بین دو نگاه

پس از آن بارش باران محبت در دل ها …

خیلی بده که احساس کنی مثل دارویی

فقط وقت نیاز ازت استفاده می کنند

قشنگترین گل ها را به آستان نیلوفری چشمانت هدیه می کنم

تا بدانی بیادت هستم

عشق غالبا یک عذاب است

ولی محروم ماندن از آن مرگ است

مژده ، اسمم در کتاب رکوردهای جهان گینس ثبت شد

دختری از جنس احساس با سنگین ترین بار دلتنگی بر روی شانه هایش

با یاد تو زندگی کردن چه کم خرج است

نه خواب می خواهد ، نه خوراک

این روزها آنقدر شکسته ام

که عصا به دست راه می رود دلم

به راه پای خسته ات دیدگانم را می سایم

تا انعکاس زلال قدم هایت را جاودانه کنم

سبز باشی عزیزترین

شغل شریفی است

سوختن برای او که حتی لحظه ای برایت تب نکرد

همیشه با غمت من در ستیزم

به این خاطر همیشه اشک می ریزم

روی هر برگ گلی این را نوشتم

تویی امید من تنها ، عزیزم

دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست

اگر برف بیاد هست ، اگر برف نیاید نیست

مثل دنیای من ، اگر تو باشی هستم ، اگر نباشی !

بند بند دل بنده به بند بند دلت بنده

دلبند بنده دلم برات تنگه

دیدی ای حافظ که کنعان دلم بی ماه شد

عاقبت با عشق و غم کوه امیدم آب شد

گفته بودی یوسف گم گشته باز آید ولی

یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد

پرندگانم را آزاد کردم

زیرا فهمیدم نداشتن تنها راه از دست ندادن است

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.