عاشقانه ها و دلتنگی ها
عاشقانه ها و دلتنگی ها

اس ام اس عاشقانه ها و دلتنگی ها

اس ام اس دلتنگی عشق؛

به نام خدایی که …

هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ

زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ

شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد

اشک هایم که سرازیر می شوند

دیری نمی پاید که قندیل می بندد

عجیب سرد است هوای نبودنت

هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت

آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم

من بودم

تو

و یک عالمه حرف

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!

کاش بودی و می فهمیدی

وقت دلتنگی یک آه چقدر وزن دارد

لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟

دلتنگی معنی ندارد

درد دارد

دل من تنگ تو است

صندلیهای حیاط

پر برف دیشب

و تو کی می آیی؟

که شود آب همه برف هایی

که نبودت را فریاد زده !

نگاهت کافیست

تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم

تو همیشه دعوتی

راس ساعت دلتنگی

دلتنگی احساس قشنگیه

وقتی بدونی اونیکه دوسش داری

هیچوقت فراموشت نمی کنه

نگاهم کن که چشمانت قشنگ است

صدایم کن که دل در سینه تنگ است

مرا با خود ببر آنسوی غربت

که اینجا شیشه هم از جنس سنگ است

چقدر سرد است!

وقتی

دلتنگتم و نیستی

دلم برات تنگ شده جونم

می خوام ببینمت نمی تونم

بین ما دیوارهای سنگی

فاصله یک عمره می دونم

باران کـه می بـارد

دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود

راه می افـتم بـدون چـتـر

من بـغض می کنـم آسمـان گـریـه

من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست

آرزویم نظری روی تو و دیدن توست

من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم

با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم

می گن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه

حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چیکار کنم ؟

نقــاش خــــوبی نــــبودم

اما ایــن روزها به لطـف تــــــــــو

انـــتظار را دیـــدنی می کــشـم

من و این داغ در تکرار مانده

من و این عشق بیدار مانده

مپرس از من چرا دلتنگ هستم

دلم بین در و دیوار مانده

من حسرت دیدار تو دارم به که گویم

از بهر تو من ابر بهارم به که گویم

غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم

از نرگس چشم تو خمارم به که گویم

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد

اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد

من و تو پنجره های قطار در سفریم

سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد

نمی دانم چرا بیمارم امشب

سکوتی خفته در گفتارم امشب

غم اشک دلم آهسته می گفت

پریشان از فراق یارم امشب

دست من کوتاه از دیدار توست

قلب من اما همیشه یاد توست

دلتنگم اما تو را طلب نمی کنم

نه اینکه بی نیازم

صبور شده ام …

دلتنگی …

همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشته

محتاج نوازش دست هایت هستم

باور کن که دلتنگی …

دلتنگی مرگ تدریجی ست !

نمی دانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر

فقط می دانم در آغوش منی بی آنکه باشی

و رفتی ، بی آنکه نباشی

وقتی  دلتنگ می شوم  تو را در میان اشک هایم می بینم

ولی اشک هایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند

چگونه دست دلم را بگیرم و در کنار دلتنگی هایم قدم بزنم

در این خیابان که پر از چراغ و چشمک ماشین هاست

نه آقایان

مسیر من با شما یکی نیست

از سرعت خود نکاهید

من آداب دلبری را نمی دانم

خدایا

این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمی کند

فکری کن

اشک ما طعنه می زند به باران رحمتت

هر لحظه هرجا که می رم

حس نگاهت با منه

این دل بی طاقتِ من

قیده تو رو نمی زنه

بذار یه بار نگات کنم

از جونو دل‌ صدات کنم

هر چقدر دلتنگی‌ دارم

هدیه به اون چشات کنم

کاش می توانستم تمام دلتنگی هایم را

بر کوله بار خدا می ریختم تا با تنهائیش به کول بکشد

بدون هیچ خمی بر ابرو اما افسوس که داده را پس نمی گیرد

دلم برایت تنگ شده !

می خواهم آنقدر اشک بریزم

تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود

ولی می ترسم

از ساعت متنفرم

این اختراع غریب بشر که مدام

جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد

دلتنگى

حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره

تمنای بودنش را می کند

دلتنگی

عین آتش زیر خاکستر است

گاهی فکر می کنی تمام شده

اما یک دفعه همه ات را آتش می زند

منم دلتنگ رویت

دلم آید به سویت

چه کردی با دل من

که کرده آرزویت

فـرهنـگ لـغـت هــا

نـیـاز بـه ویــرایــش دارند

بـرای مـعنی دلـتـنـگی

احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت

دلتنـگی یــعنـــی

تـــو . . .

چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد

اشک من جاری شد

جای تو خالی بود

جـــــــــای تـــــــــو

عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید

شعر دلتنگی من سخت گریست

بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست

دل است دیگر یا شور می‌زند

یا تنگ می‌شود یا می‌شکند

آخر هم مهر سنگ بودن می‌خورد

روی پیشانی‌ اش

تو که رفتی دلم برایت تنگ شد

حال که آمده ای در دلم جا نمیشوی

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو می نویسم

قلبم خیس دلتنگی است و چشمانم طوفانی

اشک هایم که سرازیر می شوند

دیری نمی پاید که قندیل می بندد

عجیب سرد است هوای نبودنت

دیگـر فرصتی بـرای پیامک دادن نیست

دست واژه ها را می گیرم

و به دیدنت می آیـــم

دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد

امروز انگار کسی آمد

و هوای دلتنگی ات را هی در آسمان اتاقم پاشید

و تو نبودی

دقایقی در زندگی هستند

که دلت برای کسی آنقدر تنگ می شود

که می خواهی او را از رؤیاهایت بیرون بکشی

و در دنیای واقعی بغلش کنی

گابریل گارسیا مارکز

دلم برایت تنگ شده

می خواهم آنقدر اشک بریزم

تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود

ولی می ترسم

شهرمان را  ونیــــز کنم !

” ونیز : شهری میان آب ”

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را می کوبد

چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست

کاش دهخدا می دانست

دلتنگی

اشک

فاصله

بی وفایی

تعریفش فقط دو حرف است

تـــو

(اس ام اس جدید)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.