غمگین و عاشقانه
غمگین و عاشقانه

اس ام اس جمله های غمگین و سوزناک

اس ام اس غمگین و سوزناک؛

درد دارد به خاطر کسی که با نسیمی میرود ، خودت را به طوفان بزنی !
.

.
این روزها مانند گلی شده ام که هر پروانه ای روییش می نشیند و می رود بی آنکه قصه “عادت” را بفهمد !
.

.

.
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ مثل ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑـــــــــﯽ ﺧـــــــــﺒـــــــــﺮ !
.

.

.
نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم
آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست
آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود
راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم…
“حال من خوب است” ، خوبِ خوب…
.

.

.
تمام فنجان های قهوه دروغ می گفتند
تو بر نمی گردی !
.

.

.
خیلی بده وقتی داری تایپ میکنی ، از کلید های خیس کیبورد بفهمی داری گریه میکنی !
.

.

.
یه آهنگ خاص
یه خاطره ناب
یه یاد کهنه
یه نفر تنها
یه عاشق
یه عکس یادگاری
یه عطر مشترک
یه حس ساده
چه معجونی میشود برای گریه امشب ؟!!!
.

.

.
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ …
.

.

.
و سکوت چه زیباست وقتی میدانی همه دروغ می گویند…
.

.

.
هنوز کمی عشق در من مانده است
آنرا به کسی میدهم که دوستم داشته باشد
هنوز کمی دلتنگی در من مانده است
آنرا به کسی میدهم که دوستش داشته باشم
هنوز کمی اندوه در من مانده است
آنرا برای خود نگه میدارم …
.

.

.
شبی دست از سرم بردار و سر بر شانه ام بگذار لطفا !
.

.

.
عشق کوتاه است و فراموشی چـــــــــــــــــــقدر طـــــــــــــــــــولانی ؟!!!
.

.

.
من آدمِ نرفتنم
آدمِ دوست موندن
یا اصلا آدمِ دیر رفتنم ولی خیلی دیر !
اما وقتی برم
دیگه آدمِ برگشتن نیستم
آدمِ مثل قبل شدن نیستم
باور کن !

.

.

.
تو رفتى اما همه چیز را در آغوش من جا گذاشتى…
.

.

.
لبخند می زنم
فنجانی از قهوه را به قفل دهانم نزدیک می کنم
داغی دیواره ی فنجان گرمای دستم می شود
لب باز میکنم . های نفسم را بر فـنجان قهوه می ریزم
یادت هست ؟
همیشه می گفتی فنجان قهوه ای که از دستان من می گیری طعم دیگری دارد
یاد تـــو شیرین است
دیگر قند نمی خواهم
چه لذتی دارد فنجان قهوه و یاد تو ؟!

.

.

.

در کنار ساحل دریای غم
قایقی میسازم از دلواپسی
بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت
یک مسافر از دیار بی کسی
.

.

.
کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟
بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟ و بازم بشناسی مرا از من
به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار !
.

.

.
امشب شب تولدم من است ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض !
.

.

.
به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم
کاش “میفهمیدی” به مرگ راضی بودم وقتی که تب می کردم از ندیدنت !
.

.

.
به من شلیک کن قبل از آنکه به دیگری بگویی : دوستت دارم !
.

.

.
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…
.

.

.
سخت است بغض داشته باشی و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست !

.

.

.
من نمی دانستم معنیِ هرگز را …
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟؟؟
.

.

.
درخت احساسم سالهاست خشکیده است
دیگر تشنه ی هیچ محبتی نیست !
.

.

.
من سرم درد میکند برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم”
لعنتی ، چقدر مهربان رفتی !!!
.

.

.
دریا را بی خیال
زمین جواب نمی دهد
دیگر دل به آسمان زده ام !
.

.

.
هرگاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته :
ساده بودم ، باختم !
.

.

.
انگشتان من به گره خوردن با انگشتان تو عادت داشته اند !
نیستی و حالا این قاتلان زنجیره ای ، شده اند بختک جان دیوارهای این شهر…
.

.

.
سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرند
سخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوند
سخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوند
سخت است تحمل آدم هایی که هر روز از خدا دور تر میشوند !
.

.

.
بودنم در حسرت خواستنت تمام شد…
.

.

.
جای خالی نبودنت میکوبـد بر دلم
اگر نیایی همین روزها ویرانه میشوم !

(کفشدوزک)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.