اس ام اس های دلتنگی

اس ام اس جدید فاز سنگین

اس ام اس سنگین؛
درد دارد به خاطر کسی که با نسیمی میرود ، خودت را به طوفان بزنی !
.
.
.
من . . .
من یه عـذر خواهی به ” خودم ” بدهکارم . .. .!
برای اینکه “احساساتی” بودم . . .
برای اینکه “یک رو ” بودم
برای اینکه همیشه “غرورمو” شکستم
برای اینکه “انسان” بودم
“خودم” منو ببخش
.
.
.
به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم
کاش “میفهمیدی” به مرگ راضی بودم وقتی که تب می کردم از ندیدنت !
.
.
.
ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﺁﻣﺪﻧﺖ مثل ﺭﻓﺘﻨﺖ ﺑﺎﺷﺪ
ﺑـــــــــﯽ ﺧـــــــــﺒـــــــــﺮ !
.
.
.
دلم نه عشق آتشین میخواهد . . .
نه دروغ های قشنگ . . .
نه سکوت تلخ عاشقانه . . .
نه ادعاهای بزرگ . . .
دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست . . .
.
.
.
تمام فنجان های قهوه دروغ می گفتند
تو بر نمی گردی !
.
.
.
در کنار ساحل دریای غم
قایقی میسازم از دلواپسی
بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت
یک مسافر از دیار بی کسی
.
.
.
کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟
بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟ و بازم بشناسی مرا از من
به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار !
.
.
.
ساده پا پَس می‌کشم
هرچند
هیچوقت پای من وسط نبود . . .
.
.
.
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺗﺮﯾﻦ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻝ ﻣﻨﻪ
ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﺎ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﻣﻨﻄﻖ ﻣﯿﺎﺭﻡ ﺑﺮﺍﺵ
ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﻡ ﺩﻡ ﺩﻣﺎﯼ ﺷﺐ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻪ
ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ : ﭼﺮﺍ . . . !؟
.
.
.
خیلے وقت است تظاهـــــر بـہ شـــادے میــڪـنم !
حرفـــ میزنم مثلـ همہ . . .
اما . . .
خیلے وقت استــ مرده امـــ !
خیلے وقت است دلم میخواهد روزه ی سـڪـوت بگیرم
دلم مے خواهد ببـــــــارم . . .
و ڪـسے نپرسد چرا . . . !
تو چہ می فهمے
ایـטּ روزها اداے زنده ها را در میـــــــآورم . . .
.
.
.
قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند
گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند
زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند . . .
.
.
.
من سرم درد میکند برای “ دعواهایی ” که با هم “ نکردیم ”
لعنتی ، چقدر مهربان رفتی !
.
.
.
دیشب خدا آروم صدام کرد و گفت : خوابی ؟
عشقت داره قربون یکی دیگه میره
اونوقت تو راحت خوابیدی !؟
لبخندی زدم و گفتم : “ خدا جونم ” ، این همون مخلوقی هست
کـه وقتی آفریدیش ، به خودت آفرین گفتی . . .
.
.
.
یخواهم بروم
نمیدانم چرا
نمیدانم کجا
فقط فقط میخواهم بروم
به آنجایی که
از جنون دنیا
از آدمیان
از زنجیرهای اسیری
دور باشم
.
.
.
به من قول بده . . .
در تمامی سال هایی که باقی مانده
تا ابد . . .
مواظب خودت باشی
دیگر نیستم که یاد آوری ات کنم . . .
.
.
.
هرگاه خبر مرگم را شنیدی در پی مزاری باش که بر سنگش نوشته :
ساده بودم ، باختم !
.
.
.
یاد گرفته ام دستانم ، این بار که یخ کرده اند !
دیگر دستانت را نگیرند
آستین هایم از تو با وفا تر و ماندنی ترند . . .
.
.
.
سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرند
سخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوند
سخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوند
سخت است تحمل آدم هایی که هر روز از خدا دور تر میشوند !
.
.
.
امشب شب تولدم من است ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض !
.
.
.
سخت میترسیدم . . .
از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی . . .
او از نژاد جاده باشد و رفتنی . . .
آری روزها گذشت . . .
همان شد . . .
او رفت . . .
من شکستم . . . !
(کفشدوزک)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.