امام جواد ع

اشعار ولادت امام جواد (علیه السلام)

اشعار و دلنوشته های ولادت امام جواد علیه السلام؛

همین بس است که دردانه ی پدر بودی
دوام نسل پدر بودی و پسر بودی

درخت نخل ولایت فقط تو را کم داشت
برای نخل ولا  بهترین ثمر بود

اگر چه در پر قوی رضا بزرگ شدی
زبانزد همگان در دل و جگر بودی

خدا به نام شما زد جواد بودن را
ز هر که هست به مادر شبیه تر بودی

خدا نخواست فدایی مادرت بشوی
که حکمت است پس هر نبود و هر بودی

برای دین به جوانیت اکتفا کردی
تمام عمر کمت در دل خطر بودی

خدا مگر که بداند چه محشری می شد
به عمر نوح اگر منشاء اثر بودی

مسیر باد به امر تو شد جنوب-شمال
مدینه تا به خراسان که در سفر بودی

اگر چه تلخ تر از زهر بود دور و برت
به نام خویش به کام همه شکر بودی

به  کوری همه ی چشمهای شور عرب
همین بس است که دردانه ی پدر بودی
(شاعر: مظاهر کثیری نژاد)

 

*

**

***

**

*

سر زد خورشید عشق از افق امامت
خوردش مهر تکمیل به خونه ی کرامت
از یمن میلادش دنیا شده قیامت

اومده یکی یک دونه/ لبای رضا خندونه
لالایی براش می خونه/ گل بابا گندم گونه
شبی که رضا دلشاده       عالمی شده دلداده

عیدی امام هشتم     هرچی که دلش میخواده
یاجواد الائمه مددی یابن سلطان
قطره قطره شهد عسله که می ریزه

از گوشه لبهای دردونه ی عزیزه
بانویی که مریم در خونش کنیزه
چقده شبیه زهراست/ نور دوتا چشم باباست

سائلا کشیدن صف چون/ بریز و بپاشی برپاست
چه متینه و آرومه        مثل عمه جون معصومه
خلق و خوی حیدر داره   از تیغ نگاش معلومه
یاجواد الائمه مددی یابن سلطان

*

**

***

**

*

امشب بهشت ارزو را باز کردند
سرى زاسرار مگو را باز کردند

خم خانه توحید را در برگشودند
از چهارده خم یک خم دیگر گشودند

مستان صافى دل که قدسى نام دارند
کوثر به جاى مى درون جام دارند

درجام مى رخسار جانانه بینند
خورشید را در حجره ریحانه بینند

در خانه شمس الضحى امشب قمر زاد
و ز چهارده خورشید خورشیدى دگر زاد

طاها رخى از دوده یاسین بر آمد
نخلى کهن را میوه شیرین بر آمد

امشب رضا، روح رضا در دست دارد
تصویرى از حسن خدا در دست دارد

یزدان رضا را ثانى موسى عطا کرد
بر پور موسى تالى عیسى عطا کرد

ماهى که شرم از چهر دارد آفتابش
گوید رضا بر مهد نازش ذکر خوابش

گهواره او شهپر روح الامین است
گهواره جنباش امام هشتمین است

دارد رضا در پیش رو تمثال احمد
سوم على بر دامنش سوم محمد

میلاد او امید اسلام است و انسان
میلاد او میلاد اسلام است و قرآن

نظم زمان بعد از رضا در پنجه اوست
مشکل گشاى کارها سرپنجه اوست

از روى او نور ولایت مى درخشید
در سایه اش مهر هدایت مى درخشید

در کودکى بر مسند عصمت بر آمد
انسان که از غار حرا پیغمبر آمد

یحیى بن اکثم مفتضح در بحث با او
جاى سخن بر کس نماند هست تا او

دریاى جودش تشنه بر ساحل بجوید
درگاه احسانش کف سائل بجوید

وقتى بر آید دست جود از استینش
گوهر فشاند در یسار و در یمینش

تنها نه او بر دوستان گوهر ببخشد
بر دشمن سر سخت خود هم زر ببخشد

خیر کثیر است و کرامت پیشه دارد
نخلى که در ژرفاى کوثر ریشه دارد

اى آفرینش را چراغ رهنمایى
سر تا بپار رحمت جود ابن الرضایى

اى کوثر دوم که مشهور است جودت
ظاهر تمام خیر و خوبى از وجودت

در این جهان و اینهمه لطف و کرامت
جودت قیامت مى کند روز قیامت

تفسیر جودت را توان در هل اتى یافت
تصویر مهرت را درون سینه ها یافت

چشم امامت روشن از رخسارت ماهت
عرش خدا روشنتر از تو امید است

اى آنکه نامت قفل غمها را کلید است
این ملت ازاده را بر تو امید است

لطفى که در عید تو کام دل بگیرند
لطفى که تا در کوى تو منزل بگیرند

امید احسان از شما دارد موید
بر دامنت دست دعا دارد موید

(زمزار)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.