خنده

استاتوس های خنده دار

استاتوس های خنده دار؛

روش های بیدار کردن از خواب خواب ( تو خونه ما )
مادر ( قربون صدقه ) : عزیزم ، گلم ، خوشگلم ، مادر قربونت بره بیدار شو . . .
پدر ( رگباری ) : عباص ، عباص ، عباص ، عباص ، عباص ، عباص ، عباص ، عباص  . . .
رفیق فاب ( فیزیکی ) : الان یه لگد می خوابونم تو شکمت تا دو روز نخوابی . . .
برادر ( تهدید ) : اگه بیدار نشی هر چی ازت می دونم به مامان میگم . . .

 .

.

.

.

یه بار مثل آدم رفتیم جام جهانی ، حالا اینقدر تظاهرات میکنن برزیلیا که اونم لغو میشه !

 .

.

.

.

میدونستین آیا مـِریخیا وختی پاشون پیچ می خوره ، زمین نمی خـورن
مــــــِـریخ میـخــــــــــورن !

 .

.

.

.

روایت داریم تو اون دنیا موضوع انشا میدن :
زندگی خود را چگونه گذراندید ؟
ایرانیان مینویسند : پشت کامپیوتر منتظر نشسته بودیم دانلود شه

 .

.

.

.

سلام
روی صحبتم با اون دسته از عزیزانی هست که موقع تخته نرد بازی کردن چایی میخورن !
آقا ، خانوم !
موقع تخته نرد بازی کردن چایی نخور !
بنده دیشب به جای قند تاس رو میل کردم !

 .

.

.

.

تو مترو موقع حرف زدن با تلفن ٬ دور و بریام یه جوری با دقت گوش میکردن که یه لحظه خواستم بزنم رو اسپیکر

 .

.

.

.

ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮔﺎﻭ ﭘﺎﺵ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﻠﻨﺪ ، ﺷﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﺎﺭﻩ !
ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﮔﻪ ﺗﺎ ۳ ﺭﻭﺯ ﮔﺎﻭ ﻧﺘﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﺑﮑﺸﯿﺪ !
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺸﻨﻮﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﮔﺎﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ !
ﮔﺎﻭ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﮐﺘﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ . . .
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﺑﺎﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺑﺪﻭ ﺑﺪﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﮔﺎﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ، ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﺑﺎﯾﺴﺖ !
ﺑﺎﺯ ﮔﺎﻭ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎﯾﺴﺘﻪ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ !
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﭘﺎﺷﯽ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻤﻮﻡ ﺑﺸﻪ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺭﻭ ﭘﺎﺕ ﻭﺍﯾﺴﯽ ﺩﺍﻣﭙﺰﺷﮏ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﯽ
ﮔﺎﻭ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺯﻭﺭ ﭘﺎ ﻣﯿﺸﻪ ، ﺻﺒﺢ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﺭ ﻃﻮﯾﻠﻪ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ !
ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ ﮔﺎﻭ ﺭﻭ ﭘﺎﺵ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩ ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﯾﻢ ، ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﻭ ﺑﮑﺸﯿﺪ
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ : ﺧﻮﺩﺗﻮ ﻧﺨﻮﺩ ﻫﺮ ﺁﺷﯽ ﻧﮑﻦ

 .

.

.

.

تو میوه فروشی دیدم نوشته شلیل مجلسی
.
.
.
مگه شلیل اسپورت هم داریم ؟

 .

.

.

.

اینو دیگه همه میدونن !
ینی اونایی که نمیدونن بدونم که تک پیامک همه ی زندگیه منه !
به همین وب قسم همه حرفای این تو راسته !
کیبورد بعضی وختا دروغ میگه اما این حرفا دله *_*
عباص فیتـ تتلو – پسته در رفته

 .

.

.

.

یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد ، اگه وسط روز میومد روزی ۲ یا شاید ۳ تا اختراع رو تو کارنامم  داشتم !

 .

.

.

.

ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﻭﻣﺪﯼ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﻣﺠﺮﺩﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺮﺩ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﭘﯿﺮﯼ : ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺎﺕ ﻟﺐ ﮔﻮﺭﻩ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ !
ﺍﻭﻥ ﺩﻧﯿﺎ : ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻏﻠﻄﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﮑﻨﯽ ﮔﻤﺸﻮ ﺑﺮﻭ ﺟﻬﻨﻢ !
ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻏﻠﻄﯽ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﮑﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﻧﯿﺴــﺖ

 .

.

.

.

پسر نوح با بدان بنشست ، بلند شد .
دوباره بنشست بلند شد . هی بنشست بلند شد .
هیچی دیگه سری آخر عضله چهار سر رونش گرفت مجبور شد تا تهش بشینه

 .

.

.

.

تو چراغ قرمز واستاده بودم یه پسربچه حدود ۸یا۹ ساله اومد طرفم از این دعاهای آیت الکرسی بفروشه با دستم اشاره کردم نمیخوام. کلی اصرار کرد گفتم لازم ندارم. دیدم یه آهِ جان سوزی کشیدُ از کنارِ ماشینم رد شد. یهه آهی کشید که از آهِ یه مردم غمگین تر بود….
خیلی ناراحت شدم بخدا. صداش کردم گفتم یه لحظه بیا. خواستم همه دعاهاشو بخرم. گفتم دونه ای چند گفت ۱۰۰۰٫ کیفمو برداشتم دیدم ۵۰۰تومن تهِ کیفم بود فقط
تا آهِ بعدیشو نشنوم چراغ سبز شد گازشو گرفتم رفتم:|

 .

.

.

.

دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم ! بیرونش مازاراتی بود توش اما مثل ۲۰۶ بود ! ناخوداگاهم از داخل مازاراتی تصویر نداشت ، تصویر ۲۰۶ پخش کرد

 .

.

.

.

یکی ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ ، ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺍﺯﻡ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ

 .

.

.

.

زمان ما سرسره های آهنى و داغ و زخم شدن پا با لبه هاش و تهش هم پرتاب شدن رو قلوه سنگهاى پارک بود . . .
سرسره هاى بچه هاى الان مشقاشونم مینویسه !

 .

.

.

.

عمیقا شرمنده دزدی خواهم بود که روزی کیف مرا بزند !

 .

.

.

.

اصولن دعوت مهمون برای ما حکم میزبانی بازی های المپیک رو داره !
کل زیر ساخت هـای خونمون دچار پیشرفت های چشمگیـری میشـه

 .

.

.

.

مهماندارای هواپیمای ایرانی چقدر قیافه میگیرن
بابا خلبانی مگه ؟
چایی وردار بیار ! >_<

 .

.

.

.

دیروز رفتم دندونپزشکی اینقدر بی حسی زد که یه چشمم اصن نمیدید ، ارتباط با دست راستم قطع شده بود و کلا سه وَرَم قطع نخاع شد ؛ اونوقت این دندون لامصب هنو حس داشت ، وقتی میخواستن دندونم رو بکشن پدر جدم اومد نوک دماغم !
بی حس که نشد هیچی فک کنم احساساتیش کردن !

 .

.

.

.

میگن سوالای تستی تو بهشت ، همشون گزینه ی ” نمیدانم ” هم دارن .

 .

.

.

.

ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻣﺮﺍﺳﻤﯽ ﻣﺜﻞ ﺗﻮﻟﺪ ﯾﺎ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻗﺼﻪ !
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ !
ﺟﻔﺖ ﺩﺳﺘﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ﻣﯿﮑﺸﯽ ، ﻓﺮﺵ ﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﯽ ، ﻃﺮﻓﻮ ﺭﻭ ﻓﺮﺵ ﺍﺳﮑﯽ ﻣﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ ؟
ﺧﺐ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻗﺼﻪ ﻣﮕﻪ ﺯﻭﺭﻩ ؟! |:
والااااا خخخخخ

(زمزار)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.