جوک

طنز نوشته های کوتاه جدید

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

معلم از دانش اموز میپرسه دیوار بزرگ چین در کجاست دانش اموز میگه در عربستان

*

*

تو مغازه رفته بودم چیزی بخرم
یهو دختره اومد گفت ببخشید اقا سلام خدافظ دارین؟
همه این شکلی شدن ۰_o
یهو دختره گفت ای بابا چرا هیشکی نمیفهمه من چی میگم ؟
های بای منظورمه دیگه …
میگن افق شلوغه
من برم شفق محو شم !

*

*

ﺩﯾﺸﺐ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺧﻮﻧﻪ
ﻧﯿﺴﺖ , ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ…
ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﺗﻮ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﯿﮑﺎﺭ
ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟؟
ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻌﺪ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ !!!
ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻥ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ !
ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺑﺎﺕ ﺍﯾﻨﺎ ۳ ۴ ﻣﺎﻫﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﻓتن

*

*

هر موقع عکس شناسناممو می بینم
می فهمم این ذات آدمه که باید قشنگ باشه …!

*

*

انصافا تخمه ی آفتابگردون
به مراتب با نظم و ترتیب بیشتری نسبت به انار یکجا نشسته
حیف که استعدادش به چشم نیومده

*

*

طبقه بندی ایکیویی/نابغه-باهوش-کم هوش-معمولی-باعقل-بی عقل- کم فهم-نفهم-گیج-پرت-پسر.

*

*

یارو برای بچه شیش ساله ش تـبـلـت خریده بود ، بعد ۲ روز انداخته بود تو وان حموم . . . .
بچشو دعوا نکرده بود که یه وقت تو روحیش تاثیر منفی نذاره . . . .
من سوم ابتدایی بودم خط کش چوبی سی سانتـی بابامو بردم مدرسه ازم بلند کردن . . . .
آقام بعد یه هفته با وساطت های بزرگان فامیل منو راه داد تو خونه

*

*

پشت یه نیسان جمله سنگینی نوشته بود کمرم شکست …
همه دنبال یارن من به دنبال بارم ، فوق لیسانس شهید بهشتی هم دارم …
لامصب گند زد تو انگیزم با این جملش
من دیگه درس نمیخوووونم اصلا !!!

*

*

دیروز داشتم غذا نذری پخش میکردم
یه پیرزنه اومد گفت : خیر از جوونیت ببینی یه غذا بده به من
گفتم : مادر جان غذا تموم شده
گفت : خدا بزنه تو کمرت و رفت…

*

*

یارو چند تا زردالو میخره میکنه تو استینش بعد تو راه چند تا بچه میبینه می گه هرکی بگه تو استینم چیه زردالویی که از همه بزرگتره بهش میدم

*

*

۳ روز میشه پسورد وایرلس رو عوض کردم هیچ همسایه ای تحویل نمیگیره !
دیگه جواب سلامم رو هم نمیدن…
امروز همسایه بقلی داشت به اون یکی میگفت :نامرد گدا نذاشت اون سریاله رو کامل دانلود کنم !!

*

*

پیرمرده دم‌ عابر کارتشو‌ داده به من
میگه موجودی بگیر برام
براش گرفتم ، میگم ۵ هزار تومنه پدر جان
گفت خاک بر اون سرت کنن با این موجودی گرفتنت و رفت

*

*

برایت در رویا هایم گیتار میزنم
.
.
.
.
در واقعیت هنوز گیتار بلد نیستم
اما .میتونم با قوطی برات بندری بزنم

*

*

ﺍﯾﻦ ﮐﻪ شوهرتون ﭘﯿﮑﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ پورشه ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭه
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :
.
.

.

بلهههههه درست حدس زدین
مهم اینه که شوهر داشته باشین

*

*

رفیقم سندتوال داد من چقد تنهام. هیچکسی نیست باهاش حرف بزنم؟
پی ام دادم تا منو داری چرا تنهایی؟ چ خبر؟
گفت: هیچی بابا گغتم ببینم چند تا بیکار تو  ادد لیست دارم زیاد باشن براشون گروه درست کنم
ولی دیدم فقط تویی

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.