بلبل و پروانه

نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یکجا…(لاهوتی)

(شعر و سروده زیبا)

نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یکجا…(لاهوتی)

نشستم دوش من با بلبل و پروانه در یکجا

سخن گفتیم از بی مهری جانانه در یکجا

من اندر گریه ، بلبل در فغان ، پروانه در سوزش

تماشا داشت حال ما سه تن دیوانه ، در یکجا

ز بیم غیر، پی میکنم از من مشو غمگین

اگر بینی مرا با دلبری بیگانه در یکجا

همه اسرار ما را پیش جانان برد لاهوتی

نمی مانم دگر با این دل دیوانه در یکجا

(لاهوتی)

بیشتر بخوانید
که عشق آباد سازد عاقبت ویرانه ی ما را...(نیاز کرمانی)

همچنین ببینید

فاطمیه

(شعر) سینه‌ها مانـده پـر از ناله ی نشنیده هنوز

( شعر برای شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها – اشعار دهه فاطمیه ) حمله …