شعر زیبا

مـن ز روز خلــقت آدم بـلائی گشته ام … (الیار)

( متن ها و اشعار زیبا )
بلائی …
مـن ز روز خلــقت آدم بـلائی گشته ام
با حسیــن از کربلا من کربلائی گشته ام
خون هابیلم به دامن، تیغ حق اندر کفم
فرق سرآغشته بر خونم، طلائــــی گشته ام
درصف یکتا پرستان، همره هابیل و نوح
هم به قــرآن و یـد بیضا، جــلائی گشتـه ام
هان! علمدار صف آزادگان باشد حسین
من ز رنگ خون او، سرخ و سمائی گشتـه ام
من سوار کشتــی حقم، حسیـنش ناخدا
در میــان موجـی ازخون، ماورائی گشتـه ام
ازتبـار ایـل حقـم ز آن شدم الیـــار آن
جان فشانم راه حق را، زآن خدائی گشته ام
الیار (جبار محمدی)

همچنین ببینید

اسیر عشق

(شعر) مهربان من نشد تا مهربان دیگری ست

( اشعار زیبا ) مهربان من نشد … شعر از محمد زهری مهربان من نشد …