شهید رمضان بهرامی کرکوندی

شهید رمضان بهرامی

پاسدار شهید رمضان بهرامی کرکوندی

( فرزند ابراهیم )

طلوع : ۵ فروردین ماه  ۱۳۴۳

عروج : ۱۰ اسفندماه ۱۳۶۲

محل شهادت :  جزیره مجنون ( عملیات خیبر )

ز کاروان شهیدان دهد شهید پیام    که جز مرام حسینی مپوی و راه امام

حیات رهرو حق، در عقیده است و جهاد    گرفت نهضت از این مایه اعتبار و دوام

 شهید رمضان بهرامی

( زندگینامه )

نوزده سال عاشقی، دوازده سال بی‌نشانی!

شهید رمضان بهرامی رزمنده ای که دوازده سال پیکرش روی خاک‌های جنوب ماند.

در پنجمین روز از فروردین ماه سال ۱۳۴۳در روستای سرسبز و باصفا درساحل زاینده رود به نام کَرکِوَند، کودکی پا به عرصه وجود نهاد که پدرش ابراهیم و مادرش سلطنت خانم تولد او را در این ماه به فال نیک گرفتند و به همین مناسبت نامش را رمضان گذاشتند.
خانه‌ کودکی‌ها
رمضان کودکی خود را در خانه ای پشت سر گذاشت که از پنجره های آن گلدسته های مسجد حسینیه نمایان بود و هر روز نسیم روح بخش اذان گوشش را نوازش می داد و گویی از همان کودکی جسم و جانش با یاد و نام خدا آمیخته بود.
هر روز که می گذشت این کودک نو پا رشید و رشیدتر می شد تا به هفت سالگی رسید. در این سال او را برای آموزش به مدرسه ابتدایی امیرکبیر کرکوند فرستادند و او با استعداد خوبی که در کنار خصلت های دیگر اخلاقی داشت، دوران دبستان را با موفقیت پشت سر گذاشت.
دوران ابتدائی
پس از دوره ابتدایی جهت آموزش دوره راهنمایی به مدرسه شهریار رفت و این دوره را نیز با استعدادی که داشت با موفقیت به پایان رساند .در دوره راهنمایی علاقه خاصی به فراگیری آموزش های فنی خصوصاً الکترونیک داشت. به همین منظور قصد داشت به موسسه علم و صنعت اصفهان برود و حتی ثبت نام نیز نمود ولیکن به دلیل تغییر و تحول هایی که به وجود آمد، فرصت مناسبی برای این کار پیدا نکرد ولی دست از تلاش بر نداشت و شخصاً به صورت خود آموز به کارهای فنی پرداخت که ساخت یک دستگاه رادیو یک موج ترانزیستوری در این دوره بیانگر تلاش واستعداد اوست.
انشاء روی کاغذ سفید
این علاقه در دوره‌های بعد نیز که در جبهه‌های جنگ حضور داشت در نقشه‌هایی که از قسمت‌های الکترونیکی تانک و نفربر تهیه کرده بود به چشم می خورد . بنابر روایت همکلاسی های دوران راهنمایی، رمضان حافظه و استعداد خوبی داشت برای مثال روزی در کلاس انشاء از روی کاغذ سفید و فی البداهه انشایی را خوانده بود که مورد تشویق معلم نیز قرار گرفته بود.
خصلت‌های اخلاقی
همانطور که آرزوی پدر و مادرش بود او دارای خصایل اخلاقی نیکویی بود و همیشه با مهربانی و چهره ای بشاش با دیگران برخورد می کرد و هنوز چهره مهربانش در یادها باقی است. اوصادق، کم حرف، مردعمل ، قانع، مقید به سادگی، شجاع و با ایمان بود. و در واقع  شخصیت وی از گفته ها، شنیده‌ها و نوشته‌ها شکل نگرفته بود.
اعزام به جبهه
بلکه همانطور که از ابتدای زندگی و تولد او آشکار است، شخصیتش از فروغ الهی که در قلب خود احساس می کرد شکل گرفته بود .با شروع فعالیتهای بسیج  عضو بسیج گردید تا بتواند در خدمت بیشتر به مردم موثر باشد.
و در این زمان به مطالعه متون اخلاقی، فنی و حتی عرفانی علاقه خاصی نشان می داد. و روز به روز عقیده مذهبی موثری در وجودش شکل می گرفت و همین عقیده باعث شد تا با شروع جنگ جزء اولین گروه اعزامی از کرکوند به جبهه‌ها به همراهی شهید حبیب اله بهرامی باشد.
در مرحله بعدی اعزام نیز مجددا به همراه پسر دایی شهیدش ،  احمد بهرامی به جبهه رفت که پس از شهادت شهید احمد بهرامی در چزابه ، به طور مرتب در جبهه حضور داشت و در عملیات ها ی فتح بستان، رمضان و خیبر  شرکت داشت و کمتر به مرخصی می‌آمد .
در جبهه نیز بی ریایی و گمنامی و راز و نیاز با معبود و تلاوت قرآن و برپایی نماز شب از خصایص همیشگی او بود .
خصلت‌های شهید در جبهه های نبرد
همرزم شهیدش شهید اکبر رفیعی روایت می کرد : «او همیشه تحت سخت ترین شرایط و زیر رگبار گلوله ها و آتش باریهای دشمن نمازش را با کمال آرامش می خواند و نمازهای ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشاء را بصورت جدا گانه می خواند تا همیشه دربین نمازها با وضو باشد و مدت بیشتری را با خدای خویش خلوت کند.
شجاعت یکی دیگر از خصایل بارز او بود و با وجود اینکه عضو تیپ زرهی لشگر امام حسین ( ع) بود بطور داوطلبانه مسئولیت های سخت همچون رانندگی نفربر و عضویت درگروه تخریب را بر عهده می گرفت و سرانجام در عملیات خیبر ، هنگامی که داوطلبانه عضو گروه تخریب شده بود به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
پس از دوازده سال بی نشانی
پیکر مطهرش در شلمچه کنار دیگر شقایق های گمنام مدفون بود و پس از ۱۲ سال جسد او شناسایی و به زادگاهش انتقال یافت و در مردادماه ۷۴ با حضور پر شور مردم در جوار امامزاده حلیمه خاتون در کنار برادر شهیدش علی  به خاک سپرده شد.
همچنین در نامه ای دیگر در تاریخ ۸/۷/۶۲ خطاب به خانواده خود می نویسد : « اکنون که ماه محرم نزدیک است امیداوارم تلاش کنید که بیشتر امام حسین (ع)  را بشناسید و با نهضت عظیم او آشنا شوید اگر بر حسین می گریید به خاطر اتصال روحتان با روحیه امام حسین (ع) باشد .به خاطر ظلمی باشد که دشمنان به اسلام و فرزند پیامبر نمودند .»
عاشق و دلسوخته 
می توان گفت شهید رمضان بهرامی عاشق پاک و دلباخته ای بود که پیوسته در دلش آرزوی دیدار الهی زبانه می‌کشید و در دل او سوز و بارقه الهی تابیده بود و سالها در سوز و گداز عشق به خدا می سوخت . او همچون مرغ در بند ، عاشق پرواز بود و آرام و قرار نداشت.
او مصداق یک انسان عاشق خدا بود و می توان گفت اسطوره اخلاق و ایثار و در این راه با نهایت ایثار متواضعانه تمام تلاش خود را بکار می بست و هیچ گاه از خستگی و مشقات راه سخن به زبان نمی آورد . او با صراحت و شجاعت از مواضع الهی خود دفاع می کرد و مشکلات را پشت سر می گذاشت .

دستخط شهید رمضان بهرامی

دستخط شهید رمضان بهرامی

( با سپاس از خانواده محترم شهیدان رمضان و علی بهرامی )

( با هماهنگی پایگاه مقاومت بسیج منتظران شهادت شهر کرکوند )

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.