گل زیبای بهاری

سلسلــه در سلسلـه پیوسته ای … (الیار)

( شعر عاشقانه )
ای نگار …
سلسلــه در سلسلـه پیوسته ای
زلــف خــودت بردل مــن بسته ای
با همــه زیبــایی و ناز و جمـــال
مجمــعی از هـر گـل و گل دسته ای
نوگلـــی از بـاغ ازل بــــوده ای
از همــه نقصــان و خطــا رستــه ای
شهــره ی شهری و شــه با وقار
شـــاهد مــه رویـی و نـی خستـه ای
با لب خنـــدان چــو بیـایی برم
رو بـری از هـر گـل و هـر پستـه ای
خـانـه ی دل بر تو تکــانیــده ام
تا که در آیــی کـه تـو بر جستـه ای
بهــر شکـــار دل من در کمین
وه! بـه چـه نـازی کـه تو بنشسته ای
می بری از مخزن جان، جام دل
وه! که چــه دزد قــدم آهستـــه ای
ای دل الیــــار مـــلامـــت زده
دست خود از شوق، زجان شسته ای
الیار (جبار محمدی)

<< بیشتر بخوانید  بهار میرسد اما ز گل نشانش نیست (دلنوشته)

همچنین ببینید

فاطمیه

(شعر) سینه‌ها مانـده پـر از ناله ی نشنیده هنوز

( شعر برای شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها – اشعار دهه فاطمیه ) حمله …