گل زیبا - اشعار -دلنوشته

تک بیت هایی زیبا و ناب از صائب تبریزی

( اشعار زیبا و عارفانه )

تک بیت هایی زیبا و ناب از صائب تبریزی

گر محتسب شکست خم میفروش را
دست دعای باده پرستان شکسته نیست

*

*

از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق
ابروی قبله را خبری از اشاره نیست

*

*

حضور خاطر اگر در نماز معتبرست
امید ما به نماز نکرده بیشترست

*

*

از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم

*

*

ای گل شوخ که مغرور بهاران شده‌ای
خبرت نیست که در پی چه خزانی داری

*

*

دلم به پاکی دامان غنچه می‌لرزد
که بلبلان همه مستند و باغبان تنها

*

*

تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
تا پس از مرگ ترا شمع مزاری باشد

*

*

شاه و گدا به دیدهٔ دریادلان یکی است
پوشیده است پست و بلند زمین در آب

*

*
آن که گریان به سر خاک من آمد چون شمع
کاش در زندگی از خاک مرا بر می‌داشت

*

*

طومار زندگی را، طی می‌کند به یک شب
از شمع یاد گیرید، آداب زندگانی صائب تبریزی

نیست پروا تلخکامان را ز تلخی های عشق
آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

*

*

عیش امروز علاج غم فردا نکند
مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح

*

*

به مستی بی‌طلب بوس از دهان یار می‌ریزد

ثمر چون پخته گردد خودبخود از دار می‌ریزد

*

*

پرده مردم دریدن عیب خود بنمودن است

عیب خود می‌پوشد از چشم خلایق عیب‌پوش

*

*

جام جم آیینه‌دار کاسهٔ زانوی ماست

ما چو طفلان هر طرف بهر تماشا می‌رویم

 *

*

در مجالس حرف سرگوشی‌زدن با یکدگر

در زمین سینه‌ها تخم نفاق افشاندن است

 *

*

شاه و گدا به دیده دریادلان یکی است

پوشیده است پست و بلند زمین در آب

 *

*

شاهی که بر رعیت خود می‌کند ستم

مستی بود که می‌خورد از ران خود کباب

 *

*

عشق را با هردلی نسبت به قدر جوهر است

قطره بر گل شبنم و در قعر دریا گوهر است

*

*

عیش امروز علاج غم فردا نکند

مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح

 *

*

فکر شنبه تلخ دارد جمعه اطفال را

عشرت امروز بی‌اندیشه فردا خوش است

 *

*

گردش چرخ، بد و نیک ز هم نشناسد

آسیا تفرقه از هم نکند گندم و جو

 *

*

مُهر زن بر دهن خنده که در بزم جهان  

سر خود می خورد آن پسته که خندان باشد   

*

*

آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش   

در خزان،هر برگ چندین رنگ پیدا می کند

*

*

عالم از افسردگان یک چشم خواب آلود شد   

کو قیامت تا برانگیزد جهان خفته را؟

*

*

هر چه رفت از عمر،یاد آن به نیکی می کنند   

چهره ی امروز در آیینه ی فردا خوش است

*

*

دزدی بوسه عجب دزدی خوش عاقبتی است 

که اگر بازستانند، دو چندان گردد!!

*

*

از عزیزان رفته رفته شد تهی این خاکدان

یک تن از آیندگان،نگرفت جای رفتگان

*

*

دود اگر بالا نشیند، کسر شآن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد،گر چه او بالا تر است

*

*

کو دیده ی یعقوب که بی پرده ببیند

صد قافله از مصر به یکباره رسیده !

*

*

کاهش و افزایش این نشآ با یکدیگر است

می خورد افیون تو را،چندان که افیون می خوری

*

*

لب نهادم به لب یار و سپردم جان را

تا به امروز بدین مرگ نمرد است کسی

*

*

در غم آباد فلک،رخنه ی بیداری نیست

چشم تا کار کند حلقه ی دام است اینجا

*

*

سردی دوران به من دست و دلی نگذاشته است

ور نه دستی در هنر دارم تماشا کردنی

*

*

بحر تا سیلاب را صافی نسازد،بحر نیست

هر که ما را در جوانی پیر سازد،پیر ماست

*

*

شوق، چون پا در رکاب بی قراری آورد

می توان با اسب چوب از آتش سوزان گریخت

*

*

بخیه کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست

خنده می آرد همی بر هرزه گردی های من

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.