باران

باران که شدی مپرس این خانه کیست … (شعر باران)

(شعر و دلنوشته)

باران که شدی مپرس این خانه کیست … (شعر باران)

باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
سقف حرم و مسجد و میخانه یکی ست

باران که شدی پیاله ها را نشمار
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی ست

باران! تو که از پیش خدا می آیی
توضیح بده عاقل و فرزانه یکی ست

بر درگه او چون که بیفتند به خاک
شیر و شتر و رستم و موریانه یکی ست

با سوره ی دل اگر خدا را خواندی
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکی ست

این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکی ست

این بی خردان، خویش خدا می دانند
اینجا سند و قصه و افسانه یکی ست

از قدرت حق هرچه گرفتند به کار
در خلقت تو و بال پروانه یکی ست

گر درک کنی خودت خدا می بینی
درکش نکنی کعبه و بتخانه یکی ست
( شاعر: نامشخص)

۹ نظر

  1. دوست عزیز فکر میکنم این شعر از حضرت مولانا باشه.موفق باشید

  2. شهر باران متعلق به مولاناست, مومن!

  3. این شعر از مولانا نیست زبان و بیان مولانا کاملا خاص است

  4. سلام. بنظرم شعر باران از مولانا باشد

  5. شعر از حضرت مولانا هست و کاملاً درسته که بیان مولانا خاص است.

  6. شعر باران که شدی از حضرت مولانا است و متاسفانه شهریار بخشی از این شعر رو نادرست خونده.
    *بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست*

    *از قدرت حق,هرچه گرفتند به کار در خلقت حق,رستم و موریانه یکیست*

  7. این شعر بی نظیر از شاعر جوان و گرانمایه ، جناب آقای مهدی مختار زاده می باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.