مهدی جان بیا

به گلبانگ پریشان داده ام دل … (حزین لاهیجی)

( اشعار در مدح امام زمان عج )

به گلبانگ پریشان داده ام دل  … (حزین لاهیجی)
من آن غارتگر جان می پرستم
غم جان نیست جانان می پرستم

برآمد گر چه از پروانه ام آه
هنوز آتش عذاران می پرستم

دمید از تربتم صبح قیامت
همان چاک گریبان می پرستم

سرم سودای جمعیّت ندارد
من آن زلف پریشان می پرستم

بگلبانگ پریشان داده ام دل
خروش عندلیبان می پرستم

بچشمم در نمی آید صف حور
من آن صفهای مژگان می پرستم

«حزین» از کوری خفّاش طبعان
من آن خورشید تابان می پرستم

در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
مستی است که در میکده مدهوش فتاده

غارتگر جمعیت دلهاست ببینید
زلفی که پریشان به برو دوش فتاده

مأیوس مکن چشم براهان چمن را
از شوق تو گل یک چمن آغوش فتاده

کو صاحب هوشی که کند فهم سروشم؟
کار سخنم با لب خاموش فتاده

کو عشق که از داغ چراغی بفروزم
بختم چو شب هجر، سیه پوش فتاده

فکر تو خموشی است «حزین» از سخن عشق
این کهنه شرابی است که از جوش فتاده

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.