پیامک عاشقانه

سری ۴۳ اس ام اس و پیامک عاشقانه

( عاشقانه ترین جمله های پیامکی )

سری ۴۳ اس ام اس و پیامک عاشقانه

سال‌هاست رفته‌ای و من

هنوز به خودم می‌لرزم

درست مثلِ شاخه‌ای که چند لحظه قبل

پرنده‌اش پریده باشد!

خرابِ آبادیِ چشم‌های تواَم

پلک بزن

از نو بنا شوم!

به رسیدن فکر نمی‌کنم

به تو فکر می‌کنم

و می‌رسم.

 

چه می‌کنی باد!

عطرِ مووهاش را جای دیگری بپاش

این خانه، خودش ویران است!

همیشه همین است:

من به تکاپوی رسیدن

تو به انتظار چیده شدن

و نهایت

نرسیده و رسیده به خاک افتادن!

مهم نیست این در

به کدام پاشنه می‌چرخد،

مهم تویی

که نه می‌آیی، نه می‌روی!

عاشق که باشی

می‌توانی چشم‌هایت را ببندی

و پرنده‌گان

جای تو حرف بزنند

مثل این شعر

که دارد جای من برایت آواز می‌خواند!

تن‌َت

به دشتِ گل‌های وحشی‌ می‌ماند:

معطَّر و ناشناخته.

بوسه‌ام

هرجا که می‌نشیند

پروانه‌ای از خواب می‌پرد!

نیا !

تو اگر بیایی

دیگر کسی مرا نمی‌خواند.

مردم که احمق نیستند،

خوبْ فرقِ اصل و بَدَل را می‌فهمند!

تو

در تمامِ زبان‌ها

ترجمه‌ی لب‌خندی،

هرکجای جهان که تو را بخوانند

گُل از گُلِ‌شان می‌شکفد.

نوشته های رضا کاظمی

شده‌ام شبیه ایستگاهی متروک،

که قطارها هنوز نرسیده؛ خط عوض می‌کنند!

کنار دست‌مان گلی به شوق پَر می‌ریخت وُ،

ما نگاه‌مان به دورها بود…

ای عشق!

برای نجاتِ جهانْ کفایت نمی‌کنی دیگر…

 

به ماه می‌مانی:

در برکه نزدیک وُ، در آسمان دور

رفته‌ای وُ، در دلَ‌م انگار؛

هر روز کسی مرا زخم می‌زند!

آدم است دیگر!

گاهی مثل ماهیِ درون تُنگ،

فکر می‌کند خانه‌اَش دریاست!

کسی چوب لای چرخ زمین بگذارد،

داریم تمام می‌شویم!

ماهِ تمام،

قرصِ نانی‌ست در دهانِ تاریکِ آسمان؛

و سهمِ من: هیچ!

فراموش نمی‌شوند خاطره‌ها،

مثل اولین سیلیِ پدر؛ به‌وقتِ چشیدنِ لذتی ممنوع

از راه که می‌رسی انگار

گله‌ای اسبِ وحشی

در دل‌اَم تاخت می‌کنند!

نوشته های رضا کاظمی

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.