شعر

هیـچ جـز یـاد تـو، رویای دلاویـزم نـیست (مشیری)

(دلنوشته های زیبا)

هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست … (فریدون مشیری)

هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست

!هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست

عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه!

دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست.

نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ،

شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست

تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست

کـار با هـستی ِ از دغـدغـه لـبریـزم نـیست

بخـت آن را کـه شـبی پـاک تـر از بـاد ِ سـحر

بـا تـو ، ای غـنچه نشکـفـته بـیامیـزم نـیست

تـو بـه دادم بـرس ای عـشق ، که با ایـن هـمه شـوق

چـاره جـز آنکـه به آغـوش تـو بگـریـزم نـیست

زیبا و شاعرانه

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.