زندگی زیباست

زندگی زیباست (سری ۹)

( متن زیبا )

زندگی زیباست … (سری ۹)

مروارید غلطانیست زندگی ،
گل زردیست به نام غم ، به نام اشک ،
آئینه شکسته ایست به نام دل ،
و بلاخره فریاد بلندیست به نام آه ،
کاش می دانستیم زندگی کوتاهست ،
کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم ،
کاش قلبی را برای شکستن انتخاب نمی کردیم ،
کاش همه را دوست می داشتیم ،
کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم ،
کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه و داغ را نمی دید ،
کاش دلهایمان دریائی می شد ،
کاش می فهمیدیم زندگی زیباست و لذت میبردیم تا بی نهایت ،
کاش میدانستیم که ما نمیدانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد ،
کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده وجود نداشت

*

*

*

عشقم زیباست این زندگی با تو ، فقط با تو
زیباست لحظه های عاشقی ، با تو ، تنها در کنار تو
زیباست لحظه غروب ، با تو ، فقط به یاد تو
آن لحظه که با تو هستم ، بهترین لحظه زندگی ام است
که دلم نمیخواهد آن لحظه بگذرد
دلم میخواهد آن لحظه که در کنار تو هستم هیچگاه به پایان نرسد
زیباست این زندگی در کنار تو ، فقط با عشق تو
زیباست لحظه ای که در زیر باران قدم میزنم ، یا با تو و یا به یاد تو
این لحظه ها عاشقانه تر از همیشه میگذرد ، چون با تو و به یاد تو هستم
خوشبخت است این قلب عاشق من ، چون تنها تو را دوست دارد
تنها تو را ، فقط تو را ،

*

*

*

از رشد بقیه لذت ببر،
مثل اینهایى نباش که لذتشان محدود است به چارتا پیروزى ساده خودشان،
اینها، همونهایى هستند که با دیدن رشد بقیه دچار ورم حسادت میشوند،
از اینها نشو!
قلبت را وسیع کن،در این عالم براى ارتفاع گرفتن همه، جا هست!

هر چند همه نمیخواهند هزینه رشدشان را بدهند!
در این دنیا یا “مفید” اى،یا
راستش دیگه مهم نیست چه نامى بدهم بهت: مضر؟ بی فایده؟
توانگرى همینهاست: از خودت به کم راضى نباش، تو را براى امور بزرگ آفریده است؛ بزرگ بیندیش

ان الله یحب معالى الامور
خدا کارهاى بزرگ را دوست دارد…

*

*

*

زندگی زیباست

*

*

*

سر تا پایم را خلاصه کنند می شوم “مشتی خاک”
که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه
یا “سنگی” در دامان یک کوه
یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس
شاید “خاکی” از گلدان‌
یا حتی “غباری” بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند : برای” نهایت” برای” شرافت” برای” انسانیت”
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای : ” نفس کشیدن ” ” دیدن ” ” شنیدن ” ” فهمیدن ”
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام : برای” قرب ” برای” رجعت ” برای” سعادت ”
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده: به” انتخاب ” به” تغییر ” به” شوریدن ” به” محبت ”
وای بر من اگر قدر ندانم…

*

*

*

کتاب “جای خالی سلوچ” محمود دولت آبادی را ورق می زدم. جایی از کتاب نوشته بود :

“روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد.

زمستان هم تمام می شود، بهار می آید”.

دیدم گوشه ی همین صفحه نوشته ام :

“از یک جایی به بعد، حال آدم خوب نمی شود”

حرفم را پس گرفتم، خط زدم جمله ی خودم را. اصلأ همانی که دولت آبادی گفته…

از یک جایی به بعد

آدم

آرام می گیرد،

بزرگ می شود،

بالغ می شود،

و

پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمی گردد، قبول می کند گذشته اش را، انکار نمی کند آن را، نادیده اش نمی گیرد، حذفش نمی کند، اجازه می دهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند.

حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر.

یاد می گیرد زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است، قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند…

همه ی اینها را که فهمید یک آرامشی می آید می نشیند توی دلش،

توی روح و روانش.

اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته:

اصلا از یک جایی به بعد

حال آدم

خوب می شود …..

*

*

*

زندگی زیباست

*

*

*

برخی از ما هرگز زندگی نمی کنیم بلکه همیشه در انتظار زندگی هستیم.
ما بجای اینکه همین امروز خوشحال باشیم، به امید یک آینده خوب و خوش نشسته ایم و به همین خاطر امروزمان را از دست می دهیم.
ما وقت بیشتر می خواهیم، پول بیشتر می خواهیم، شغل بهتر می خواهیم بازنشستگی می خواهیم، مسافرت و تعطیلات می خواهیم…
و امروز برای همین از دست خواهد رفت و ما به این مسئله اصلا توجهی نمی کنیم.
مهم نیست در آینده چه چیزی پیش می آید.
اگر امروز می توانی غذا بخوری از نور خورشید تابان لذت ببری و با دوستانت بگویی و بخندی پس خدا را شکر کن و از امروزت لذت ببر.
به خاطرات بد گذشته نگاه نکن و نگران آینده نباش.
تو فقط در این لحظه، از زنده بودن خود مطمئنی، پس این شانس بزرگ را از دست نده و قدر آن را بدان.

*

*

*

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید.
اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید.
پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.

*

*

*

هیچکس را در زندگی مقصر نمی دانم…
از خوبان “خاطره” و از بدان “تجربه”میگیرم…! بدترین ها “عبرت” میشوند…!
وبهترین ها “دوست”

حرف اشتباهیست که میگویند با هر کس باید مثل خودش رفتار کرد.
اگر چنین بود!!!
از منیت و شخصیت هر کس چیزى باقى نمیماند.
هرکس هر چه به سرت آورد فقط خودت باش. اگر جواب هر جفایى بدى بود،
داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب بود.
اگر نمیتوانى آدم خوبه‌یِ زندگی کسى باشى،
اگر براى یاد دادن تنها همان خوبى‌هایى که خودت بلدى ناتوانت کردند،
اگر همان اندک مهربانیت را از بر نشدند،اگر خوبى کردى و بدى دیدى، کنار بکش!!!
اما بد نشو…
زیرا این تنها کاریست که از دستت بر میاید. مهم نیست با تو چه کردند.
تو قهرمان زندگی خودت بمان تو آدم خوبه‌ى زندگی خودت باش
با وجدانت آسوده بخواب. سرت را پیش خدایت بالا بگیر.
و بخاطر همه چیز شاکر باش …

*

*

*

زندگی زیباست

( زمزار)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.