شعر خدا

سخنان زیبا درباره خداوند

(جملات و متن های زیبا در مورد خداوند)

سخنان زیبا درباره خداوند

کوله بارم بر دوش ٬

سفری می باید ٬ سفری تا

ته تنهایی محض

هر کجا لرزیدی ٬ از سفر ترسیدی

فقط آهسته بگو :

من خدا را دارم

*

*

خـدا جونم

دارم برای خوب شدن خودم

لحظه شماری میکنم

دلم میخواد همونے بشم که میخوای

کمکم کن….

*

*

خدایا…

گاهے دنیا و نامرادی هایش دلم را به درد مےآورد..

اما برق امید به تو از چشمانـم نمےرود،

خوب مےدانم هوای دلـم را داری

وقتے تو را دارم، غمے نیسـت..

*

*

پروردگارا…

ڪولہ بار تمنـــــایم خالیست

و مـــوج سخاوت تـــو همچنان جاری.

نمے ایستم از حـــــرکت

تا باران مهــــربانیت نایستد.

الــــهی بہ امیــــد خودت

*

*

خدا تنها امیدیست ڪہ

وقتے همہ رفتند مےماند

وقتے همہ تنهایت گذاشتند

محرمت مے شود

وقتے همہ تنبیهت کردند،پناهت مے شود…

*

*

دعا میڪنم زیر این سقف بلند

روے دامان زمیــن

هر ڪجا خستہ و پرغصه شدے

دستــے از غیب به دادت برسد

و چــہ زیباست

ڪه آن دست ، “خدا” باشد و بس…

*

*

فقط گوشه چشمــی از نگاه خدا

براے خوشبختی همہ

انسانها ڪافیست

ایـن نگاه را برایتان آرزو میڪنم …

*

*

خدا تنها امیدیست ڪہ

وقتے همہ رفتند مےماند

وقتے همہ تنهایت گذاشتند

محرمت مے شود

وقتے همہ تنبیهت کردند،پناهت مے شود…

*

*

پروردگارا…

ڪولہ بار تمنـــــایم خالیست

و مـــوج سخاوت تـــو همچنان جاری.

نمے ایستم از حـــــرکت

تا باران مهــــربانیت نایستد.

الــــهی به امیــــد خودت

*

*

وقتے به دلت میفتـه کہ برگردی..

وقتے شوق پیدا مےکنے برای ترڪ گناه

همش کار خداسـت

مگہ میشـہ خدایے که شوق توبه

رو به دلت انداخته،

نبخشـه؟!

*

*

اگـہ کاری رو برای خـدا انجام می دی..

دیگہ لزومے نداره بقیه بفهمن

*

*

هیچ اتفاقے اتفاقے نیست

کم کم خـــدا تو رو به هر چیزی

که صلاحته میرسونه

تو فقط راه حق و ادامه بده و کم نیار

*

*

خـــــدای جانم..

همیشه برای شنیدن حرفهایمان

وقت داری همیشه در دسترسے

بدون خاموشے

من به مهربانیت دلخوشم

خـودت هوای ما را داشته باش

*

*

نوشته پشت یک اتوبوس در اروپا

چاقو اسماعیل را نکشت

آتش ابراهیم را نسوزاند

نهنگ یونس را نخورد

دریا موسے را نبلعید

با خدا باش تا نگهبانت باشد

*

*

خدای جانم..

گاهے زرق و برق دنیا مرا مے فریبد…

مثال کودکے مےشوم کہ

با دیدن اسباب بازی های مغازه ای

دست مادرش را رها مےکند

نگذار رنگ و لعاب دنیا فریبم دهـد مهربانـم..

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.