تنهایی

دلنوشته هایی درباره تنهایی

( متن های پیامکی عاشقانه )

دلنوشته هایی درباره تنهایی

به کسی که تنهام گذاشت بگید

این تو بودی که باختی نه من

من کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

اما تو کسی رو از دست دادی که عاشقت بود

*

*

نه راهِ پس دارم

نه پیش !

به تنهایی خود آویزانم . . .

*

*

وقتی دلم به درد میاد و کسی نیست به حرفهایم گوش کند،

 وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته است،

وقتی احساس می کنم دردمند ترین انسان عالمم… وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شوند…

 و کسی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند… وقتی تمام عالم را قفس می بینم…

بی اختیار از کنار آنهایی که دوسشان دارم.. بی تفاوت می گذرد…

*

*

باید کسى را پیدا کنم

که دوستم داشته باشد!

آنقدر که یکى از این شب هاى لعنتى،

آغوشش را براى من و یک دنیا خستگىام بگشاید…

هیچ نگوید…

هیچ نپرسد…

فقط مرا در آغوش بگیرد…

بعد همانجا بمیرم…

تا نبینم روزهاى آینده را…

روزهایى که دروغ مىگوید!!!

روزهایى که دیگر دوستم ندارد!!!

روزهایى که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد!!!

روزهایى که عاشق دیگرى مىشود….

*

*

میشه تنهایی بازی کرد

میشه تنهایی خندید

میشه تنهایی سفر کرد

ولی خدایی خیلی سخته تنهایی

تنهایی را تحمل کرد …!

*

*

بعضی از تنهایی ها درمان ندارد

پوک می کند

تکه هایی از وجودمان را حذف می کند!

بعضی از تنهایی ها فقط یک درمان دارد

که باشد

بیاید

بماند

*

*

وقتی که احساس تنهایی می‌کنید و به تنگ آمده اید، احتمال آن که انتخاب‌های ضعیف تری بکنید، بالا می رود.

استیصال برای دوست داشتن، آدم را به کجا که نمی‌کشاند.

*

*

تنهایی آدم ها، بزرگ است خیلی بزرگ،

شاید هم به وسعت یک دریاست،

اما!

برای پر کردنش

یک لیوان محبت کافیست.

*

*

گرفته

جنگل تنهایی ام را

درد در آغوش ، بیا آتش بزن

قلب مرا از درد راحت کن..

*

*

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان:

خسرو و شیرین

لیلی و مجنون

ویس و رامین

پیر مرد و پیرزن

“تو” و اون

“من: و تنهایی…

*

*

یادت باشد هیچ کس از تنهایی نمی میرد

فقط حرف آمدن که می شود

انتظار آدم را می کشد…

*

*

لعنت به تنهایی که کوه را !

رود می کند….

*

*

یک پیاده رو تقریبا خلوت:

یک مرد، یک زن، یک زوج؛ خوشبختیشان پای خودشان!

یک مرد، یک مرد، یک شراکت؛ سود و ضرررش پای خودشان!

یک زن، یک زن، یک رفاقت؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان!

و انتهای پیاده رو …

یک من، یک تنهایی، یک رنج؛ آخر و عاقبتش پای تو!

*

*

فکر می کردم تنهایی یعنی

من

سکوت

پنجره های خاک گرفته

اتاق خالی از تو

نمیدانستم سنگینی اش بیشتر می شود در ازدحام آدم ها !

*

*

تنهایی کجایی

به هرکس دل بستم

ترکم کرد

انگار منو تو از هم جدایی نا پذیریم… “

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.