دلربا

حیف است از آن نفس‌ که به چون و چرا رود (قاآنی شیرازی)

(اشعار زیبا و آموزنده)

حیف است از آن نفس‌ که به چون و چرا رود (قاآنی شیرازی)

هر جا حکایت از صنمی دلربا رود

از هر زبان بر او همه مدح و ثنا رود

در مسجدی که ساده‌رخی می‌کند نماز

صد دست بر فلک ز برای دعا رود

سر پیش‌ چشم من به حقیقت عزیز نیست

الا دمی که در سر مهر و وفا رود

این پنج روز عمر گرامی عزیز دار

با دوستان بهل که به صدق‌ و صفا رود

چون کس خبر ندارد از اسرار علم غیب

حیف ست از آن نفس‌ که به چون و چرا رود

رویی گشاده دار و لبی بسته تا ز در

بیگانه آید ار به درون آشنا رو‌د

تیرم بزن بکش که خطا نیست مرگ من

مرگ من آن دمست که تیرت خطا رود

بر صورتت مگر در و دیوار عاشقند

کز هرکجا روم هه ذکر شما رود

بر گنج طلعت تو اگر بنگرد گدا

چون از مقابل تو رود پادشا رود

از خاطرم نمی‌رود آن ساق سیمگون

مشکل خیال سیم ز یاد گدا رود

زلفت چو ما نگون و پریشان و درهمست

آشفته روز آنکه تو را در قفا رود

خوابم ز چشم رفت و دل از دست و جان ز کف

بر من ز یک نیامدنت تا چها رود

دور از تو شخص من پر کاهی فزون نبود

وانهم به باد رفت کنون تاکجا رود

مشتاق روی دوست نخواهد به غیر دوست

کان مدّعیست کش سخن از مدعا رود

گر خاک پارس‌ شد همه دریا عجب مدار

زین آبهای شور که از چشم ما رود

*

*

*

میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی فرزند محمدعلی گلشن از شعرای نامدار عهد قاجار است. وی در سال ۱۲۲۳ هجری قمری در شیراز متولد شد، تحصیلات مقدماتی را در همان شیراز گذراند. دیوان اشعار وی بالغ بر بیست هزار بیت است. او کتابی به نام پریشان به سبک گلستان در نثر نگاشت. قاآنی در سال ۱۲۷۰ هجری قمری در تهران وفات یافت و درحرم حضرت عبدالعظیم مدفون شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.