زندگی زیباست

زندگی زیباست (سری ۲۶)

( متن زیبا )

زندگی زیباست … (سری ۲۶)

دعوا کن … ولی با کاغذت

اگر از کسی ناراحتی؛ یک کاغذبردارو یک مداد

هرچه خواستی به او بگویی, روی کاغذبنویس. خواستی هم داد بکشی تنها سایز کلماتت را بزرگ کن نه صدایت را…

آرام که شدی، برگرد و کاغذت را نگاه کن. آنوقت خودت قضاوت کن

حالا میتوانی تمام خشم نوشته هایت را با پاک کن عزیزت پاک کنی

دلی هم نشکانده ای, وجدانت را نیازرده ای. خرجش همان مداد و پاک کن بود, نه بغض و پشیمانی

“گاهی میتوان از کوره خشم پخته تربیرون آمد”

ذهنت را پاکیزه نگه دار….

مگذار چیزی که باعث الودگی ذهن می شود ، وارد گردد…

*

*

*

*
همیشه مادر را به مداد تشبیه میڪردم ڪه با هر بار تراشیده شدن ، ڪوچڪ و ڪوچڪ تر میشود . . .
ولی پدر . . .
یڪ خودڪار شکیل و زیباست ڪه در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میڪند ، خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست . فقط هیچ ڪس نمیبیند و نمیداند ڪه چقدر دیگر میتواند بنویسد . . .

*

*

*

*

کاغذ و خودکارت رو بزار جلوت

آدمهای زندگیت رو یکی یکی بنویس

اضافه کاری داره…خط بزن

حسادت میکنه…خط بزن

خوبیهات به چشمش نمیاد…خط بزن

جنس مخالف رو ترجیح میده…خط بزن

هروقت تنها شد یادت میفته…خط بزن

پشت سرت حرف میزنه…خط بزن

مکث نکن،فقط خط بزن

از این نترس که تنها بشی

تنهایی شرف داره به حضورِ این آدما تو زندگیت

شروع کن …

اضافی ها رو خط خطی کن …

*

*

*

*

پرنده‌هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند، زیرا اعتماد آن‌ها به شاخه‌ها نیست، بلکه به بال‌هایشان است. همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن! همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند. سعی کن استاد تغییر باشی، نه قربانی تقدیر. و هرگز، به خاطر مردم تغییر نکن! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می‌خواهند. مردم شهری که همه در آن می‌لنگند، به کسی که راست راه می‌رود می‌خندند

*

*

*

*

حکایت زن محکم و استوار همیشه دروغ بود ،

هیچ دختر بچه ای برای تبدیل شدن به زنی محکم و استوار زاده نمی شود .

همگی به شاهزاده ای لوس شبیه اند که معصومانه رویا می بافند .

سرنوشت است که آنها را جادوگر ، فتان و دلبر ، و یا زنی قوی و نیرومند میکند .

قول هایی که فقط حرف بودند ،

تقدیرهایی که نیمه کاره ماندند ،

شادی هایی که اتفاق نیفتادند

، مرگ ها ، جدایی ها ،

به انسان نیرو می دهد .

و آن هنگام که رویاهای بافته شده با کارت های بازی چون قلعه ای سنگی فرو میریزد خداوند به انسان نیرو میدهد تا زیر آوار آنها له نگردد .

مادرم زن نیرومندی بود ،

من شیفته ی آن نیرو بودم ،

تصور میکردم که هرگز به مانند او نخواهم شد ، اما متاسفانه شدم .

اگر روزی صاحب دختری شوم

آرزو میکنم به جای زنی نیرومند ، زنی شاد باشد

*

*

*

*

صبح زود هدیه ای زیباست ، از سوی خدا…..

سکوت و تقدسش دست نخورده است.

دلشکنان خوابند و تنها دلشکستگان امیدوار
بر سر سجاده صبح با صاحب بی همتای صبح
به رازگویی نشسته اند…

صبح را دوست میدارم
آنرا ارج مینهم و همچون قطره ای زلال آن را مینوشم تا از شهدش جانی دوباره بگیرم.

دلتان به پاکی صبح
خوشه های افکار بلندتان سبز و ریشه‌ی پاکتان پایدار باد.

و بارش بوسه های خداوند به پای تمام آرزوهای قشنگتون …

*

*

*

*

بدن متولد می شود و می میرد. ذهن متولد می شود و می میرد.
اما تو، نه بدن هستی و نه ذهن. تو چیزی فراتر از این دو هستی!
چیزی که هرگز از بین نمی رود و هرگز متولد نمی شود. تو از ازل در اینجا بوده ای و تا ابد خواهی بود! آن لحظه که چنین احساسی بیابی، زندگی ات از این رو به آن رو خواهد شد.
همه آن چه تا آن لحظه با اهمیت می شمردی بی اهمیت می شود: پول، قدرت، جاه و مقام و همه چیز.
و همه آن چه که قبلا با اهمیت نمی شمردی ناگهان بیشترین اهمیت را پیدا می کند: عشق، همدردی، نیایش و عبادت خداوند. به خاطر داشته باش که در درونت چیزی جاودان نهان است.

*

*

*

*

خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده، سخن می‌گوید، محبت می‌کند، فعال است، زندگی می‌بخشد، تغییر می‌دهد و دگرگون می‌کند.

زنده، می‌بیند، می‌شنود، می‌خواهد و اراده می‌کند.
پروردگار تبارک و تعالی در هر لحظه با مخلوقات خود سخن می‌گوید و از این ‌طریق آنان را پاک و هدایت می‌کند، قدرت و زندگی می‌بخشد و محبت و نوازش می‌کند…
خداوند با (به ظاهر) پست‌ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می‌گوید…
شنیدن این کلام سرچشمه‌ی شور و شادی و لذت و آرامش است. این کلام نیرو دهنده و رهاننده است …

*

*

عاشقانه

( زمزار )

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.