امام موسی

اشعار ولادت امام موسی کاظم (ع)

(اشعار مذهبی)

اشعار ولادت امام موسی کاظم (سلام الله علیه)

شیعه شادی بنما هفت صفر آمده است

شجر پاک ولا باز به بر آمده است

ششمین ماه ولا حضرت صادق(ع) شاد است

شکر حق گوید ودیدار پسر آمده است

بعد دیدار پسر گفت به یاران حضرت

شاد باشید که اشرف به بشر آمده است

خانه ی حضرت صادق شلوغست سه روز

چون زاطعام در آن خانه خبر آمده است

آمده حضرت موسای به کاظم معروف

بهر شیرین شدن غیض شکر آمده است

اهل حاجات بده مژده که غم زائل شد

شادمان جمله ی حاجات که در آمده است

نهمین گوهر عصمت و امام هفتم

صالحان را بنگر نیک که سر آمده است

آمده آنکه شود حبس یه زندان بلا

در ره حق به پذیرفت خطر آمده است

گوی تبریک در این روز به مولا مهدی

آخرین ماه که غائب زنظر آمده است

*

*

*

*

بزم مارا باز آمد عالم آرایى دگر

کز قدومش بزم ما گردیده سینایى دگر

قرنها بگذشته از موسى و شرح رود نیل

آمده اینک به فتح نیل موسایى دگر

صادق آل نبى را داده حّى بى نیاز

از براى تشنگان علم، دریایى دگر

گرچه زهرا را به عالم نیست همتایى، ولى

شد حمیده با چنین فرزند،زهرایى دگر

اى صبا بر گو به زهرا دیده روشن چون خدا

داده بر فرزند تو شمس دلارایى دگر

گر که مریم مام یک عیسى بود، حق از کرم

داده بعد از پنج عیسى بر تو عیسایى دگر

از پى ترویج دین و حفظ قرآن مجید

هادى ما در طریقت گشته مولایى دگر

تاجهان مرده را زانفاس گرمش جان دهد

زد قدم دراین جهان اینک مسیحایى دگر

یوسفى آمد که یوسف هم بود زندانیش

زانکه زندان رفتن او راست معنایى دگر

تا کنداز ریشه بنیاد بنى العباس را

زد قدم امروز انسان ساز فردایى دگر

تا که در عالم به آقایى رساند شیعه را

حق به آقایى خود آورده آقایى دگر

غیر آل للَّه ‏ما را نیست در محشر شفیع

از در دربار آنان پس مرو جایى دگر

در جزا برگ عبور ما به امضاءبسته است

معتبر جز مهر آنان نیست امضایى دگر

گر به تیغى بند بند شیعه را سازى جدا

در سرش جز عشق آنان نیست سودایى دگر

شعر من ران ملخ هست ومن (ژولیده) مور

غیر اینم بر سلیمان نیست کالایى دگر

*

*

*

*

ساطع شده نور آسمـان هـا بـه زمین

 امشب شـده مـتـصـل ثـریا بـه زمین

امشب گل بـاغ مصطفــی آمده است

 آورده تمام کهکشــان را بـه زمـیــن

امشب متحیــرم کــجـــا را نـگــرم

 آیــا نــگــرم بـه آسمان یا به زمین؟

ارکــان زمیـن بـه رقـص در آمده اند

 غـوغـای عـجیبـی شده بر پا به زمین

ای کاش کسی بود که با من می گفت

 امشب چـه خبر شده در أبوا به زمین؟

جمعــی ز فــرشتـگـان ندا سر دادند

 آورده خــدا ولــیِ خــود را به زمین

از بطــن حـمـیـده و ز صـلب صادق

 آمــد پـسـری به نام موسی به زمین

تا دیــده گشود ماه لرزید و شکست

 افتــاد از آسمــان در این جا به زمین

با خیل فرشته هــا بــه همراه علــی

 آمد ز جنان حضرت زهرا به زمیــن

امـشـب چه شود عیدی ما این باشد

 یـک لحظه نظر کنی خدایا به زمین

*

*

*

*

مژده‏ اى دل که به ماتاج سرى داد خدا
شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا

سجده شکر به جا آر که از رحمت خویش
تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا

شجرطیبه ى گلشن طاها را باز
هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا

تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف
صدف بحر ولا را گهرى داد خدا

اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف
صادق آل نبى را پسرى داد خدا

ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد
که به ما ناجى نیک و سیرى داد خدا

بهر آزادى ابناء بشر باردگر
به بشر رهبر فریادگرى داد خدا

تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل
مژده ‏ى آیت فتح و ظفرى داد خدا

تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر
امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا

شادمانم من ژولیده که از رحمت خود
به من بى هنر امشب هنرى داد خدا

*

*

*

*

شیعه شادی بنما هفت صفر آمده است
شجر پاک ولا باز به بر آمده است

ششمین ماه ولا حضرت صادق(ع) شاد است
شکر حق گوید ودیدار پسر آمده است

بعد دیدار پسر گفت به یاران حضرت
شاد باشید که اشرف به بشر آمده است

خانه ی حضرت صادق شلوغست سه روز
چون زاطعام در آن خانه خبر آمده است

آمده حضرت موسای به کاظم معروف
بهر شیرین شدن غیض شکر آمده است

اهل حاجات بده مژده که غم زائل شد
شادمان جمله ی حاجات که در آمده است

نهمین گوهر عصمت و امام هفتم
صالحان را بنگر نیک که سر آمده است

آمده آنکه شود حبس یه زندان بلا
در ره حق به پذیرفت خطر آمده است

گوی تبریک در این روز به مولا مهدی
آخرین ماه که غائب زنظر آمده است

*

*

*

*

در هفتم ماه صفر شد جلوگر ماهى منور
تابیده نور از طلعت موسى بن جعفر

عالم شده نورانى از ماه جمالش
گشته فضا خوشبو ز عطر بى مثالش

دل گشته محو جلوه ى زیباى این سیمینه پیکر
شهر مدینه شد زنور نورانى امشب

موسى بن جعفر آمده مهمانى امشب
بیت امام ششمین از این گهر بگرفته زیور

خندد چو غنچه هر دم از شب تا سپیده
بر دامن مام کرام خود حمیده

لبخند شادى مى‏ زند مادر براین یاس معطر
باب الحوائج هفتمین گنج امامت

بر دوستان خویشتن دارد عنایت
ما را بود در رنج و غم این مهربان همراه و یاور

( زمزار )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.