سنگ دل

دلم شکست (شعری از علیرضا بدیع)

( دلنوشته )

دلم شکست … (شعری از علیرضا بدیع)

دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟

به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟

دوباره وصله ای از بوسه های دلچسب ات

برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟

اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟

دمی ضماد گذاری… دمی گزند زنی

مباد دود دل من به چشم غیر رود

مخواه بیشتر آتش درین سپند زنی

منم که پیش تو از بید سر به زیرترم

تویی که طعنه به هر سرو سربلند زنی

دوباره همهمه افتاده است در کلمات

که در حوالی این شعر دیده اند زنی

زنی که وصفش در این غزل نمی گنجد

زن از حریر..از ابریشم..از پرند..زنی..

( زمزار )

<< بیشتر بخوانید  گفتم به نام نامیت هر دم بنازم ...

همچنین ببینید

شعر غم

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است (مشیری)

( شعر زیبا ) جام تهی … فریدون مشیری همه می‌پرسند: چیست در زمزمه مبهم …